هیچ اپراتوری آنلاین نیست. در حال حاضر با استفاده از صفحه تماس با ما می توانید سوالات خود را مطرح کنید.
    سبد خرید خالی است.
    ارسال نظر
    captcha
    اخرین نظرات
    15 شهريور 00
    میخوام منم از دستاوردهام بگم برای زندگی سالمیا. من بیماری سختی داشتم که قابل درمان نبود و دکتر ها میگفتند این بیماری تا اخر عمر باهات هست، یا باید عمل کنی که باید رگ های مغزت عمل بشه و احتمال داره شنواییت رو از دست بدی. یک شب خیلی دعا کردم و اصلا نمیدونم چی شد دوره جذابیت درونی رو خرید زدم وقتی گوش کردم منی که به شدت عصبی و منزوی بودم، از زندگی ناامید شده بودم، حالم خوب شد، ارتباطم رو با خدا برقرار کردم. فهمیدم ریشه این بیماری از عصبی بودن خودم بود که رگ های مغزم آسیب دیده بود و به طرز خیلی باور نکردنی بیماری من خوب شد و دیگه قرص نمیخورم و علائم بیماری هم از وجودم رفت، هیچکس حتی خودم باور نمیکردم. دوره های عزت نفس تا اعتماد به نفس، جزیره گنج، جدایی تا تعالی رو تهیه کردم و هر کدوم رو گوش دادم یک گره از زندگی من باز شد.وارد چالش چهارماهه شدم، خصوصیات کسی که دلم میخواست نوشتم ولی هیچوقت فکرشو نمیکردم همچین کسی پیدا بشه ولی خیلی جالب و کاملا اتفاقی آقایی وارد زندگی من شده که تمام ویژگی هایی که میخواستم داره، انقدر به من ابراز علاقه میکنه، احترام میگذاره و حرفهایی میزنه که من تعجب میکنم، از لحاظ ظاهری، موقعیت اجتماعی ، اخلاقی همونی هست که میخوام. چالش چهارماهه جواب میده، من ازش جواب گرفتم، شمام جواب میگیرید
    پاسخ
    -2
    انصراف

    15 شهريور 00
    خانم هروی روزی که با شما اشنا شدم تو وضعیت صفر بودم. از کاری که درآمد خیلی کمی داست حتی اخراج شدم! ولی ناامید نشدم دوره ها رو ادامه دادام...روی جزیره گنج فوکوس کردم و یک فردی سر راهم قرار گرفت که سبب شد معجزه‌وار یک شغلی رو شروع کنم و مجموعه خودم رو راه انداختم. الان که چندین ماه میگذره درآمدم به ۳۶ میلیون رسیده و میخوام مجموعم رو گسترش بدم‌‌. قبلا تو رابطه ای بودم که اهداف یکسانی نداشتیم وجدا شدیم ولی بعد از چالش چهارماهه ایشون برگشته و میگه خیلی جذاب شدی و فهمیدم چقدر بهت علاقه مند شدم و ازم فرصت میخواد. من معجرات چالش رو دیدم
    پاسخ
    -4
    انصراف

    15 شهريور 00
    خانوم هروی و دوستان عزیز من دستاوردهایی دارم ک مثل معجزه هست. من مهاجرت کردم و در یک کشور اروپایی زندگی میکنم. بعد از مصاحبم برای گرفتن اقامت به من جواب منفی دادن ولی بعد از یک ماه به طرز معجزه وار اداره مهاجرت این کشور، جواب منفیش رو خودش پس گرفت که این اصلا چیزی جز معجزه نیست چون با دوره جزیره گنج یاد گرفتم چطور با خدای خودم حرف بزنم. هر روز قدرشناسی میکردم و میدونستم تنها حامی من خداست. پول‌های میلیاردی وارد حسابم شد. با چالش چهارماهه من بعد تجربه دوبار جدا شدن و طرد شدگی هایی که داشتم ، ۸ ماه پیش با آقایی وارد رابطه شدم که در طول رابطه ایشون آینه من بودن و الان یک رابطه رویایی ساختیم. برام هدایای گرون و طلا میخره و میگه تو مثل مروارید و الماسی. زندگیم از همه لحاظ دچار فراوانی و آرامش شده خدا رو شکر
    پاسخ
    -2
    انصراف

    15 شهريور 00
    من با سختیای زیاد بزرگ شدم خانم هروی. پدر سختگیری داشتم.. با شوهرم بدرفتاری میکردم چون محبتی ندیده بودم و محبت کردن هم بلد نبودم.. از اینکه شوهرم به خانوادش محبت میکرد عصبی میشدم!. چون اعتمادبه نفس و عزت نفس نداشتم.بچه دار شدیم اما رابطمون دورتر میشد. وقتی دوره جذابیت درونی رو گرفتم باهاش ساعتها گریه کردم فهمیدم من با خودم چیکار کردم. پراز گفت‌و‌گوی درونی بودم ، رفتارهای خوب همسرم رو نمیدیدم با گوش دادن دوره ها تصمیم گرفتم رابطمو احیا کنم. وارد چالش چهارماهه شدم و با دوره عزت نفس طلسمهامو دیدم. همسرم آزمون استخدامی قبول شد و وضعیت شغلش تغییر کرد. رابطه‌م با شوهرم خوب شده بهم توجه میکنه در مورد ظاهرمم نظر میده. حقوقم چند برابر شد و تشویقی بهم تعلق گرفت. دیگه افکار منفی نداررم و همیشه دعاگوی شما هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    تحصیلکرده هستم و ظاهر خوبی دارم ولی هیچ وقت رابطه خوبی نداشتم. ترس خیانت داشتم و رابطمو با خیانت از دست دادم. با جزیره گنج فهمیدم اون انرژی لازم رو مدام میخواستم از دیگران بگیرم .. با خدا رابطم خوب شد و جون گرفتم.. بعد از فوت مادرم انگار همه چیزمو از دست داده بودم با دوره های شما سرپا شدم وارد چالش چهارماهه شدم و برای ویژگی‌های فرد مقابل دکتر بودن رو نوشتم و خودم برای دکترا آماده شدم با چالش چهارماهه فردی اومد که تموم ویژگی ها رو داشت، دکتر هم بود.. دوره ها رو گذاشتم کنار و فهمیدم با کسی رابطه داره.. حتی اسم افرادی که باهاشون به من خیانت میشد هم یکی بود!دوباره دوره ها رو عمیقاً شروع کردم اون آقا برگشت و دو ماهه در ارتباطیم و رابطه خوبی رو پیش می‌بریم...توی کارم از پروژه اسمم رو حذف کرده بودن ولی یک جلسه‌ای تشکیل شد و الان مدیر اون‌ پروژه تعیین شدم .. ساعت کاریم کمتر شد و الان توی لیست پاداش قرار میگیرم. با خودم مهربون شدم از خودم انتقاد نمیکنم.ممنونم از خدا که شما رو سر راهم قرار داد
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    دوستای زنذگی سالم و خانوم هروی سلام. من 27سال در زندگی ای بودم که واقعا در اون تحقیر میشدم و دو سال پیش جدا شدم. توی اون رابطه من باج مالی ، عاطفی دادم و اقتدار جدا شدن نداشتم، برای همین من سالها باج میدادم و سیلی میخوردم، اون آقا اعتیاد داشت، هیچ احترامی به من نمیگذاشت.بعد از جدایی وارد رابطه ای شدم و آقایی اومد توی زندگیم که شرایطش همونی بود که همیشه ایده ال من بود، اوایل رابطه ایشون خیلی خوب بود ولی باز ایشون هم تغییر کرد، من دوباره داشتم باج میدادم ...با کانال آشنا شدم، دوره های جذابیت درونی، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم، شروع کردم تا حدی کار کردم و این آقا با همون کار کردن کم من، تغییرات فوق العاده ای کرد و رفتارش خیلی عالی شد.دوره از جدایی تا تعالی رو تهیه کردم، به طرز باورنکردنی از وقتی این دوره رو گوش کردم تازه تونستم دوره های قبلی رو بهتر متوجه بشم، من رفتم درون سایه هام، سایه های ارتباطیم رو پیدا کردم..این آقا چند روز پیش برگشت و حرف هایی بهم زد که من تا حالا ازشون نشنیده بودم. این اقا بهم میگفت اگر تو توی زندگی من نباشی من اصلا دنبال ازدواج نیستم. میگفت من خیلی ناراحتم، حالم بده از اینکه نمیتونم کنارت باشم و خیلی دوست دارم که کنار تو باشم، دوست دارم این رابطه رو جدی شروع کنیم و ادامه بدیم ، شرمنده هستم از اینکه توی مدت اذیت شدی، ناراحت شدی، خیلی بهم داره توجه خاص میکنه و من خدارو شاکرم که دارم خودم رو بهتر میبینم و بیشتر میشناسم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    سلام. اومدم بگم با دوره‌های شما یک من جدید متولد شد، بعد از دنیا اومدن پسرم و قبولی در مقطع ارشد و شروع کارم ارتباط عاطفیم با همسرم کمرنگ شده بود و عملا طلاق عاطفی بینمون اتفاق افتاده بود. پدرم دچار بیماری سرطان شده بود . وارد چالش شدم تمریناتم رو انجام میدادم و رابطه عاطفیم آروم آروم داشت بهتر میشد.بیماری پدرم بهبود پیدا کرد و الان سلامت کامل داره کارم قفل شده بود و درآمدم بالا نمیرفت و با تمرینات پیش رفتم و مدام همه دوره ها رو گوش دادم.ایمان داشتم که در نهایت آرامش به نتیجه میرسم الان توی کارم جزو برندهای شهر شدم . از مکان اجاره‌ای به جایی نقل مکان کردم که برای خودم هست. ۱۱ نفر پرسنل دارم، درآمدم عالی شده. فروردین همسرم ماشین مورد علاقمو حتی با رنگ مورد علاقم کادو خرید و همونی شد که توی چالش نوشته بودم.
    پاسخ
    -1
    انصراف

    14 شهريور 00
    همسرم بهم خیانت میکرد! ولی با وجود اون شکست تونستم آزمون دکترا دانشگاه تهران قبول بشم ..پسرم دچار مریضی سختی شد و نتونستم دکترا رو ادامه بدم...دوره‌های شما رو وارد زندگیم کردم و بلند شدم. با چالش چهارماهه دستاوردای زیاد داشتم. به زودی پسرم قطع درمان میشه و بهبود کامل پیدا میکنه.با چالش۴ماهه همسرم بهم برگشت و این بار عاشقانه‌تر از اوایل برگشت.. عاشقانه در آغوشم میگیرهمردی که من ده سال نمیدونستم که میشه اینقدر خوب باشه . ازم عذرخواهی میکنه و دستم رو میبوسه.. اون خانم از زندگی ما معجزه‌وار رفت... برای تولدم تدارک دید و جشن بزرگی برام گرفت.....از اول سال ۱۴۰۰، شغلی پیدا کردم که میدونم آینده درخشانی داره
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    خسته نباشید. من زمانی با کانال آشنا شدم که یک جدایی رو تجربه کردم و حالم خیلی بد بود و من دختری بودی که توی تمام زندگیم همیشه پر از افکار منفی بودم، همه ی روابطم نصفه و نیمه بود و ترک میشدم یا خیانت میدیدم. چالش چهار ماهه واقعا برای من معجزه کردچیزی که فکرش رو هم نمیکردم...بعد از کار کردن روی خودم، همون کسی که میخواستم دوباره به زندگی من برگشت و ما وارد رابطه شدیم من از کارم که در یک شرکت معتبر و معروف بود با اقتدار اومدم بیرون ، چون اون شغل مناسب من نبود و من فقط بخاطر ترس از بی پولی سر اون کار میرفتم، بار ها باهام تماس گرفتند که برگردم حتی با حقوق بالاتر ولی من با عزت نفسی که به دست اورده بودم نپذیرفتم، بعد از انجام دادن تمرینات دوره عزت نفس و اعتماد به نفس، کار و هدف اصلی خودم رو پیدا کردم و اقتدار به دست اوردم کار مستقل خودم رو شروع کنم و دیگه مثل سابق نمیترسیدم که نکنه نتونم و نشه. روز تولدم درسواره قانون استغنا رو به خودم هدیه دادم و به طرز خیلی جالب از کسی که دوستش داشتم کادویی رو گرفتم که یکسال بود میخواستم همون چیز رو با همون مدل برای خودم بخرم ولی نمیشد و اون بدون اینکه بدونه برام خریده بود
    پاسخ
    -1
    انصراف

    14 شهريور 00
    سلام من میخوام از دستاوردم بگم خانوم هروی. به دلیل مشکلات افسردگیم با همسرم به تایلند سفر کردیم و با یک اکیپ آشنا شدیم و رفت و آمد خانوادگی شروع کردیم...یکی از آقایون متاهل اکیپ بهم ابراز علاقه کرد! همسرم هیچ تایمی به من اختصاص نمیداد و من خلاء داشتم و با ایشون میخواستم جبران کنم.این رابطه مدتی طول کشید و همسر هردومون فهمیدن و ایشون جدا شدن... همسرم یک ماه باهام قهر بود...رو به حرم امام رضا دعا کردم و نماز خوندم و از خدا خواستم کمکم کنه...دوره ها رو شروع کردم و روی خودم کار کردم همسرم سه دانگ خونه رو به نام من و سه دانگ به نام دخترم زد و گفت اگه بلایی سرم بیاد نرو سراغ آدمای اشتباه و بی سرپناه نمون :( شرمنده همسرم شدم .الان مثل روزای اول آشنایی بهم احترام میذاره و میگه خوشحالم که تونستی تغییر کنی و خودت رو نجات بدی....اون آقا رو هم بخشیدم چون اون با بدی‌هاش باعث شد قدر خوبیای همسرم رو بدونم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    سلام دوستان زندگی سالمی. من دو بار از همسرم طلاق گرفتم هربار به در بسته میخوردیم. با زندگی سالم آشنا شدم کل دوره ها و درسواره ها رو خریدم و روی خودم کار کردم و برای بار سوم با همسرم ازدواج کردم.و الان زندگی ما عالی شده چون من طلسم های روانی خودم رو پیدا کردم و فهمیدم ترس های مادرم چطور زندگی منو مغلوب کرد و به نابودی کشوند. همش ترس از دست دادن داشتم، این باعث شد که من همش بخوام اون یه چیزو به نامم بزنه و اون نمیزد. کسی که در لحظه طلاق به من گفته بود ازت متنفرم با کار کردن روی خودم دنبال من اومد. من اینبار شرط نداشتم نه از سر بدبختی، از سرِ اقتدار که فهمیدم نیازی به چیزی ندارم از سر غنی بودن. سکوت کردم و اون دقیقا بدون اینکه من بگم کارهایی و کرد که من دلم میخواست.حساب های بانکیشو به نام من میکنه درصورتیکه قبلا میگفت نه برای چی باید بکنم.با دوره جدابیت درونی و عزت نفس تمام طلسم هایی که از کودکی درونم بود رو پیدا کردم و سایه هام رو دیدم و خیلی خیلی کمکم کرد ساعتها گریه کردم با این فایلا وقتی فهمیدم همه چیز از درون‌من بوده .... با جزیره گنج ارتباطم با خدا عالی شد من یک هنرمندم که مدام دنبال هنرنمایی بودم ولی دیده نمیشدم اما با این دوره ها فهمیدم منِ حقیقی نبوده و حالا حتی کوچکترین کارهامم به چشم میاد
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    روزی که با کانال شما آشنا شدم تصمیمم برای خودکشی قطعی و جدی بود شکست توی رابطم خورده بودم ایشون انسان سالمی بود و نتونست تحملم کنه و ترکم کرد.. بیزینسم رو از دست دادم و حتی برای کمترین مبالغم محتاج خانواده شدم. گفت و گوی درونی داشتم و روحم بیمار و فاسد شده بود. پول قرض کردم و جذابیت رو خریداری کردم و ۱۵ روز تمام از خونه بیرون نرفتم و دوره رو شروع کردم یک من جدید ساخته شد.. منی که اعتقادی به خدا نداشتم عاشق خدا شدم همه آدمایی که ازم فراری بودم سمت من اومدن. دوره عزت نفس رو تهیه کردم و با ترس زیاد کارم رو تغییر دادم . الان شغلی که از بچگی آرزو داشتم رو شروع کردم و گسترش دادم و به درآمد خوب رسیدم و تیم همکاری دارم... حال دلم خوب شده و از شما ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    میخوام یه قسمتی از دستاورهام را بهتون بگم عزیزان. یک کلاهبرداری مالی از من شد، همه پولم و از دست دادم به نقطه صفر رسیدم! دو ماه فقط روی خودم کار کردم با دوره ها و پیشنهاد کاری خوبی بهم شد مورد تشویق مدیر قرار گرفتم.بعد از مدتی ترفیع درجه گرفتم و با اینکه کوچکترین عضو مجموعه بودم سرپرست کل مجموعه شدم.اون آقایی که از رابطه رفته بود برگشت و گفت تو با همه فرق میکنی.. نمیخوام تو رو از دست بدم. وارد چالش چهارماهه شدم و مدیرم بهم پیشنهاد سرپرستی توی شرکت دوم رو داد با ساعت کاری کمتر و حقوق بیشتر از دو شرکت. یکی از شغلهام درآمد دلاری داشت و صاحب این بیزینس یک شخص آمریکایی هست که از اقتدار من تعریف میکرد و توی هرجلسه‌ای از کاریزمای من گفته میشد...یک آقای دیگه که دو سال پیش تو زندگیم بود و یکی از مشهورترین خلبان ها بود و با رفتنش باعث شد من به خودکشی فکر کنم، برگشت، در حالی که فکر میکردم شاید آسمون به زمین بیاد ولی ایشون هرگز برنمیگرده! برگشت وبه من پیشنهاد ازدواج داد که باهم مهاجرت کنیم، و من با اقتدار و آرامش نه گفتم.. گفت من بهترین خونه و بهترین ماشین و برای تو در فرانسه مهیا کردم لطفا بهم فرصت بده ولی نپذیرفتم و موقع خداحافظی بغض داشت..و من اونجا به این حرفتون ایمان اوردم که هیچ غیرممکنی وجود نداره.. و یک پیامی برام اومد و اون فردی که کلاهبرداری کرده بود پیدا شد و گفت پولم رو پس میده!فهمیدم باایمانِ بیشتر تلاش کردن نتیجه میده
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    سلام منم میخوام از دستاوردم بگم. من فرزند ناخواسته بودم.. کمبود محبت داشتم و از سن کم مدام وارد رابطه میشدم و اجازه میدادم ازم سواستفاده بشه.مضطرب بودم .. تا ۱۸ سالگی دوبار خودکشی کردم! قرص اعصاب میخوردم. عاشق یک آقایی شدم و با حمایتاش برام مثل بت شده بود.. بعد از مدت کوتاهی رابطه کمرنگ شد اما ۱۰ سال این رابطه آشفته ادامه پیدا کرد...دوره ها برام مثل دارو بود روی خودم کار کردم و به طور اتفاقی متوجه شدم این آقا کارهای خیلی بدی کرده در طی این ۱۰ سال ! توی این سالها از زندگیم خارج نمیشد و بعد از کار کردن روی دوره ها و اقتداری که پیدا کرده بودم خیلی ساده از مدار زندگیم خارج شد...با آقایی آشنا شدم که مشابهش رو تو زندگیم و ارتباطاتم ندیده بودم.. تمام ویژگی‌هایی که توی چالش چهارماهه نوشتم داره.میگه تو منو جادو کردی که اینقدر دوستت دارم، حالم باهات خوبه مثل الماس هستی و لیاقت بهترینا رو داری، برام در حد توانش هزینه میکنه و پیش اطرافیانش ازم تعریف میکنه.تو محل کارم ارتقای شغلی پیدا کردم و انقدر خودم رو توی این مجموعه خوب نشون دادم که قراره ارتقای دوباره بگیرم. شما تو زندگیم معجزه کردید برام مادری کردید ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    سلام و خسته نباشید به خانوم هروی و تیم زندگی سالم. من با دوره ها طلسمای روانی زیادی پیدا کردم و به دنبال اون همسرم بیشتر از قبل بهم توجه میکنه و رابطه مون خیلی بهتر شده. همسرم با یک سفر سورپرایزم کرد در حالی که قبلا با اینکه ازش میخواستم منو سفر ببره ولی نمیبرد. بدون اینکه تلاش زیادی کرده باشم تونستم ماشین بخرم و همینطور تونستم وزنم رو کم کنم. همسرم مبلغی رو برام واریز کرد که فکرشم نمیکردم... خودم رو دوست دارم و برای خودم ارزش قائلم.. از تنهایی با خودم لذت میبرم ... حال خوبی دارم و بازتابش رو در دیگران میبینم و از شما خیلی خیلی ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    خانم هروی من هیچ عزت نفسی نداشتم و برای پر کردن خلاءهام وارد روابط مختلف میشدم.. توی ۲ تا رابطه موازی بودم و فکر میکردم سیاستی دارم که میتونم هر دو رو نگه دارم..اون آقا که باهاش رابطم کمتر بود یک روز ترکم کرد و با وجودی که اون یکی آقا رو بیشتر دوست داشتم ولی بازم گریه میکردم و ناراحت بودم! یک ماه بعد از ترک ایشون تو این یکی رابطم فرو ریختم و این آقا به بدترین شکل ترکم کرد.جرات خودکشی نداشتم ولی جوری رانندگی میکردم که یه اتفاقی برام بیوفته...با شما آشنا شدم و عزت نفس رو شروع کردم.فهمیدم من مسئول زندگی خودم هستم و ریشه مشکلاتم از خودم هست.دوره جزیره گنج رو تهیه کردم و دوباره به خدا وصل شدم .دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و روی خودم کار کردم خواهرم مبلغی رو برام واریز کرد تا بتونم سرمایه‌گزاری کنم. وارد چالش چهار ماهه شدم اون آقایی که ضربه سختی بهم زده بودن برگشتن و ازم خواستن دوباره برگردم و هر قولی لازم باشه میدن تا من تو رابطه باشم ... خوشحال بودم چون میدونستم ایشون مدار بالایی داشتن. همیشه دوست داشتم کارآفرین باشم و کارم متعلق به خودم باشه و مدیر کار خودم باشم.. استارت کارمو زدم و شرکتی رو ثبت کردم..
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    من یک سال و نیمه زندگی سالمی هستم. توی ۶ ماه اول خیلی ساده تونستم ماشین بخرم وارد چالش چهارماهه شدم و ویژگی‌های مدنظرم رو نوشتم و سعی کردم توی خودم تقویت کنم... با فاصله کمی یه آقایی وارد زندگیم شدن ،در ابتدا رد کردم ولی بعد علاقه پیدا کردم ولی ایشون زود پا پس میکشیدن و دلسرد میشدن.خیلی تلاش کردم ولی ادامه پیدا نکرد و ایشون رفتن! عمیقتر رو دوره‌ها کار کردم.. این جدایی باعث شد سایه‌ها و ترسهامو ببینم اون آقا تمام ویژگی‌هایی که میخواستم داشتن...فهمیدم حلقه گمشده زندگیم دعا کردن بود به شکلی که گفتید دعا کردم و گریه کردم از خدا خواستم یه کاری برام بکنه و دیگه آرامش خاصی داشتم. عشقم زنگ زد و ما به هم برگشتیم.این چیزی بود که خیلی براش انتظار کشیدم و تلاش کردم. بزرگ‌ترین دستاورد من از زندگی سالمی شدن پیدا کردن خدا بود که گنج و تکیه‌گاه منه.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    خانوم هروی جان و دوستان عزیز سلام. من تو سن کم با اصرار خانواده با همسرم ازدواج کردم، اون خیلی دوستم داشت ولی من هیچوقت ازدواجم رو به رسمیت نشناختم، همیشه میگفتم تقصیر خانواده من بوده، هیچوقت هیچ کار شوهرم منو راضی نمیکرد و فقط بخاطر حمایت مالی اون، ادامه میدادم، اون بیشتر کار میکرد من توقعم بالاتر میرفت و هر چقدرهم که محبت میکرد اصلا به چشمم نمی اومد! خیلی غیر جذاب شده بودم برای همسرم، زندگی ما ظاهرا مشکلی نداشت ولی تا مرز طلاق پیش رفتیم...دوره ها رو تهیه کردم و کم کم داشتم خودم رو میشناختم که سیلی محکمی خوردم و متوجه خیانت همسرم شدم، همسرم در عین ناباوری بهم گفت که به من خیانت کرده!!دوره از جدایی تا تعالی رو تهیه کردم و فهمیدم ریشه همه ی این مشکلات من توی طردشدگی هام بود و مسائل کودکیم باعث شده بود من خودم رو تحقیر کنم. همسرم به سمت من برگشت و بسیار رابطمون عالی شده و مهمتر از همه حالِ من عالی شده ... دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو مرور میکردم، همسر من الان واقعا تغییر کرده، خیلی بیشتر داره برای من هزینه میکنه، خیلی بیشتر بهم توجه میکنه ، واقعا دارم تغییرات همسرم رو با تمام وجود حس میکنم. بزرگترین دستاوردم ارتباط با خداست و حال خیلی خوبی دارم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    سلام زندگی سالمیای عزیز. اومدم از دستاوردام بگم. من برای خروج از تنهایی روابط سمی و اشتباه داشتم.آخرین رابطم رو با چنگ و دندون نگه میداشتم و به پای اون آقا افتادم که نره ولی رفت! پکیج دوره‌ها رو خریدم.. دوره جذابیت دونی، درونم رو پر از انرژی کرد و آرامش گرفتم.. عالی بود شبانه روز این تعلیمات رو زندگی کردم. با درسواره احترام به خود فهمیدم کلید زندگیم اونجاست چون اصلا برای خودم احترام قائل نبودم .. تمام دوره‌ها خلاء زندگیمو پر کردن.. توی چالش چهارماهه شرکت کردم.من همه جا بی احترامی دیده بودم و احترام برام مهم بود.فهمیدم این منم که خودم به خودم اهمیتی نمیدم اون آقا که رفته بود خارج، بهم زنگ زد و گفت برگشتم ایران و میخوام ببینمت..ایشون قبلا حتی یک شاخه گل برام نمیخرید، وقتی در ماشینو باز کرد یه دسته گل خیلی بزرگ و خوشگل بهم داد که من تاحالا توی مغازه های گل فروشی هم ندیده بودم و یک ساعت رولکس اصل و یک گردنبند طلا که اسمم روش کار شده بود خریده بود... منو کافی‌شاپ برد و ازم خواست که دوباره رابطه مونو شروع کنیم...مدیرم توی شرکت یک کارت هدیه با مبلغ بالا بهم داد و ازم خواست ادامه همکاری داشته باشم و منو از همکاران خوب خودش معرفی کرد.من دانشگاه نرفتم ولی الان تو بهترین دانشگاه زندگی دارم آموزش میبینم و نمیخوام هیچوقت درسای این دانشگاه تموم شهاین سفر بهترین سفر زندگیمه و تموم نمیشه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    سلام من در ابتدا با ویس‌های کانال شروع کردم.. مادرم برام ماشینی رو خرید که آرزوشو داشتم. دوره جذابیت درونی و عزت نفس رو خریدم.بعد از دو سال درگیر این رابطه بودن، اون آدم از زندگیم برای همیشه رفت.اونقدر جذابیتم زیاد شده بود که تو هر جمعی میرفتم همه ازم تعریف میکردن. رشتم رو تغییر دادم و برای ارشد رشته دیگه ای کنکور دادم و از خدا خواستم تهران قبول بشم و تهران قبول شدم..پسری به زندگیم اومد و گفت تو رو برای ازدواج میخوام..دوره جدایی تا تعالی و درسواره ها رو هم تهیه کردم..وارد چالش 4ماه شدم ، با درسواره استغنا، بعد از مدتها عاشق شدم و منی که فکر میکردم همیشه تنها میمونم این پسر بهم گفت تو الماس منی و باید مراقبت باشم و منو به خانوادش معرفی کرد و خانوادش خیلی دوستم دارن.. چه ظاهری چه باطنی همون فردی هست که میخواستم..بدون ترس دوسش دارم..دوره عزت نفس یادم داد چطور چهارچوب خودم رو بشناسم و هیچ چیزی چهارچوب من رو تکون نده.. آرامش دارم...همون پسری که تحقیرم کرده بود بهم گفت یک ساله نتونستم فراموشت کنم و بهت فکر میکنم!
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    خانوم هروی من پکیج دوره هارو تهیه کردم و تصمیم رو گرفتم که رابطه ی ناسالمی رو که در اون به شدت احساس حقارت میکردم، تموم کنم چون جایگاهم در اون رابطه از بین رفته بود با گوش دادن به دوره های جدایی تا تعالی، عزت نفس و اعتماد به نفس و جزیره گنج به این رسیدم که باید یک فکر جدی برای حال خودم بکنم... دو هفته بعد از جداییم به شکل معجزه آسایی یک آقا به من پیشنهاد ازدواج دادند و از من خواستگاری کردند و چون بیشتر معیار های من رو داشتند قبول کردم و وقتی جواب بله رو دادم بعد دو هفته از آلمان به ایران اومدند و تمام مراسمات ما انجام شد وما عقد کردیم و خیلی جالب بود که سیر مراسمات ما خیلی روان اتفاق افتاد،خانواده ی ایشون از این وصلت به شدت خوشحال بودند بدون اینکه من رو خیلی بشناسند ولی خوشحالی تو صورت شون موج میزد... انگار یک زنگ بیداری در مسیر زندگی من خورد و واقعا یک سری در های رحمت به سوی من باز شد همسرم واقعا آقای موجهی هستند و از لحاظ اخلاقی و شان اجتماعی جایگاه خوبی دارند و من نمیتونم هیچ عدد یا رقمی بگذارم برای میزان علاقه ای که به من دارند ومن رو دوست دارند. همیشه به من میگه زندگی خوب و آرامش داشتن حق تو هست و میگفت مثل یک ملکه زندگی کردن در شان تو هست. خواستم بدونید که آگاهی چقدر توی مسیر زندگی آدما تاثیر میذاره و میدونم اگر اگاهی نداشته باشم حتی توی این انتخابم هم به مشکل میخورم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    سلام و خسته نباشید خانم هروی عزیز... من دستاوردهای خوبی داشتم... با اینکه همسرم درامد بالایی داشت ولی برای من هزینه نمیکرد. و من از درامد خودم خرج زندگی رو میدادم . من با دوره جذابیت درونی، دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج روی خودم کار کردم بعد از یه مدت کار کردن روی خودم دیدم به طرز عجیبی خرید های گرون قیمت برای من انجام میده، هزینه هایی که هیچ وقت نمیکرد طلسم های روانی من باعث شده بود من نتونم رابطه زناشویی خوبی داشته باشم و من روی اینها کار کردم و این قفل رو هم شکشستم خانواده همسرم قصد داشتن زندگی ما رو خراب کنند، گفتید آدم ها رو به شکل یه بازیگر ببینید که اومده به شما درس بده.کینه رو از دلم دور کردم و شروع کردم به تمرین کردن و به شکل معجزه اون ادم ها از زندگی من رفتند. بعضیاشون کلا از این شهر رفتند آرامش به زندگی من اومده... من مسئول یه مجموعه بزرگ هستم، زیبا و موفق هستم ولی عزت نفس خیلی پایینی داشتم، ساعت ها درگیر آرایش کردن بودم ولی الان خیلی اعتماد بنفس دارم خیلی با خودم راحتم و بدون آرایش بیرون میرم ..رابطه من با همسرم خیلی بهتر شده، کارایی که هیچ وقت برای من انجام نمیداد، الان ماشین مدل بالا برای من خریده به نام خودم و یه خونه دو طبقه بسیار شیک به نام من زده... هر روز دارم بهتر از قبل میشم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    من و خواهرم از ۱۸ سالگی سر کار رفتیم و زندگی رو ساختیم و برای زندگی جنگیدیم...برادرم جا پای پدرم گذاشت و این بار چک های من و خواهرم رو هم داده بود توی کارش..حکم جلب برادر و خواهرم گرفته شد. همیشه به پدر و برادرم میگفتم شما ما رو پایین کشیدید و همین حرفها و سرزنش‌هام باعث میشد توی همون سطح بمونم.وارد چالش چهارماهه شدم...با چالش چهارماهه درس هایی که گرفتم روی پله عشق قرار گرفتم ،مردی که مشخصاتش رو نوشته بودم وارد زندگیم شد و دیدم چقدر حس لیاقتم پایینه! دوباره وارد چالش چهارماهه شدم تا احساس لیاقت رو درونی کنم.. فهمیدم ما از نظر ارزش در یک شرایط هستیم و حالا به خودم احترام میذارم و تغییرات رو میبینم که خودش میاد سمت من...یک بدهی داشتم بابت جنس‌های فروشگاه، و تصمیم داشتم ماشینمو بفروشم چون پدر و برادرم همیشه راه حلشون برای دادن بدهی‌ها فروختن چیزی بود.. ولی توی تضاد بودم و شروع کردم برای هرچی دارم سپاس‌گزاری کردم... یک روز قبل از موعد پرداخت، پول جور شد بدهیمو پرداخت کردم و حتی نزدیک ۲۰ میلیون جنس هم برای مغازمون خرید کردم از همونجا و اعتبار من و خواهرم حفظ شد..
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 شهريور 00
    دوره جذابیت درونی و عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم و برای من عالی بودند، برای من بسیار ناب بود کم کم من به ارامشی که میخواستم رسیدم، با گوش دادن به دوره ها خیلی گریه کردم، بار ها گوش کردم، سایه هام رو دیدم، روی خودم خیلی کار کردم. گفتم ای کاش خیلی قبلتر اشنا میشدم...من با چالش چهارماهه به دستاورد های بزرگی رسیدم، حالا همسرم خیلی بهم توجه نشون میده و باورش برای من واقعا سخته، شعر های عاشقانه میخونه، هرروز منو در اغوش میگیره و به بچه ها میگه هر چی مامان بگه من همون کار رو انجام میدم، ماشین من رو عوض کرد و مدلی که خودم دوست داشتم برای من تهیه کرد، همسرم که حاضر نبود با من گفتگو کنه حالا میاد سر موضوعات مختلف با من سر حرف رو باز میکنه، پیش از این ما هرروقت گفتگو داشتیم دعوامون میشد، اما الان اون پیش قدم میشه برای پرسیدن نظرات من، بهم میگه من دوست دارم برای تو مرد رمانتیکی بشم و دارم میگردم چطور میتونم این کارو بکنم، توی قرنطینه که بیشتر زندگی ها دچار اختلاف شده من و همسرم کمترین اصطحکاک رو باهم داشتیم، یه روزایی بهم میگه تو برو استراحت کنه، میره توی آشپزخونه برای من میز رمانتیک صبحانه میچینه، آشپزی میکنه و اینها برای من فوق العاده ست. همسرم چندین بار ازم خواسته اصلاحش کنم، میگه منو راهنمایی کن، کسی که هیچوقت حاضر نبود پیشنهادات من رو بشنوه حالا از من میخواد که من اصلاحش کنم و این برای من خیلی ارزشمنده
    پاسخ
    -0
    انصراف

    امیررضا 30 مرداد 00
    سلام و وقت بخیر. آیا تمامی دوره های شما مربوط به زنان است و مردان نمیتوانند استفاده کنند و بهره ببرند و یا برای مردان نیز قابل استفاده است؟
    پاسخ
    -0
    انصراف

    مطهره سادات موسوی 1 مرداد 00
    عالی هستید
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ساناز 13 تير 00
    سلام خانم هروی عزیزم من 3 سال پیش از آقایی جدا شدم و این اقا منو مدام تحقیر میکرد کوچیک میکرد در صورتی که من جایگاه اجتماعی خوبی دارم تحصیلات دارم خانواده دارم کار خوبی دارم درامد خوبی دارم چهره خوبی دارم هزار مرتبه شکر که خدای من چیزی برام کم نذاشته ولی این اقا خیلی از هر نظر که فکرش رو بکنید از من پایین تر بود خلاصه مدام منو تحقیر میکرد و بهم توهین میکرد و بعد 3 سال رابطه منو به قول خودش انداخت دور. من 3 سال پیش با کانال شما اشنا شدم و صدای دلنشین شما ارامش بخش شبهای من بود بعد 2 سال وارد یک رابطه شدم با یک اقایی 10 پله بالاتر از اون اقا و لول شخصیتی عالی و من خوشحال تر از همیشه من 3 سال پیش پیجهای شما رو خریداری کرده یودم و گوش کرده بودم و حضور این اقا تو زندگیم رو دست اورد بزرگی میدونستم یکسال رابطه ما دوام اورد یکسال پر ازدعوا و جنگ و بحث و خلاصه انگار رابطه قبلیم دوباره تکرار شد همون تحقیرها همون توهین ها و دست آخر با همون جمله رابطه ما هم تموم شد تو را باید انداخت دور توی سطل آشغال من خیلی روی خودم کار کردم تو این 3 سال من دیگه ادم 3.پیش نیستم ولی چرا همون داستان برام تکرار شد و الان در حال حاضر یک ادم نادم پریشان بی رمق و دگرگون احوالم و از شما عاجزانه درخواست کمک دارم لطفا بهم کمک کنید لطفا ممنونم از شما بخاطر تمام آموزشهاتون و همه چیز دیگه....
    پاسخ
    -0
    انصراف

    آلاله مدیری 17 خرداد 00
    سپاسگزارم بابت انجام این کار بسیار نیکو!🙏🏻🌹
    پاسخ
    -0
    انصراف

    30 ارديبهشت 00
    سلام من سال 98 یه مشکلی داشتم دوستم گفت عضو کانال خانم هروی شو من فایل های کانالش گوش کردم خوب بود. دوره جذابیت درون گرفتم تمرینات که انجام میدادم فهمیدم که آره من خیلی حماقت هام زیاد بوده خیلی کار اشتباه زیاد کرده بودم. دوره عزت نفس تا اعتماد بنفس گرفتم گوش کردم وتمریناش رو انجام دادم یه اتفاق خیلی عجیبی افتاد، من توی شرکتی کار میکردم دفتردار بودم بااینکه من فوق لیسانس حسابداری دارم کارای ساده حسابداری انجام میدادم ویه حقوق بخور نمیری هم میگرفتم منی که حقوق 2تومن میگرفتم توی دوماه یدفعه 20میلیون دستم اومد. همون شد یه سکوی پرتاب خوب و دومین و سومین کار هم بهم پیشنهاد شد و الان سه تا کار حسابداری انجام میدم.من دوره بورس گذرونده بودم .یک جا یدونه پیام گذاشته بودم در مورد یه سهمی.بعد فهمیدن که اون تحلیل من خیلی خوبه . زندگیم پر از موفقیت شده و اینا رو مدیون همه دوره ها هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سیما 30 ارديبهشت 00
    وقت به خیر خانم هروی. من با دوره ها به شدت روی خودم کار کردم و به فاصله یکی دو روز به صورت خیلی باور نکردنی یه اقایی بهم پیام داد که از من خوششون اومده و ماه ها بود که اینو میخاسته بهم بگه ولی نگفته.ازین تعجب کرده بودم که دقیقا اون شبی که مسئلم رو دیدم اون آقا فرداش بهم پیام داده بود ! خیلی از خصوصیاتی که میخاستم رو ایشون دارن. میخاستم زرنگ و فعال و یکی شبیه خودم آدم مثبت نگری باشه این ویژگی هارو دارن . میخوام بگم دوره ها زودتر از اون که فکرشو بکنید نتیجه میده
    پاسخ
    -0
    انصراف

    A 30 ارديبهشت 00
    سلام خانم هروی. من زندگی و کودکی تلخ و سختی داشتم... پارسال شب ۲۱ ماه رمضان زدم زیر گریه و گفتم یه راه پیش پام بذار تغییر کنم...یک هفته بعدش با کانال شما آشنا شدم و عزت نفس رو خریدم. گوش دادم و اشک ریختم واسه تمام لحظاتی که قدر خودمو نمیدونستم. بیشتر از ۲۰ بار گوش دادم و نوشتم، جذابیت رو گوش دادم و نوشتم. رسیدم به جزیره گنج که همون چیزی بود که من گم کرده بودم.. من خدا رو تو زندگیم گم کرده بودم.اول خودمو بخشیدم و اون دخترِ پاک و معصوم رو بغل کردم و بخشیدم... با دوره جدایی تا تعالی طرد‌شدگی‌هامو دیدم و با کودک درونم ارتباط گرفتم..بزرگ‌ترین دستاوردم دونستن قدر خودمه...کار پیدا کردم و درآمد خوبی دارم و مستقل زندگی میکنم. مردهای زیادی با موقعیت خوب سمتم اومدن اما فعلا میخوام تنها باشم.. به همون اندازه که درد کشیدم، حالا حالم خوبه و از خودم و دنیا بدم نمیاد.خدا رو دوست دارم و حضورش رو حس می‌کنم
    پاسخ
    -2
    انصراف

    A 30 ارديبهشت 00
    سلام خانم هروی. من زندگی و کودکی تلخ و سختی داشتم... پارسال شب ۲۱ ماه رمضان زدم زیر گریه و گفتم یه راه پیش پام بذار تغییر کنم...یک هفته بعدش با کانال شما آشنا شدم و عزت نفس رو خریدم. گوش دادم و اشک ریختم واسه تمام لحظاتی که قدر خودمو نمیدونستم. بیشتر از ۲۰ بار گوش دادم و نوشتم، جذابیت رو گوش دادم و نوشتم. رسیدم به جزیره گنج که همون چیزی بود که من گم کرده بودم.. من خدا رو تو زندگیم گم کرده بودم.اول خودمو بخشیدم و اون دخترِ پاک و معصوم رو بغل کردم و بخشیدم... با دوره جدایی تا تعالی طرد‌شدگی‌هامو دیدم و با کودک درونم ارتباط گرفتم..بزرگ‌ترین دستاوردم دونستن قدر خودمه...کار پیدا کردم و درآمد خوبی دارم و مستقل زندگی میکنم. مردهای زیادی با موقعیت خوب سمتم اومدن اما فعلا میخوام تنها باشم.. به همون اندازه که درد کشیدم، حالا حالم خوبه و از خودم و دنیا بدم نمیاد.خدا رو دوست دارم و حضورش رو حس می‌کنم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    30 ارديبهشت 00
    سلام من وقتی جدا شدم با زندگی سالم آشنا شدم...فایل‌های رایگان رو شروع کردم، سپاسگزاری رو وارد زندگیم کردم و نعمت‌های زندگیمو دیدم. قصد برگشت به اون زندگی رو نداشتم با وجود اینکه توی غربت فشار مالی و تنهایی داشتم. شروع کردم به بخشیدن آدمها.. همسرم و اون دختری که وارد زندگیش شده بود رو بخشیدم!آرامش پیدا کردم... وقتی دوره‌ها رو خریدم از روز اول رفتار همسرم تغییر کرد .. هرچقدر من روی خودم کار میکردم رفتار ایشون بیشتر تغییر میکرد ولی من همچنان قصد برگشت نداشتم! حدود یک سال جدا زندگی کردم و تمام مدت روی خودم کار کردم... ورزش میکردم به خودم میرسیدم و علایقم رو دنبال کردم؛ با ترس تنهایی مقابله کردم... دوره گوش میدادم و کتاب میخوندم. بعد از یک سال جدایی از همسرم ، حالا به هم برگشتیم! زندگیم احیا شد.. حالا بچه هام یک خانواده خوب دارن که من با ارزش‌های جدید و منِ جدید از نو بنا کردم. همونقدر که من تغییر کردم همسرم هم تغییر کرده و هر روز شکر میکنه که کنار ما هست..زندگی ما پر از عشق و ارامش شده .حالا با مشکلات با بینش جدید برخورد میکنم.قبلا احساس عدم ارزشمندی داشتم و به این دلیل با دیگران مشکل داشتم و حس لیاقت برای کارم و حقوق بالاتر نداشتم.خودمو دوست نداشتم ولی حالا خیلی به خودم احترام میذارم و کودک درونم رو با نواقصش بغل میگیرم و مادری میکنم.. یک مصاحبه کاری داشتم و بهم گفتن تو با این روزمه عالی تا به حال کجا بودی!؟هیچوقت اینقدر کارمو باارزش ندیده بودم! همیشه ترس مالی داشتم و روش کار میکنم و ریشه‌ی طلسم مالیمو پیدا کردم.پول از کیفم دیگه کم نمیشه و برکت داره و این یک دستاورد مالی هست. بیشتر خرج میکنم و به خدا توکل میکنم و میدونم روزی‌رسان هست و من حقم هست بهترین‌ها رو داشته باشم همه اینها رو مدیون زندگی سالمی شدن هستم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    مریم 30 ارديبهشت 00
    وقت به خیر خانوم هروی . من طی چند ماه اخیر حال خیلی بد ، احساس پوچی و افسردگی شدید رو تجربه کردم و به خودکشی زیاد فکر میکردم و توی ذهنم عملیش کرده بودم. داشتم با رفتارهای بدم تیشه به ریشه کل زندگیم میزدم از شغلم بیرون اومدم با همسرم رابطم خوب نبود حتی تا پای طلاق رفتیم سه روز بعد از دوره جذابیت با نصف مسئولیت هایی که در نظر داشتم ، حقوق دلخواهم و پورسانت به کار برگشتم و شاغل شدم رفته رفته خودم متوجه شدم که مقدار آلودگی و سیاهی های روانم در حال کم شدن هست و به مرور حالم در حال بهبود هست. طلاق عاطفی گرفته بودیم و همسرم به من گفته بود طول روز بهت فکر نمیکنم اگر فکر کنم حالم بد میشه ولی حالا رابطه ام با همسرم به روزهای خوبش برگشت و داریم روزهای خوبی میگذرونیم و فهمیدم دارم روی همسرم فرافکنی میکردم . من از افسردگی شدید که بارها به خودکشی فکر کرده بودم،نجات پیدا کردم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    30 ارديبهشت 00
    پسری بودم که تایید دیگران و جلب توجه رو دوست داشتم .. همیشه به خدا و جهان غر میزدم. توسط دختری که دوستش داشتم خیانت دیدم و فروپاشیدم.. با قدرت، دوره‌های شما رو شروع به کار کردم و در درجه اول یک ورژن جدیدی از من ساخته شد. شغل خیلی خوبی با درآمد خوب به دست آوردم، دکترا قبول شدم ، ماشینم رو ارتقا دادم. روی اندامم کار کردم و دارم به ایده‌آلم میرسم..چند تا دوره شرکت کردم و مدارکش رو گرفتم. قبلا تا از رابطه‌ای خارج میشدم دنبال جایگزین بودم، الان مدتیه فعلا تنهام و رابطه‌ای ندارم و حالم خوبه.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    sama 29 ارديبهشت 00
    خانوادم مجبورم کردن با کسی که در بچگی بهم تجاوز کرده بود ازدواج کنم و از ترسم و تهدیدی که میشدم این رو نگفته بودم.. پدرم به خانواده دوستی مشهور بود ولی بهم سم داد و گفت یا میخوری یا ازدواج میکنی! ازدواج کردم ولی جدا شدم و مستقل زندگی کردم.. رفتم دانشگاه و طبق نظام ارزشی خانواده ارشد هم خوندم.. از لحاظ مالی همیشه گیر بودم! حتی یک شب از نون خشکی که دم در گذاشته بودم برداشتم و خوردم..موقعیت کاری در خارج پیش اومد و مهاجرت کردم ولی بارهای روانیم با من بود و کارم اینجا قفل شد.. با آقایی که مهربون بودن آشنا شدم ولی ایشون هم رفتارهای عجیبی شروع کرد! خیانت دیدم و جدا شدم!خورد شدم. ۶۰، ۷۰ تا قرص خوردم تا بمیرم!ولی فقط با یک معده‌درد بیدار شدم! اتفاقی با شما آشنا شدم به دلم نشست و کل دوره‌ها رو تهیه کردم و گوش دادم...سه تا دفتر برای نکته برداری و اهدافم گرفتم. و شروع کردم قصد جابه‌جایی خونه‌م رو نداشتم ولی یک منقطه شیک رو خیلی دوست داشتم.توی اون منطقه شیک که خیلی خوشم میومد با قیمت خیلی پایین آپارتمان پیدا کردم.. توی محل کارم شرایط خوبی برام پیش اومد و برکت و فراوانی به زندگیم اومد.. کسی که منو ترک کرد به رابطه برگشت و گفت تو خدای منی روی زمین، تو الماسی هستی که وظیفه منه ازت نگهداری کنم! این بزرگترین دستاورد منه که فهمیدم همه چیز درون خودم هست..
    پاسخ
    -0
    انصراف

    علیرضا پورهادی 9 اسفند 99
    مثبت
    پاسخ
    -4
    انصراف

    somaye 27 آبان 99
    سلام من به نقطه صفر زندگیم رسیده بودم کارو درآمدم را از دست داده بودم و بدهکار بودم،رابطه عاطفی دو ساله من که داشت منجر به ازدواج می شد به خاطر شرایط کرونا که اون آقا از کشور خودش نمی تونست به این جا بیاد به هم خورد و بعد من متوجه خیانت ها و دروغ های اون آدم شدم و این رابطه را کاملاً تموم کردم از درون فرو ریخته بودم،ناامید بودم و از خدا شاکی بودم. با خودم عهد بستم که باید امسال زندگیم را متحول کنم، به عنوان هدیه تولد برای خودم دوره عزت نفس را خریدم و بعد بقیه دوره ها را به طور کامل تهیه کردم تمام وقت روی خودم کار می کردم و دوره جذابیت درونی و عزت نفس را کاملاً برای خودم درونی کرده بودم.خیلی خیلی کار کردم آرامش فوق‌العاده‌ای به دست آوردم که حتی افرادی که من را هم نمیشناختند با یک بار دیدن من به من میگفتند که تو چقدر آرومی همزمانی های فوق العاده ای برای من اتفاق میفته و اقتدار من بالا رفت کارها برای من خیلی آسان تر پیش میره با دوره عزت نفس آجر به آجر بنای عزت نفسم را بنا کردم و حالا خودم را با همه ی کم و کاستی ها دوست دارم دوره جزیره گنج باعث شد رابطه عمیقی که هیچ وقت باخدا نداشتم را برقرار کنم خیلی از قفل های مالی و روابطم را با تمرین های دوره جزیره گنج پیدا کردم و آنها را باز کردم و این دوره بند ناف مرا به خدا وصل کرد بادوره از جدایی تا تعالی طردشدگی های کودکی ها و دلیل روابط ناموفق که داشتم رو پیدا کردم،وبا این دوره،دوره جزیره گنج و عزت نفس رو خیلی بهتر درک کردم چالش ۴ ماهه را شروع کردم اوایل چالش بود که آدم فوق العاده ای که هیچ وقت مثالش رو توی زندگیم ندیده بودم جذب کردم و بعد از دوهفته اون آقا به من گفت که دیگه نمیخوام ادامه بدم و رفت ،اگر من آدم قبل بودم بهش التماس میکردم اما این‌بار متفاوت عمل کردم و پذیرفتم که چیزی در درون من هست که این اتفاق برای من افتاده و چالش رو پرقدرت تر ادامه دادم اون آدم رو کم کم رها کردم وفقط برای خودم توی چالش کار کردم تمام خصوصیاتی که از طرف مقابلم میخواستم رو تا حد زیادی درون خودم ایجاد کردم اتفاقی با فردی آشنا شدم که تمام ویژگی های مورد نظر من رو توی چالش داشت و خیلی آدم محترم و باشخصیتی هس واز اون آدم قبلی که من رو رها کرد فوق العاده بهتر و بالاتر هست با احترام خیلی زیادی با من برخورد میکنه و وقت و انرژی بسیاری برای من میذاره تمام کارهایی که من در روابط قبلی آرزوم بود برام انجام بشه رو این آقا برای من انجام میده و من دیگه مثل قبل ذوق‌زده نیستم و برای انجام این کارها احساس نیاز نمی کنم هر لحظه و هر ساعت این آقا به من ابراز علاقه میکنه اما من دیگه نسبت به شنیدن ابراز علاقه احساس نیاز ندارم الان برای خودم،وقتم،انرژی و جسم و روحم ارزش و احترام قائل هستم و خودم را حقیقی دوست دارم و بازتاب همه اینها را در روابطم دارم میبینم من رو بی قید و شرط دوست داره و این بازتاب همون عشق بی قید و شرطی هست که به خودم دادم چالش ۴ ماهه جدید رو شروع کردم و توی این یک ماه واقعاً رابطه رویایی رو تجربه می کنم من دیگه ترس از دست دادن این آقا رو ندارم کنترل گرم نیستم و یکسری حد و حدود و خط قرمزهایی را برای خودم قائلم که ایشان همه اینها را رعایت می کنه و من واقعاً دارم از این رابطه لذت می برم و در کنارش یاد میگیرم باچالش چهار ماه چندین کار عالی با درآمد خیلی زیاد که من حتی فکرش رو هم نمی تونستم بکنم به من پیشنهاد شد با دوره جزیره گنج بسیاری از قفل هام رو باز کردم و کار حقیقی خودم را پیدا کردم و به درآمدی که می خواستم رسیدم و روز به روز کار و درامد من داره بهتر میشه خیلی پولهایی به سمتم میاد و از آدم ها هدیه‌هایی میگیرم منی که هیچ وقت موفق به گرفتن وام نمیشدم توی این یک ماه یک وام ۱۵ میلیونی به راحتی برای من جور شد طلبی که بعد از دو سال به من بر نمی گشت این یک ماه به من برگشت با کار کردن من روی قفل های مالی خودم،قفل های مالی طرف مقابلم هم بازشد فهمیدم که دنیای بیرون واقعاً بازتابی از دنیای درون من هست من خیلی روزا ناامید شدم خسته شدم اما ادامه دادم و جا نزدم من در ۳۲ سالگی با زندگی سالم متولد و متحول شدم و یک زندگی جدید را شروع کردم و همیشه ممنون شما خواهم بود
    پاسخ
    -2
    انصراف

    fati 27 آبان 99
    من همه دوره‌ها را تهیه و نت برداری می کنم قبلاً خیلی عصبی بودم با همه دعوا میکردم و اصلا آرامش نداشتم و از زمانی که با دوره ها آشنا شدم خیلی به آرامش رسیدم رفتار و ارتباطم با اطرافیانم خیلی خوب شده دوهفته پیش سونوگرافی کردم و دکتر به من گفت توی سینت توده ای هست که با درصد بالایی سرطانی هست و چون ما سابقه سرطان رو داشتیم بسیار نگران شده بودم،اما فقط با خدای خودم حرف میزدم و ازش کمک میخواستم و با ایمان قوی اون دوهفته رو گذروندم بعد از انجام چکاب و آزمایشها دکترم ب من گفت برو جشن بگیرچیزی که ما فکر میکردیم ۹۰ درصد سرطان هست اصلا توده سرطانی نیست و چیز خطرناکی نیست و این معجزه زندگیم بود و من دوباره متولد شدم به خاطر رابطه اشتباهی که داشتم مدام در تنش و فشار و استرس بودم و اصلاً به خودم توجه نمیکردم و این اتفاق تلنگری برای من بود که بیشتر حواسم را به خودم جمع کنم و خودم رو دوست داشته باشم میخوام به دوستان بگم که اگر به خودتون و خدای خودتون ایمان داشته باشید و نتیجه رو به خدا بسپارید خدا حتماً به شما کمک میکنه و ناامید نمیشید
    پاسخ
    -5
    انصراف

    نبسم 25 آبان 99
    من بعد از یک تجربه تلخ جدایی و ترک شدن از سمت کسی که عاشقانه دوستش داشتم دوره ها را تهیه کردم. اوضاعم خیلی خیلی بد بود زجه میزدم به خاطر اینکه بند نافم به اون‌ادم وصل بود و ارزش هام را از دیگران می گرفتم،حال خیلی بدی بعد از جدایی داشتم و مدام زجه میزدم فکر میکردم میمیرم ولی نمردم من خودی ساختم که خیلی قویتر و بهتر از قبل بود با گذراندن دوره ها به خودم می گفتم که تو با خودت چیکار کردی؟! با اینکه پزشک هستم اما هیچ وقت احساس لیاقت نداشتم،خودم رو خیلی پایین تر از اون آقا میدونستم و تعریف هایی که از من میشد رو باور نمیکردم. اوایل رابطه خوبی داشتیم اما به مرور اون آقا دیگه جواب پیام های من رو نمیداد و وقتش رو ترجیح میداد با دوستاش بگذرونه. به من گفت قصد ازدواج ندارم و منو ترک کرد با اولین دستاوردم عضو گروه چالش aشدم و اعتماد و عزت نفسی که هیچ وقت نداشتم رو ساختم. فهمیدم جذابیت چیه،احساس ارزشمندی جیه، احترام به خود چیه؟ با دوره جدایی تا تعالی و ریشه خیلی از مشکلاتم را را متوجه شدم و اون آدم رو بخشیدم و براش آرزوی خوشبختی کردم فهمیدم خیلی از اتفاقاتی که افتاد به خاطر خودم بود ودیگه اون آدم رو مقصر صددرصد نمیدونستم رابطه با خانواده خیلی بهتر شد و از نظر مالی خودم و خانواده ام پیشرفتهایی داشتیم این آقا به من برگشت و به من گفت که همیشه توی این یک سال به من فکر میکرده،گفت الان قدر تو رو بیشتر میدونم من رو ببخش و کاملاً از حرفاش معلوم بود که قصدش برای آینده و ازدواج جدی هست با گوش دادن دستاوردهای بقیه با خود می گفتم مگه میشه؟ حداقل برای من امکان نداره که این اتفاق بیفته! ولی اتفاق افتاد فهمیدم معجزات همیشه اتفاق می‌افتند به شرط اینکه ما خودمون رو دوست داشته باشیم،روی خودمون کار کنیم و بقیه رو به خدا بسپاریم و ایمان داشته باشیم که بهترین اتفاق ها در بهترین زمان و مکان ممکن اتفاق می‌افتد. فقط همیشه و همیشه روی خودتون کار کنید
    پاسخ
    -3
    انصراف

    پروانه 25 آبان 99
    سلام خواستم دستاوردمو بگم من در خانواده ای بزرگ شدم که پدرم اعتیاد داشتند، دائما شاهد دعوا و کتک کاری پدر و مادرم بودم و وحشت زده میشدم، پدرم همیشه مادرم رو تهدید به ترک کردن، میکرد و من بر اساس تجربیات تلخ کودکیم لیستی درست کرده بودم از چیز های بدی که نمیخواستم در همسرم باشه علی رغم ظاهر خوب، درآمد قابل توجه و مهارت های قابل توجهم اما ازدواج خوبی نداشتم، از جانب همسرم بهم مکررا خیانت میشد، همیشه تنها بودم و زندگی ما با طلاق عاطفی ادامه داشت، حتی در زمان بارداری انقدر فشار عصبی روی من بود که خونه رو ترک کردم و پزشک ها احتمال معلولیت فرزندم رو دادند و به من دستور سقط جنین رو اجبار کردند من دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و شروع کردم به کار کردن روی خودم و بعد از مدتی همسرم خیلی تغییر کرد، اومد دنبال من ، ازم عذرخواهی کرد و تعهد داد که به شیوه ای که مقبول من باشه تغییر کنه انقدر ظاهر من بعد از کار کردن روی خودم تغییر کرد که همه حتی نزدیکانم از من میپرسیدند برای پوستت چیکار کردی، پیش کدوم دکتر رفتی، به ما هم بگو دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم، خیلی از طلسم ها و کامپلکس هام رو شناختم، تند خویی و پرخاشگری من در ارتباط با همسرم و فرزندم رو به هیچ طریقی نمیتونستم کنترل کنم و با کار کردن روی خودم این تموم شد، وابستگی هام رو کنار گذاشتم در دوره جزیره گنج ارتباط معنوی من عالی شد، رابطه من با خداوند قطع شده بود و من همیشه میخواستم همسرم و دیگران حالم رو خوب کنند حالا تونستم خودم انقدر حالم رو خوب کنم که مایه ی آرامش شدم، پریشانی من ، احساس همیشگی بی انرژی بودنم به شدت تغییر کرد، آرامش گرفتم و مستقل شدم و احساس قدرت و ارزشمندی کردم و این برای من واقعا معجزه بود من نظام های ارزشی خودم رو بنا کردم، این واقعا تحولاتی رو توی زندگی من رقم زد که سال های سال منتظرشون بودم من به دلیل طلسم هام هیچوقت ارتباط زناشوییم رو به رسمیت نشناخته بودم، هر لحظه منتظر تموم شدنش بودم، با دوره از جدایی تا تعالی واقعا دوباره عاشق خودم شدم، با گوش کردن این دوره خیلی از چیز ها برای من کشف شد، به پهنای صورتم با این دوره اشک ریختم، انگار که دوره برای من ساخته شده بود، مساله ای که هرروز زندگی من رو جهنم کرده بود برای من حل شد و تموم شد و من اروم شد با درسواره احترام به خود فهمیدم من احساس لیاقت برای داشتن خیلی از خواسته هام رو نداشتم با چالش چهار ماهه اول، در آمد من بعد از سالها تلاش در عرض چندماه انقدر زیاد شد که برای خودم هم جای تعجب داشت با چالش چهار ماهه دوم سایه هام رو دیدم، همسرم رو بخشیدم، خودم رو پذیرفتم، بعد از تلاش زیاد طلسم هام رو پیدا کردم و همسرم خیلی الان تغییر کرده، دوست داره دائم کنارم باشه، خیلی محبت میکنه، احترام درونی خاصی برای من قائل هست، مدام از توانایی های من حرف میزنه و تحسینم میکنه که من تعجب میکنم که چطور کسی که در طول این 20سال همیشه من رو نفی میکرد حالا داره این حرفهارو میزنه، الان همسرم خیلی مراقب آرامش و سلامتی من هست و رابطه ما حتی از روز های اول ازدواج مون هم قشنگ تر شده خلا های من ، ترس هام، کمبود هام کنار رفت، رابطه مخربم با مادرم درست شد، دوره عزت نفس برای من غوغا کرد و تلاطم درونم فرو نشست و منی که به شدت با تنهاییم مشکل داشتم الان از تنهاییم لذت مبیبرم واقعا من چندصد کتاب رو در سال ها خونده بودم اما با این دوره ها که درست در نقطه صفر زندگیم به دستم رسید، من فرو ریختم و منِ جدیدم رو از نو ساختم و ارتباطاتم رو احیا کردم و خدارو شکر میکنم برای این فرصت دوبارهو از شما یک دنیا ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سیما 23 آبان 99
    من دوبار تجربه ترک شدگی را به صورت مشابه داشتم و روابط من یک طرفه بود و به همین دلیل مسیرم رو با دوره جدایی تا تعالی شروع کردم وفهمیدم که چرا شیفته این دو آدم شدم و چرا ترک میشدم حالا بهترین دوست و همدم خودم خودم هستم فهمیدم کودک درونم رو دوست نداشتم و فراموشش کرده بودم و اوبه شدت از من محبت میخواست و برای همین دائماً در روابطم مهرطلب بودم و میخواستم فقط کسی باشه که عاشقم من باشه تمرینات دوره جدایی تا تعالی خیلی به من کمک کرد و من با کودک درونم ارتباط خوبی برقرار کردم هر روز روی خودم کار میکنم و در روزهای پرمشغله زندگی،دلم برای خودم و خلوت با خودم تنگ میشه و ارتباط خوبی با خودم برقرار کردم و حالا بهترین دوست و همدمم خودم هستم از سال ۸۵ ک اولین طرد شدگی من رخ داداضاف وزن داشتم و تا الان نمیتونستم وزن کم بکنم اما الان کم کم دارم وزن کم میکنم وفکر می کنم این نتیجه آشتی هست که با خودم داشتم فهمیدم خودم رو دوست نداشتم و احترام به خود رو نداشتم و چون خودم نبودم در روابطم ترک میشدم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    نسترن 22 آبان 99
    سلام عزیزان من با چالش چهار ماهه اول و دوم و دوره از جدایی تا تعالی تونستم زندگی خودم رو از یک بحران بد نجات بدم. من یک دختر 35ساله هستم که مدام از ازدواج نکردنم و ترس از تنها موندن و بلاتکلیف بودن زندگیم رنج میبردم. همیشه در روابط عاطفیم خیلی مشکل برام بوجود می اومد و هیچوقت نمیتونستم محبتی در روابطم دریافت بکنم من دوره ها رو تهیه کردم، وارد چالش چهار ماهه اول شدم تا بتونم کسی رو که ترکم کرده بود برگردونم با اینکه اون آقا بار ها بهم خیانت کرده بود و معتاد بود ولی من باز هم احساس وابستگی و علاقه داشتم و فقط میخواستم به هر قیمتی برگرده چون از تنهایی میترسیدم و فکر میکردم مبادا دیگه نتونم ازدواج کنم من به شدت ضعیف شده بودم، با اینکه در رشته تحصیلیم بسیار با استعداد بودم ولی کارم رو از دست دادم، اعتماد به نفسم رو از دست دادم و به شدت کاهش وزن داشتم ولی تو چالش چهار ماهه اول تونستم تمام اینهارو جبران کنم، مجدد سرکار رفتم و حتی پروژه های مستقل خودم رو مدیریت کردم ، وزنم رو به حالت دلخواهم رسوندم و به اندام ایده آلم رسیدم، تعداد زیادی خواستگار داشتم در اواخر چالش ولی من دیگه از ترس تنها موندن و ترس از مجرد بودن انتخاب نکردم، تصمیم گرفتم براساس مطالب دوره جذابیت درونی و عزت نفس تا اعتماد به نفس یک تنهایی آگاهانه رو انتخاب کنم تا بفهمم واقعا از زندگیم چی میخوام و به احساس استقلال روانی رسیدم دوره از جدایی تا تعالی رو تهیه کردم و احساس بسیار بسیار فوق العاده ای از گوش دادنش داشتم و تاثیر عجیبی روی من گذاشته بود، من با وجود جداییم، از نظر ذهنی به اون آقا همچنان وابسته بودم و گاهی پروفایلش رو چک میکردم و با این دوره تونستم هر چی ازش داشتم پاک کنم و واقعا از اون آقا کنده شدم با یک آقایی آشنا شدم که ایشون نامزد فعلی من هستند، به طرز باورنکردنی ایشون از همون روز اول به من احترام خیلی زیادی گذاشتند و از همون لحظه که من رو دیدند ازم پرسیدند من چطور باید تو رو از پدرت خواستگاری بکنم، گفتند برای من انتظار خیلی سخته ولی منتظر میمونم که درباره ازدواج با من فکر کنی، جالب اینجاست ایشون تموم ویژگی هایی که توی چالش چهار ماهه نوشته بودم دارند و باورم نمیشد که ایشون با من همکار هستند، به خوانوادم احترام زیادی میگذارند و اولویت های من رو دارند و فهمیدم چقدر این قانون مدار ها موثر هست، من این بار بخاطر ترس از تنهایی و یا وابستگی یا نیاز مخربی توی رابطه نیستم من توی همین دوران رکورد کرونا، پروژه های دورکاری زیادی انجام دادم و درآمد خیلی خوبی داشتم از همه میخوام خواهش کنم به زندگیتون واقعا نگاه آگاهانه داشته باشید، این آگاهی باعث میشه هم خودتون از وجود خودتون لذت ببرین هم دیگران ممنونم ازت سوده جانم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    یاسمین 21 آبان 99
    سلام عزیزان من روزی ۵ بار حملات پنیک داشتم به پزشک ها و روانکاوهای زیادی مراجعه کردم و فهمیدم هیچ کدام از آنها برای من راهبردی ندارند و مسکن های موقتی بودند، درمرحله اول گوش دادن به دوره هاتونستم از زندگی ۱۱ ساله ای که مشکل های خیلی زیادی داشت با اقتدار بیرون بیام و رابطه سمی که بعد که بعد از اون زندگی داشتم رو هم با اقتدار ترک کنم فهمیدم سرسری گوش دادن به دوره ها راهکاری نمیتونه برای من داشته باشه وهر بار گوش کردن به فایل ها چیز جدیدی برای من داشت درمرحله اول گوش دادن به دوره ها تونستم از زندگی ۱۱ ساله ای که مشکل های خیلی زیادی داشت با اقتدار بیرون بیام و رابطه سمی که بعد از اون زندگی داشتم رو هم با اقتدار ترک کردم اما باز هم احساس می کردم حال درونی من خوب نیست وقتی برای بار دوم و با دقت دوره ها را استارت زدم فهمیدم انگار در مرحله اول اصلاً چیزی از ویسها رو نشنیده بودم دستاورد من از سری دوم گوش دادن به ویس ها این هست که من دیگه پنیک نمیشم و جهان برای من امن هست رابطه ام با آقایی که ایشون رو دوست داشتم بهم خورده بود و ما جدا شده بودیم بعد از اینکه من روی خودم کار کردم اون آقابه من برگشت من همیشه نقش قربانی رو داشتم و وقتی اون آقا اشتباهتم رو به من گوشزد کردند فهمیدم من هم سهم خودم رو در قطع شدن رابطه داشتم خیلی از آدم هایی که حتی فکرش رو هم نمی کردم به زندگی من برگشتند راهای زیادی برای خواندن و مطالعه کردن مسائل جدید برای من باز شد آدمها برای هر چه بیشتر پرورش دادن خودم به من پیشنهادات جالبی می کردند موفقیت های مالی داشتم و پول هایی از جاهایی که فکرش را نمیکردم به دستم می‌رسد کار دقیق و جزیی روی خودم تونست به من کمک کند تا اون آرامشی کی میخوام رو داشته باشم و از زندگی و تنهایی خودم لذت ببرم ممنونم ازت سوده جان
    پاسخ
    -0
    انصراف

    somaye 21 آبان 99
    سلام دوستان من  8 ماه پیش از به دلیل مخالفت خانواده پارتنرم با ازدواج ما از رابطه ای که تمام زندگیم بود بیرون اومدم حالم بسیار زیاد بد بود و برای گرفتن دارو پیش روانپزشک رفتم. با پیج اشنا شدم، گفتم به عنوان اخرین راه حل یک دوره رو تهیه میکنم با دوره جذابیت  وحشتی که از اشتباهاتم تو زندگی انجام داده بودم بیشتر از درد جداایی برای من شد دوره عزت نفس رو تهیه کردم اما محتوا برام  قابل درک نبود بعد از چند بار گوش دادن و رهاش کردم با دوره جزیره گنج به ارامش رسیدم  کل زمان قرنطینه روی دوره ها کار میکردم  در زمان امتحاناتم بهترین عملکرد رو از خودم دیدم من برای تهیه دوره جدایی تا تعالی خیلی تردید داشتم ولی عالی بود و با اون دوره مفهوم دوره عزت نفس رو درک کردم به دوره عزت نفس برگشتم و طلسم و سایه هام  رو دیدم. بیشتر از ۱۰۰مورد طلسم روانی پیدا کردم از مادرم خیلی حساب میبرم و با مراقبت هاشون من رو از بچگی محدود کرده بودن به خاطر اختلافاتی که وجود داشت  در خانواده  همیشه احساس تنهایی و بدبختی داشتم دوره جزیره گنج رو گرفتم و بارها و بارها گوش کردم این دوره جنگ من رو با خدا شکست چون همیشه فکر میکردم خدا  خلاف اون چیزی میخوام رو عملی میکنه با ترس سفر به تنهاییم مواجه شدم و بعدش احساس سبکی پیدا کردم تو این  مدت فرم بدنی من تغییر کرد در حدی که تحسین اطرافیانم رو برانگیخت در سی سال زندگیم هیچ گاه وارد کار حرفه ای و جدی نشده بودم با اینکه دانشگاها ی مطرحی درس خونده بودم اما هیچ وقت در امد نداشتم   من صرقا توی تحصیل موفق بودم اما حتی نمیدونستم من چه کاری رو میخوام! برای کار اپلای کردم و یک شرکت المانی من رو به عنوان کار اموز پذیرفت حالا خودم رو لایق داشتن درامد میدونم از راه های مختلفی در این کشور پول به دست من رسید طی8 ماه هیچ ارتباطی باهم نداشتیم و من درگیر کار درونی بودم الان اون شخص برگشت و از سخنی هایی ک جدایی براش داشت گفت گفت قدرت رو نمیدونستم و فهمیدم هیچ کس و هیچ چیز جات روو پر نمیکنه و میخوام تو توی زندگیم باشی و به عنوان هدیه مبلغ زیادی رو به حسابم واریز کرد من فکر نمیکردم آنچه در گذشته اتفاق افتاده میتونه تا این حد روی آینده من تاثیر بگذاره یاد گرفتم جهان هم امن هست هم امین  امین نسبت به اعتمادی که بهش میکنیم و جواب این اعتماد رو جایی میده ک فکرش رو هم نمیکنی بسیار ممنونم از شما
    پاسخ
    -2
    انصراف

    نیلو 16 آبان 99
    سلام به زندگی سالمی ها من روابطم به یکی دوهفته هم نمیکشید من تحصیلات بالایی داشتم و اجتماعی بودم اما تو رابطه خیلی مشکل داشتم با تهیه دوره جذابیت درونی گفتگو درونیم صفر شد و آرامش پیدا کردم با آقایی اشنا شدم و به طور عجیبی خیلی زود دلبسته شدم یکم بعد فهمیدم اون آقا ارزشی برای من قائل نیست ورابطه ما یک طرفست از رابطه بیرون اومدم اما به شدت شکستم تپش قلب شدیددد گرفتم و به شدت بیمار شدم و از شدت تپش قلب تا صبح خواب نمیرفتم به دکتر مراجعه کردم و چکاب شدم اما به گفتند مشکلی نداری و این حالو روزت به خاطر تنش و استرس هست اونجا تلنگری خوردم و به خودم گفتم داری چیکار میکنی؟! دوره جدایی تا تعالی رو استارت زدم و بزرگ ترین خلا درونی خودم رو پیدا کردم من فهمیدم چون اون آقا تماما خودش بود من انقدر مبهوتش شده بودم چیزی ک من هیچ وقت نبودم و دائما از خودم فرار میکردم! من در خانواده هیچ وقت دیده نمیشدم و این من رو به شدت آزار میداد خواهرم از من زیبا تر بود و من حسادت و رقابت شدیدی با خواهرم داشتم و گاهی به همین خاطر از خودم متنفر میشدم فهمیدم ناخودآگاه نقش قربانی رو برای دیده شدن بازی میکردم تونستم خودمو کودک درونم رو ببینم وارد چالش شدم اوایل دوره خواستگاری برام اومد و خیلی از ملاک های مد نظر منو داشت و با گذشت زمان میفهمیدم اون آقا همون فردی هست که من میخواستم ما از لحاظ مالی تفاوت داشتیم و خانواده ایشون با این موضوع مشکل داشتند اما ایشون با تمام وجود پای من وایساد و گفت من رو میخواد من عروس اون خانواده شدم و ازدواج کردیم و این بزرگ ترین دستاوردم از چالش بود برخلاف تصورم رفتار خانواده همسرم با من خیلی خوب هست و من رو مثل دختر خودشون میدانند من حالا هر روز احساس خوشبختی دارم وفهمیدم دنیا جای امنی هست تشکر میکنم بابت اموزش هاتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    عاطفه 13 آبان 99
    سلام عزیزان من یک طلاق سخت داشتم و در یک چرخه تکرار شونده بودم اول دوره ها رو خریده بودم ولی خوب کار نکرده بودم، از اول امسال شروع کردم با تمرکز روی دوره ها و وارد چالش۴ماهه شدم. ۴سال بود که درامد نداشتم، با اینکه کارمو راه انداخته بودم ولی بازم به درامد نمیرسیدم. چالش چهار ماهه اول رو با کار کردن و تمرکز روی شرایط مالیم شروع کردم.من حسابم خالی شده بود و فقط دقیقا اندازه قیمت قانون استغناء پول داشتم که دل و به دریا زدم و خریدمش، بعد از یک ماه یه قرارداد کاری بزرگی رو بستم کل زندگی منو تغییر داد و طرحی رو پیشنهاد دادم که تا الان تو کشور اجرا نشده بود.تو چالش نوشته بودم که میخوام چقد درآمد داشته باشم و همون مبلغ رو به دست آوردم.چیزی که تاحالا اتفاق نیافتاده بود. چالش چهار ماهه دوم رو تمرکزم رو گذاشتم روی روابط عاطفیم چون مدتها بود که تنها بودم و دقیقا دو هفته بعد ادمی وارد زندگیم شد که تمام مشخصاتی که میخواستم رو داشت.و خیلی خیلی جالب بود اونقدر توجه احترام علاقه تاحالا کسی بهم اینقدر احترام و ارزش نداده بود به من میگه مصداق بارز مفهوم فرشته ای.تو فوق العاده ارزشمندی. ایشون به لحاظ موقعیت اجتماعی و مالی بسیار در شرایط خوبی هستند، همش به من میگه تو خیلی قوی هستی. کسی تاحالا به من هدیه گرون قیمت نداده بودو برای من جالب بود که بعد از کارکردن روی خودم از ایشون بعد یک هفته یک هدیه گرون قیمت گرفتم. با کار کردن روی خودم دیگه یه ادم تبعیدی نبودم و برای موندن کسی توی زندگیم باج نمیدادم.( مربوط به دوره جدایی تا تعالی) ادمهای سطح بالایی وارد زندگیم میشن. من یک بلوغی و در خودم احساس میکنم به شدت آرامش دارم منی که کل زندگیم به سختی و اضطراب گذشت. تنهایی خیلی کارا رو انجام میدم حتی مسافرت میرم در صورتی که قبلا اصلا نمی تونستم‌تنها باشم. تغذیه ام رو تغییر دادم و گیاه خوار شدم. عزت نفس اینو پیدا کردم که حقمو برای اولین بار بگیرم و پولی که مدت ۲ سال پیش در محل کار سابقم بهم نداده بودن رو پس گرفتم. من از یک ادم مرده تبدیل به کسی شدم که همه جنبه های زندگیش رو تغییر داده و منشا آرامش اطرافیانم هستم.ممنون از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    غزال 13 آبان 99
    سلاک من ۸ سال در یک رابطه مسموم و یک طرفه بودم با وجود تحصیلات و ظاهر خوب، من نامرئی بودم؛ انگار دیده نمیشدم توی اون رابطه خیلی تحقیر میشدم،گفتگوهای درونی زیادی داشتم که تشویشم رو بیشتر میکرد.همیشه خسته بودم،نمیدونستم کجای زندگی هستم و می خوام چی کار کنم؟من عمیقا فاقد اگاهی بودم و خلا درونی زیادی داشتم.و این اصلا ربطی به تحصیلات نداره ما واقعا اگاهی نداریم. در چنین شرایطی با کانال شما اشنا شدم و همه دوره هاتون رو خریدم. با جذابیت درونی تونستم از اون رابطه مسموم بیام بیرون و به مدت ۴ ماه شدیدا رو خودم کار کردم. من به قدری وابسته بودم که اون ادم با من قهر میکرد، من یه مرده متحرک بودم ولی این دوره ها اقتدارشو به من داد. اون ادم که سمبول غرور بود با پشیمونی برگشت زار میزد گریه میکرد و کلی خواهش کرد فرصت مجدد بهش بدم،من قبول کردم بهش فرصت بدم تا این بار تو این رابطه خودمو بیشتر بشناسم.هر سری که دوره ها رو گوش میکردم سایه ها و طلسم های روانیم رو بیشتر پیدا میکردم . این چهارمین باره که کل دوره ها رو مرور میکنم، و هربار یک لایه انگار کنار میره و یه فهم جدیدی پیدا میکنم، و این برای من واقعا لذت بخشه، آرامش عجیبی پیدا کردم و اینو همه بهم میگن که دوست داریم باهات صحبت کنیم چون من خیلی عصبی بودم با دوره جدایی تا تعالی و عزت نفس تازه فهمیدم چرا اون ادم با من اینطوری رفتار میکرد. تازه فهمیدم چقدر عزت نفسم پایین بوده. تمام ویژگیهایی که شما میگفتید برای افرادی که عزت نفس کم دارن، من همه رو داشتم و نمیدونستم. و نتیجه اش این شد که وضعیت مالی من تغییر کرد و درامدم سه برابر شد من با دوره جدایی تا تعالی فهمیدم من چقدر عظمت دارم و نمیدونستم.این دوره دست منو گرفت. اون اقا همش بهم میگه چقدر تغییرکردی، موضعمون دیگه تغییر کرده،همیشه دوست داشتم بهم ابراز علاقه کنه و الانبه شدت ابراز علاقه میکنه؛ چون الان من واقعا خودم و دوست دارم و فهمیدم شما درست میگید همه چیز از درون شروع میشه به بیرون منعکس میشه. درسواره احترام به خود خیییلی کمکم کرد به خودم خیلی اهمیت و بها میدم چون من هیچ ارزشی برای خودم قائل نبودم.من در صلح کاملم با خودم. ممنون از تیم زندگی سالم و خانوم هروی
    پاسخ
    -0
    انصراف

    فرشته 8 آبان 99
    سلام خدمت سوده عزيز دوست داشتني و سلام خدمت همه دوستان زندگي سالمي تولد زندگي سالمي ها مبارك باشه سوده عزيزم ٨ آبان تولد منم هست و من چقدر از اين همزماني ها خوشحال ام من از ابتداي ايجاد كانال با شما همراه بودم و پك اول دوره ها را هم تهيه كردم و بينهايت پوست انداختم و رشد كردم و طي چندين سال تمام روال زندگي ام تغيير كرده چقدر اذيت بودم و شما با صداي مهربونت دست من را گرفتي و ايستادگي يادم دادي نميخوام پيامم طولاني باشه و در اولين فرصت دستاورد صوتي ام را خواهم گذاشت فقط ميخواستم بگم من ديگه هرگز خودم را رها نميكنم و اين قدرت هديه ايست كه از شما دارم ممنونم ازت مادر مهربان
    پاسخ
    -0
    انصراف

    زهرا 7 آبان 99
    سلام به همه عزیزان من بچگی سختی داشتم و مادرم زیاد کتک کاری و تحقیر میکرد .در خانوادم برای دختر ارزشی قائل نبودن. هروقت دعوایی پیش میومد مادرم طرف پسرا رو میگرفت و تبعیض قائل میشد .پدرم همیشه سرکار بود. مادرم سر هر چیزی کوچیکی کتکم میزد. برای جلب توجه مادرم خودمو به مریضی میزدم .بلد نبودم چطور خودمو دوست داشته باشم و از کسی محبت دریافت نمیکردم . همکارم بهم پیشنهاد ازدواج داد خوشحال شدم چون خونه رو جای امنی نمیدونستم برای خودم و هیچ احترامی نبود و سر کوچیک ترین چیزها کشمکش بود. و دنبال ارامش بودم . همسرم از خانواده ی خوبی بود و برعکس خانواده ی ما کشمشی نبود . اوایل ازدواج احساس ارامش میکردم. پدر همسرم مرد خیلی خوبی بود و بهم خیلی محبت میکردو بهش وابسته شدم اما چند سال بعد از ازدواج ما ایشون بر اثر بیماری لاعلاج از دنیا رفت و من دچار افسردگی شدم و پیش مشاوره میرفتم .دلم میخواست بمیرم من اصلا بلد نبودم زندگی کنم و همسرداری کنم کارم قهر و لجبازی و دعوا و... بود. همسرم مرد خیلی خیلی خوبی بود ،اهل دعوا و قهر کردن نبود. فکر میکردم اون مقصره. همسرم صبر میکرد و میگفت به خاطر خوبی هات صبر میکنم وقتی بچه دار شدم ،بلد نبودم بچمو تربیت کنم و همون رفتارایی که با من میشد و با بچم میکردم، سر هرچی بهش گیر میدادم ،بچم پرخاشگر شده بود. با این که بقیه رو مقصر میدونستم اما تو ناخوداگاهم دنبال یه راه نجاتی میگشتم که از اون عقده ها رها بشم تا اینکه با کانال شما آشنا شدم.انگار یه گنج پیدا کردم .تا یه وویس گوش کردم به دلم نشست و بقیه وویس هارو گوش کردم و گریه کردم که چرا اون اشتباهاتو انجام دادم؟کاش زودتر با شما آشنا میشدم. دوره ها رو که تهیه کردم دیدم بازتر شد و سعی کردم مادرم و همه رو ببخشم شروع کردم نت برداری و به کار گیری دوره ها تو زندگیم .مدارم تغییر کرده بود همسرم کاملا متوجه شده بود و میگفت چقدر زندگی اروم تر و شیرین تره، تو آدم دیگه ای شدی چقدر سرحالی احساس میکنم جوون تر شدی . ورزش میکردم سعی میکردم صبور تر باشم و بتونم حداقل گوشه ای از کارامو جبران کنم . دخترم به من گفت مامان تو چقدر بزرگ شدی چقدر عوض شدی خدارو شکر که انقدر رفتارات تغییر کرده . میخوام بازم تغییرات بزرگی داشته باشم و مهربون باشم و به همشون عشق بوم وعشق دریافت کنم. بی نهایت از شما سوده عزیزم ممنونم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    هانیه 6 آبان 99
    سلام سوده جانم من با تمام سلول های بدنم واقعا خوشحال و شکرگزارم که به درجه ای رسیدم که هر اتفاقی بیوفته ،بیوفته من به همه چی راضیم،با دوره های شما به اینجا رسیدم. خیلی دوره های مختلف دیگه گرفته بودم ولی با هیچکدوم به نتیجه نرسیدم یه روز در اوج استیصال با پیج شما آشنا شدم و همه ی دوره ها و درسواره ها رو خریدم انگار غذای روحم بود.با جون و دل تمریناتو انجام دادم و نتیجشو به چشم دیدم .به غایت اروم شدم من بیش فعال بودم و دارو مصرف میکردم. خیلی آروم شدم. اعتماد بنفسم خیلی بالا رفته، و با مشکلاتم مواجه شدم و این برام یه دنیا ارزش داره. من در عرض دو سه ماه جوری مدارم تغییر کرده که از خوشحالی گریه میکنم. وقتی دستاوردا رو گوش میکردم باورم نمیشد برای منم اتفاق بیوفته هیچوقت آدمای مناسب سر راهم قرار نمیگرفتن.اما الان آقایی بهم پیشنهاد داد که اصلا باورم نمیشه تمام ویژگی هایی که حتی هیچوقت به کسی نگفته بودم همه رو داره.و حس میکنم چقدر به موقع این اتفاق افتاد.انقدر ارومم و راضیم از زندگی که احساس میکنم همه چی سر جاشه و من بودم که الکی دست و پا میزدم . من مدارم عوض شد که این آقا با همه ویژگی هایی که من میخواستم، سر راه من قرار گرفت؛ الان خیلی خیلی ارومم و خوشحالم میخوام به هر کس که صدای منو گوش میکنه بگم، آروم باشید واعتماد کنید و تمرین کنید، یه جوری که فکرشو نمیکنی، همه چیز درست میشه. سپاس فراوان
    پاسخ
    -0
    انصراف

    baran 6 آبان 99
    سلام سوده عزیزم من الان تقریبا دوساله با زندگی سالم همراهم دستاوردهای خیلی زیاد کوچیک و بزرگ داشتم که میتونه معجزه ی زندگی هرکسی باشه شخصی که آرزشو داشتم به زندگی من اومد الان تقریبا ۸ ماهه که ما باهم زندگی میکنیم .تمام سایه هامو تو این رابطه تونستم ببینم وقفل هامو پیدا کردم و معجزات بعدشو دیدم. قبلا رابطه های زیادی داشتم که توشون بهم خیانت میشد طرد می شدم ، ترک می شدم و بی ارزش میشدم.اما تو این رابطه مثل یه ملکه باهام برخورد میشه و هرچی میخوام برام فراهم میشه. این شخص حاضر شده تمام تفریحات و خانواده و دوستاشو رها کنه و بیاد پیش من زندگی کنه . توی تک تک چیزا از من مشورت میگیره. همه ی هزینه هامو ساپورت میکنه.لحظه ای از کنارش دور میشم دلتنگم میشه و این برای من که هیچ کس حاضر نمیشد برای من هزینه کنه دستاورده چون روی قفل های روانیم کار کردم روی خودم کار کردم. تمام دوره هارو تهیه کردم بارها و بارها دوره ها رو گوش کردم و نت برداری کردم جوری که احساس میکنم دیگه رفته تو وجودم . زمان هایی که از نظر انرژی میام پایین با گوش دادن با فایل هاتون تو کانال تغذیه میشم و شده جزئی از لایف استایل من. الان تقریبا فهمیدم باید چه خدمتی به مردم و این جهان بکنم و الان فوق العاده خوشحالم. دستاورد بعدیم اینکه پول های یکهویی به زندگیم میاد و اشخاصی به زندگیم میان که رایگان برام کار میکنن و به من کمک میکنن. و شخصی برای من کارهاییو به رایگان انجام میده که برای انجام دادن این کار ها از دیگران کلی پول میگره ممنونم از تو سوده جان
    پاسخ
    -1
    انصراف

    farzane 5 آبان 99
    من زمانی با کانال آشنا شدم که به شدت با همسرم و خانواده ش مشکل داشتم، خیلی از سمت اونها اذیت میشدم، هیچ حمایتی از من نمیشد، من تصمیم گرفتم مستقل بشم و کار کنم و مکانی رو به پشتوانه همسرم افتتاح کردم اما شریکم سواستفاده کرد و مشکلات مالی ایجاد کرد، من موندم با کلی سفارش بدون هیچ کمک و پشتوانه ای و باید دختر 3ساله ام رو هم خودم نگه میداشتم چون همسرم اجازه نمیداد جایی بگذارمش، بهم گفت دیگه نمیخوام کار کنی، نمیخوام درامد داشته باشی، تو باید به من و بچه برسی،من در نهایت مجبور شدم علی رغم علاقه ای که داشتم، از کارم خارج بشم، با یک بحث شدیدی که بین من و همسرم ایجاد شد من به خونه مادرم رفتم در همین حین پی به اعتیاد همسرم بردم، خیلی برای من غیرقابل درک بود، دنیای من خراب شده بود و فکرشم نمیکردم یه روزی همسرم اعتیاد داشته باشه چون پدرم هم اعتیاد داشت و من خیلی اذیت شده بودم، پشت سرش خیانت همسرم برای من آشکار شد زمانی با کانال آشنا شدم که به دلیل اعتیاد و خیانت خونه رو ترک کرده بودم و قصد جدی برای طلاق داشتم، دوره ها رو تهیه کردم و شروع کردم به گوش کردن، احساس میکردم همه چیزم رو از دست دادم و هیچ حامی ای ندارم، حتی خانواده ی من حمایتم نمیکردند و با هم خیلی دعوا و مشکل داشتیم و هرروز از خدا آرزوی مرگ میکردم با دوره ها دیدم چقدر درونم مشکل داشت، فهمیدم چقدر ترس داشتم که همسرم اعتیاد داشته باشه چون واقعا بخاطر پدرم مشکلات زیادی داشتیم، خیانت های پدرم همیشه باعث دعوا میشد و فهمیدم چرا این اتفاقات برای من افتاد من خونه پدرم بودم که همسرم برگشت و از من فرصت خواست و گفت بخاطر پسرمون هم که شده جبران میکنم و همه چیز رو کنار میگذارم، کسی که هیچوقت کوتاه نمی اومد به من گفت حق با توئه، اره من اشتباه کردم، ادم ها خوبی اطرافم نیستند و همه چیز رو به من گفت، باورم نمیشد که اون شب چه ضجه ای میزد و گریه میکرد و میگفت فقط برگرد ، من نمیخوام تو رو از دست بدم و من فهمیدم چقدر این دوره ها تونسته به من کمک کنه من برای همسرم شرایطی گذاشتم، همسری که حاضر نبود برای من هیچ قدمی برداره، حتی حاضر شد به من مهریه مو بده که من برگردم، کسی که همیشه تحقیرم میکرد، میگفت تو هیچ حقی از زندگی من نداری، همیشه به من سرکوفت میزد، الان کاملا تغییر کرده بود یکی از دستاورد های خیلی مهمم این بود که همسرم گفت من دو ماهه که دارم میرم دوره شرکت میکنم و اون هم داشت از جهان بینی صحبت میکرد و روی خودش کار میکرد و من باورم نمیشد، ترک کرده بود و حالا داشت درباره جهان بینی حرف میزد و من میگفتم خدایا مگه میشه که تمام فکر هایی که توی سر من هست انعکاس پیدا کنه به همسرم ؟ و اون واقعا شده بود یه چیزی دقیقا شبیه خودم همسری که حتی اجازه نمیداد من سوار ماشین بشم و بهم میگفت تو لیاقت نداری، تو ارزش سوار شدن به ماشینو نداری، برای تولدم به طور باورنکردنی یک ماشین هدیه داد! این خیلی منو خوشحال کرد و گفت تو ارزشت خیلی بیشتر از اینها ست الان ارامشی دارم که هیچوقت نداشتم، همسرم میگه چقدر عوض شدی، چقدر اروم شدی، هر جا میشینه از ارامشی که توی زندگی مون هست صحبت میکنه و من خداروشکر میکنم و الان میفهمم تمام مشکلات بخاطر افکار و مسائل درون خودم بود
    پاسخ
    -0
    انصراف

    15 مهر 99
    سلام خانم هروی عزیز من زمانی با کانال آشنا شدم که به شدت با همسرم و خانواده ش مشکل داشتم، خیلی از سمت اونها اذیت میشدم، هیچ حمایتی از من نمیشد، من تصمیم گرفتم مستقل بشم و کار کنم و مکانی رو به پشتوانه همسرم افتتاح کردم اما شریکم سواستفاده کرد و مشکلات مالی ایجاد کرد، من موندم با کلی سفارش بدون هیچ کمک و پشتوانه ای و باید دختر 3ساله ام رو هم خودم نگه میداشتم چون همسرم اجازه نمیداد جایی بگذارمش، بهم گفت دیگه نمیخوام کار کنی، نمیخوام درامد داشته باشی، تو باید به من و بچه برسی،من در نهایت مجبور شدم علی رغم علاقه ای که داشتم، از کارم خارج بشم، با یک بحث شدیدی که بین من و همسرم ایجاد شد من به خونه مادرم رفتم.در همین حین پی به اعتیاد همسرم بردم، خیلی برای من غیرقابل درک بود، دنیای من خراب شده بود و فکرشم نمیکردم یه روزی همسرم اعتیاد داشته باشه چون پدرم هم اعتیاد داشت و من خیلی اذیت شده بودم، پشت سرش خیانت همسرم برای من آشکار شد.زمانی با کانال آشنا شدم که به دلیل اعتیاد و خیانت خونه رو ترک کرده بودم و قصد جدی برای طلاق داشتم، دوره ها رو تهیه کردم و شروع کردم به گوش کردن، احساس میکردم همه چیزم رو از دست دادم و هیچ حامی ای ندارم، حتی خانواده ی من حمایتم نمیکردند و با هم خیلی دعوا و مشکل داشتیم و هرروز از خدا آرزوی مرگ میکردم.با دوره ها دیدم چقدر درونم مشکل داشت، فهمیدم چقدر ترس داشتم که همسرم اعتیاد داشته باشه چون واقعا بخاطر پدرم مشکلات زیادی داشتیم، خیانت های پدرم همیشه باعث دعوا میشد و فهمیدم چرا این اتفاقات برای من افتاد.من خونه پدرم بودم که همسرم برگشت و از من فرصت خواست و گفت بخاطر پسرمون هم که شده جبران میکنم و همه چیز رو کنار میگذارم، کسی که هیچوقت کوتاه نمی اومد به من گفت حق با توئه، اره من اشتباه کردم، ادم ها خوبی اطرافم نیستند و همه چیز رو به من گفت، باورم نمیشد که اون شب چه ضجه ای میزد و گریه میکرد و میگفت فقط برگرد ، من نمیخوام تو رو از دست بدم و من فهمیدم چقدر این دوره ها تونسته به من کمک کنه.من برای همسرم شرایطی گذاشتم، همسری که حاضر نبود برای من هیچ قدمی برداره، حتی حاضر شد به من مهریه مو بده که من برگردم، کسی که همیشه تحقیرم میکرد، میگفت تو هیچ حقی از زندگی من نداری، همیشه به من سرکوفت میزد، الان کاملا تغییر کرده بود.یکی از دستاورد های خیلی مهمم این بود که همسرم گفت من دو ماهه که دارم میرم دوره شرکت میکنم و اون هم داشت از جهان بینی صحبت میکرد و روی خودش کار میکرد و من باورم نمیشد، ترک کرده بود و حالا داشت درباره جهان بینی حرف میزد و من میگفتم خدایا مگه میشه که تمام فکر هایی که توی سر من هست انعکاس پیدا کنه به همسرم ؟ و اون واقعا شده بود یه چیزی دقیقا شبیه خودم.همسری که حتی اجازه نمیداد من سوار ماشین بشم و بهم میگفت تو لیاقت نداری، تو ارزش سوار شدن به ماشینو نداری، برای تولدم به طور باورنکردنی یک ماشین هدیه داد! این خیلی منو خوشحال کرد و گفت تو ارزشت خیلی بیشتر از اینها ست.الان ارامشی دارم که هیچوقت نداشتم، همسرم میگه چقدر عوض شدی، چقدر اروم شدی، هر جا میشینه از ارامشی که توی زندگی مون هست صحبت میکنه و من خداروشکر میکنم و الان میفهمم تمام مشکلات بخاطر افکار و مسائل درون خودم بود خیلی ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    15 مهر 99
    سلام خانم هروی .من همیشه از پدرومادرم خیلی کتک میخوردم کبود میشدم گریه میکردم و برای فرار تو سن پایین ازدواج کردم و خیلی بالا و پایین داشتم و الان میبینم اون سختی ها باعث شد که من الان انقدر پخته باشم.تصمیم گرفتم از همسرم جدا شم، از کارم اخراج شدم، خونه ای نداشتم، تصادف شدیدی کردم و احتمال قطع نخاع بود و خیلی ناراحت بودم چون تازه با کانال آشنا شده بودم و انقدر دعا کردم تا حال من خوب شد و به زندگی برگشتم کسی به زن تنها با یک بچه خونه اجاره نمیداد و من هفت ماه با دخترم که 5ساله بود توی طبیعت زندگی کردم و خیلی سختی کشیدم و دوره هارو تهیه کرده بودم و روی خودم کار میکردم و تونستم کم کم به سختی پولی تهیه کنم و خونه بخرم و شغل جدیدی پیدا کردم.سایه هام رو دیدم طلسم هام رو دیدم فهمیدم احترام به خود ندارم که ادمهای اشتباه وارد زندگیم میشدند و روی خودم کار کردم و با درسواره احترام به خود برای خودم چالش احترام به خود گذاشتم تا دیگه از دیگران بی احترامی نبینم.وارد چالش چهارماهه شدم و اقای خوبی وارد زندگیم شدند که بسیار با شعور و با ادب هست و به حد و مرز های من احترام میگذارند و ارزش های من براشون مهمه و من الان خیلی آرامش دارم با درسواره استغنا من شکرگزاری رو یاد گرفتم و اثراتش رو در ابعاد مختلف زندگیم دیدم.هیچوقت فکر نمیکردم بتونم همچین کار خوبی پیدا کنم الان در محل کارم انقدر بهم احترام میگذارند که خودم باورم نمیشه و رئیسم خواسته هامو براورده میکنه و با محبت هاش منو سوپرایز میکنه و به فکر راحتی و آرامش منه. همه بهم میگن تو چیکار کردی ؟ کدوم آرایشگاه رفتی ؟ بهم میگن صورتت ملیح شده ، انگار آدم جدیدی شدی و تغییر رفتاراطرافیانمو میبینم و این خوشحالم میکنه چون قبلا خیلی خشن و پر از استرس بودم و کسی دوست نداشت کنارم باشه اما الان برعکس شده و من با خودم هم اشتی کردم .به طرز خیلیییی باورنکردنی از جاهای مختلف برام پولهایی رسید که تونستم خونه دومم رو بخرم و خیلی خوشحالم و فکرشم نمیکردم بتونم همچین کاری کنم.خیلی ممنونم ازتون
    پاسخ
    -1
    انصراف

    15 مهر 99
    سلام خانم سوده هروی عزیز من با تمام سلول های بدنم واقعا خوشحال و شکرگزارم .به درجه ای رسیدم که هر اتفاقی بیوفته ،بیوفته من به همه چی راضیم،با دوره های شما به اینجا رسیدم. خیلی دوره های مختلف دیگه گرفته بودم ولی با هیچکدوم به نتیجه نمیرسیدم یه روز در اوج استیصال با پیج شما آشنا شدم و همه ی دوره ها و درسواره ها رو خریدم انگار غذای روحم بود.با جون و دل تمریناتو انجام دادم و نتیجشو به چشم دیدم .به غایت اروم شدم من بیش فعال بودم و دارو مصرف میکردم. خیلی آروم شدم. اعتماد بنفسم خیلی بالا رفته، و با مشکلاتم مواجه شدم و این برام یه دنیا ارزش داره.من در عرض دو سه ماه جوری مدارم تغییر کرده که از خوشحالی گریه میکنم. وقتی دستاوردا رو گوش میکردم باورم نمیشد برای منم اتفاق بیوفته هیچوقت آدمای مناسب سر راهم قرار نمیگرفتن.اما الان آقایی بهم پیشنهاد داد که اصلا باورم نمیشه تمام ویژگی هایی که حتی هیچوقت به کسی نگفته بودم همه رو داره.و حس میکنم چقدر به موقع این اتفاق افتاد.انقدر ارومم و راضیم از زندگی که احساس میکنم همه چی سر جاشه و من بودم که الکی دست و پا میزدم . من مدارم عوض شد که این آقا با همه ویژگی هایی که من میخواستم، سر راه من قرار گرفت؛ الان خیلی خیلی ارومم و خوشحالم .میخوام به هر کس که صدای منو گوش میکنه بگم، آروم باشید واعتماد کنید و تمرین کنید، یه جوری که فکرشو نمیکنی، همه چیز درست میشه.ممنونم❤
    پاسخ
    -0
    انصراف

    12 مهر 99
    سلام خانم هروی عزیز. چند هفته مونده بود به ازدواجم به قول اون دوستمون منی که فکر میکردم یکی اومده که جبران همه ناراحتیهای گذشته و پناه من باشه در کمال ناباوری یهو با تحقیر و توهین خودش و خونوادش روبرو شدم نامزدیمو بهم زدم نمیدونم چطوری با کانال شما آشنا شدم همه دوره ها و درسواره ها رو تهیه کردم تو چالشها شرکت کردم رو خودم خیلی کار کردم دسمو گذاشتم رو زانوهای خودم وسعی کردم بلند بشم همه هدفها و برنامه هایی رو که برنامه چیده بودم با همسرم یا بعد ازدواجم داشته باشم رو تنهایی دنبال کردم و مال خودم کردم دیگه آرزوها و خواسته هامو فرافکنی نمیکنم. اون آقا بارها برگشت از رفتار خودش و خونوادش عذر خواست خواست اصلاح کنه خودشو رابطه رو. پدرم سالها شیزوفرنی داشت دکتر نمیومد اوضاع بدی بود شب اول اسفند وحشتناکترین حمله عصبی پدرم بود و من تا صبح تو خیابون با لباس خواب که وقت کرده بودم یه مانتو روم بندازم با وجود وحشتم و کتکی که خورده بودم خودمو انداختم تو ماشین کنارش نشستم که خودشو به کشتن نده طوری میروند که من پذیرفته بودم قراره بمیریم فقط سعی میکردم به آدما نزن