سبد خرید خالی است.
ارسال نظر
captcha
اخرین نظرات
26 مرداد 99
سلام .من زمانی با کانال آشنا شدم که رابطه عاطفی من با کسی که عاشقش بودم به مشکل خورده بود و بعد از یکسال ، من سیلی محکمی خوردم و ایشون بهم گفت برو خودت رو اصلاح کن و روی خودت کار کن، اگر تونستیم با هم ادامه میدیم، اگر نه راهمون رو جدا میکنیم من دوره ها رو تهیه کردم و شروع به کار کردن روی خودم کردم، دوره جذابیت درونی و عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم و روی خودم کار کردم و اولین دستاوردم این بود که بعد از چند روز پیامی از اون اقا گرفتم که ( تو با ارزشی و من دوستت دارم) و خیلی خوشحال شدم چون اون لحظه فشار زیادی روی من بود من کنترل گر بودم، بدبین بودم، غر میزدم، مدام منتظر بودم هر لحظه به من پیام بده زنگ بزنه، توقع داشتم دائم قربون صدقه من بره و الان میفهمم من ترس از ترک شدن و ترس از دست دادن داشتم دوره جزیره گنج رو تهیه کردم و دائم بار ها گوش میکردم، آرامش زیادی بهم داد من قبلا موقع عصبانیت هیچ کنترلی روی رفتار و گفتارم نداشتم ولی الان کاملا صبور شدم و میتونم خودم رو کنترل کنم و خوشحالم که واکنش تندی ندارم و این خیلی از بحث و دعوا های من کمتر کرد اون اقا برای ازدواج مرتب بهونه می آورد ، بخاطر رفتار های من دو دل شده بود، من وارد چالش چهارماهه شدم و دقیقا بعد از چالش، ایشون بحث ازدواج و رسمی کردن رابطه مون رو پیش کشیدند و این بهترین حس دنیا بود برای من چون من اصراری نکرده بودم و فقط روی خودم متمرکز شده بودم، توی چالش محبت و صمیمیت و احترام و توجه میخواستم که این ها در رابطه ما شکل گرفت من بار ها دوره ها رو گوش کردم، رابطه ما جدی شد ، من با مخالفت های مادرم مواجه شدم ولی به طرز جالبی پدرم از من حمایت کرد و کمک کرد تا مادرم راضی بشه و من این اقتدار رو پیدا کردم که در برابر مخالفت ها بایستم و سعی کنم خانواده مو راضی کنم و دیگه مثل قبل ضعیف نبودم ، یاد گرفته بودم با ارزش های خودم زندگی کنم و دنبال تایید گرفتن نباشم گفتگوی درونی وحشتناکی داشتم و همیشه نگران بودم دیگران از من ناراحت بشن و دائم در حال جدل با خودم بودم اما تونستم به ارامش برسم و روی کار هام تمرکز کنم روز عید قربان روز عقد من با عشقم بود و من تونستم موافقت همه رو جلب کنم، من توی اوج نا امیدی ، توی روز هایی که خیلی سخت بود فهمیدم باید همه ی این اتفاقات می افتاد تا زنجیر من به خدا وصل بشه و محکم بشه و من تازه معنی توکل رو فهمیدم و دیگه ترسی نداشتم و همه چیز رو به خدا سپرده بودم الان خیلی احساس خوبی دارم، خیلی خوشحالم ، دارم چالش رو با دوره جدایی تا تعالی ادامه میدم ، دارم روی خودم کار میکنم تا زندگی خوبی رو تجربه کنم.متشکرم از شما سوده عزیز
پاسخ
-2
انصراف
ش.ب 14 مهر 99
جالبه مطالب این خانم انگار خود من بودم داشتم مینوشتن ...همخ چیزش مثل من بود ...بجز اینکه اون آقایی که به من گفت برو خودتو اصلاح کن هنوز برنگشته
-0

23 مرداد 99
سلام سوده عزیزم من با یک جدایی و خیانت مجبور شدم با دو تا بچه کوچک از همسرم جدا شم و با خشونت و تحقیر های بسیار زیاد از طرف همسرم در دروان حاملگیم، روز زایمانم، بعد از زایمانم رو به رو شدم و بعد از طلاق این خشونت ها بسیار اوج گرفت، من خارج از کشور زندگی میکنم و تنها هستم، فقط خانواده شوهرم رو داشتم اما اونها هم با اینکه میدونستند من مقصر نیستم ولی منو ترک کردند و اینها همگی خیلی من رو آزار داد و من تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم و خودم رو تغییر بدم با کانال آشنا شدم، یکسال هست که دوره های عزت نفس رو تهیه کردم و بارها ویس ها رو گوش کردم و دستاورد هایی داشتم مهم دستاورد من این بود که تونستم ببخشم و کینه و نفرت و خشم رو از خودم دور کنم و این باعث ارامش من شد و خیلی از آدمها به زندگی من برگشتند و محبت شون به من خیلی بیشتر شد منی که اصلا اهل کتاب خوندن نبودم، با کتاب ها و نویسنده های عالی آشنا شدم و تونستم طلسم ها و سایه هامو پیدا کنم و نمی توانم هام رو ببینم و نقاط ضعفم رو دیدم دستاورد بزرگ دیگه این بود که فهمیدم من اصلا عزت نفس نداشتم و هیچ ارزش و احترامی برای خودم قائل نبودم، با چالش من جدید روی خودم و احترام به خودم کار کردم و الان هم هرروز با درونم ارتباط میگیرم و مرتب روی عزت نفس و اعتماد به نفسم کار میکنم و واقعا منِ الان ، منِ پارسال نیست اتفاق عجیبی که برای من افتاد این بود که منی که یکسال تنها زندگی کردم و حتی نمیتونستم بعد از طلاق با همسرم حرفی بزنم یا پیامی بدم و کامل قطع رابطه کرده بودیم، با کار کردن روی خودم ، ایشون با عشق و علاقه خواست که برگرده و کنار ما باشه و من بهش این فرصت رو دادم با کمال آرامش و الان 5ماه هست که همسرم با ما زندگی میکنه و این باعث شد حال بچه های من هم خیلی بهتر بشه، پدر داشته باشند و یک خانواده آروم، من هم دارم از این فرصت استفاده میکنم تا در ارتباط با همسرم بتونم طلسم ها و سایه هام رو ببینم و بیشتر و بهتر خودم رو بشناسم و مسائلم رو ریشه یابی کنم من ترس هام رو دیدم، ترس از بی پولی داشتم خودم رو وارد این چالش کردم، تا حد زیادی این ترس رو از خودم دور کردم الان مرتب به خودم هدیه میدم، خودم رو تحسین میکنم، دیگه دستاورد های خودم رو میبینم چیزی که هیچوقت نمیدیدم، من توی یه کشور دیگه درس خوندم، شغل پیدا کردم، بهترین زندگی رو داشتم ولی هیچکدوم رو اصلا نمیدیدم و به چشمم نمی اومد اما الان برای تک تک داشته هام سپاسگزارم به خودم کمک کردم تا اعتمادم به خودم بیشتر شه، افرادی که ترکم کرده بودند و خانواده همسرم همگی به سمت من برگشتند و با عزت و احترام از من خواستند به زندگی شون برگردم و من خیلی خوشحالم از این بابت با همسرم روابط بهتری داریم، احترام مون خیلی بیشتر شده، همسرم داره سعی خودش رو میکنه که رابطه هرروز بهتر بشه و مرتب بهم میگه من واقعا خوشحالم که به من اجازه دادی توی این زندگی برگردم اعتماد به نفسم خیلی بالاتر رفته، قبلا اصلا خودم رو توانمند نمیدیدم ، احساس لیاقت رو در خودم پرورش دادم، زندگی بهتر رو لیاقت خودم میدونم و حتی تونستم مصاحبه های کاری خیلی بهتری برم و دارم سعی میکنم خود حقیقیم باشم و این ها باعث آرامش من شده که برام بسیار ارزشمنده و من هرروز دارم روی خودم کار میکنم با فایل های صوتی. ممنونم ازت سوده جان
پاسخ
-0
انصراف

23 مرداد 99
خانم هروی جان سلام. یک سال و نیم پیش من بدترین سیلی رو از جهان خوردم و همسرم بعد از 10سال زندگی منو نخواست و خیلی راحت گفت که من پولدار شدم، بهترین دخترهای شهررو بهم میدن، تو رو نمیخوام ، از زندگیم برو بیرون. اصلا نمیفهمیدم منی که تمام زندگیمو به پاش گذاشته بودم و چیزی براش کم نگذاشته بودم پس چرا این اتفاق پیش اومد. حال روحیم خیلی بد بود، سفید و سیاه و تشخیص نمیدادم ریزش موی شدید داشتم، افسردگی گرفته بودم، این آقا از زندگی من به حالت قهر از زندگیم رفت بیرون و من با خودم میگفتم منی که نمونه زنی کامل بودم چرا اینطور شد ؟ با کانال آشنا شدم ویس هارو گوش کردم و هیچ پولی برای تهیه دوره ها نداشتم اما جهان از من حمایت کرد به صورت معجزه واری دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و بار ها گوش دادم، کم کم فهمیدم من با خودم چیکار کردم؟ من خودم بودم که تمام این اتفاقات رو خواسته یا ناخواسته به زندگیم اورده بودم!! شروع کردم خودم رو بیشتر دوست داشتن، به خودم اهمیت دادم، دیدم تمام این سالها من فقط همسرم رو بالا میبردم و به اون توجه میکردم تا اون لذت ببره، سعی کردم همین رفتار رو با خودم بکنم، به خودم رسیدگی کنم و حال دلم کم کم خوب شد، هر کسی منو میدید میگفت چقدر پوستت عالی شده، چقدر جوون تر شدی،چیکار کردی با خودت ؟ من رو ظاهرم کاری نکردم فقط بیشتر به خودم احترام میگذاشتم جالب بود که هر چه بیشتر به خودم بها میدادم، توجه اطرافیانم بهم بیشتر میشد و کسانی که هیچ خبری ازم نمیگرفتند بهم زنگ میزدند حالم رو بپرسند و ابراز دلتنگی میکردند دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو گرفتم ، منی که حتی پول تو جیبی نداشتم، با این دوره جرات کردم کار مستقل خودم رو شروع کنم چون من زن هنرمندی بودم، باورکردنی نیست ولی من الان در شرایطی هستم که الان جز شناخته ترین شده ها توی شهر خودم هستم و مشتریان خیلی زیادی دارم، در این اوضاع اقتصادی با خودم میگفتم مگه میشه با دست خالی بتونم برای خودم کاری دست و پا کنم ؟ اما حالا با حمایت جهان این ممکن شد! من همه این روزهای سخت و فقط با این جمله سر کردم"پس از هر سختی، آسانیست" و خدارو شکر میکنم که الان به مرحله خوبی رسیدم و همینطور نعمت و برکت داره به سمت من میاد، من تمام عمرم فقط میخواستم همسرم رو ببرم بالا ولی حالا خودم بالا رفتم جالب بود وقتی روی خودم کار کردم، مدارم رو تغییر دادم، تمام حرف ها و پیام هایی که همیشه دوست داشتم از همسرم ببینم به سمت من اومد، اون تمام این کار هارو برام کرد ولی من دیگه نیازمند نبودم و شاید میشه گفت حالا من بودم که با تمام حرفهای عاشقانه اون اقا، بهش تمایلی نداشتم، اون اقا به زندگیم برگشت ولی من دیگه هیجان زده نشدم من این جدایی رو تبدیل کردم به (سال های طلایی دور از خانه) و شاید اگر این جدایی و طردشدگی ها نبود و ترک نمیشدم، من هیچوقت به خودم برنمیگشتم و این همه اتفاقات زیبا برام پیش نمی اومد و من الان انقدر مشغله دارم و از در و دیوار داره برام فراوانی و نعمت میاد که برای فرستادن دستاورد هم به سختی زمان خالی پیدا کردم و همه ی این موفقیت هارو از دوره ها دارم و با خودم میگم کاش از کودکیم و از زمانی که راه رفتن رو یاد گرفتم با این آموزش ها آَشنا میشدم چون من دیدم و با تمام وجود حس کردم که اینها جواب میده و الان دارم با تمام وجود از زندگیم لذت میبرم ای کاش همه زندگی سالمی ها این آموزش ها رو به بچه هاشون بدن به همسراشون...متشکرم از شما
پاسخ
-0
انصراف

22 مرداد 99
من با همسرم رابطه خوبی نداشتم و در آستانه جدایی بودیم . دوره هارو تهیه کردم، دوره جذابیت درونی خیلی بهم کمک و به آرامش رسیدم و فهمیدم توی رفتارم با همسرم چقدر اشتباه داشتم من به خاطر ترس از تنهایی به همسرم اصرار کرده بودم با من ازدواج کنه که از تنهاییم فرار کنم، خودم رو خیلی تحقیر کردم، بار ها طرد شدم، انواع تحقیر و توهین هارو از همسرم میشنیدم چه درباره ظاهرم یا مسائل دیگه اما همچنان بخاطر وابستگی ناسالمم به ایشون چسبیدم و بالاخره اون اقا راضی به ازدواج شد بعد از شنیدن دوره ها متوجه شدم همسرم آینه ی خودم هست و عقده ها و سایه های خودم رو بازتاب میکنه، بعد از دوره جذابیت درونی همسرم خیلی به من وابسته شد، تا قبل از این دوره تصمیم ما بنا بر جدایی بود و همسرم راضی شده بود اما بعد از این دوره اصلا زیر بار جدایی نرفتند و راضی نشدند دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس واقعیت های زیادی از درونم رو بهم نشون داد، دیدم که سالها خودم بودم که این مشکلات رو برای خودم بوجود اوردم، من بودم که طلای درونم رو به همسرم دادم، هر چقدر همسرم رو پس میزدم اون بیشتر به سمت من میومد و این همون تاثیر جذابیت درونی بود من سایه هام رو دیدم، اتفاقات کودکیمو به یاد اوردم و دلیل رفتار های همسرم رو فهمیدم، متوجه شدم چرا همسرم همیشه من رو مقصر مسائل زندگیش میدونه همسرم از همون اوایل رابطه اصرار داشت که من باید تغییر کنم و اونی بشم که اون میخواد و من دیدم دلیلش این بود که من اصلا خودم رو دوست نداشتم، خودم رو نپذیرفتم برای همین مدام همسرم ازم انتقاد میکرد، بهم میگفت تو خیلی لاغری، خیلی ضعیفی، خیلی تنبلی، ... بار هام اینهارو بهم میگفت و من از خودم خجالت میکشیدم اما وقتی رو عزت نفسم کار کردم و یاد گرفتم خودمو دوست داشته باشم حالا همسرم قربون صدقه من میره و ازم تعریف میکنه و الان بهم میگه تو رو همینطوری که هستی با ویژگی هایی که داری دوستت دارم من همیشه علاقه به کار کردن داشتم ولی پدرم مانع میشد، الان ایده های زیادی دارم و همسرم پذیرفته که پولی به من دادم، حالا میخواد ازم حمایت کنه تا من شغل خودم رو راه اندازی کنم من دیدم که خشم، عصبانیت، دوست نداشتن همه در درون خودم بود که در همسرم میدیدم، همسرم دائم من رو با خانمهای دیگه مقایسه میکرد و من خیلی اذیت میشدم اما دیدم این من بودم که خودمو مقایسه میکرد و از دهان همسرم میشنیدم، اما حالا میبینم که من برای همسرم و خانوادم دوست داشتنی شدم من تا چند وقت پیش قصد فرار از خونه و خودکشی داشتم، به شدت احساس تنهایی میکردم اما الان دیگه وابستگی ناسالم از بین رفته، از تنهاییم لذت میبرم، شوهرم خیلی خیلی بد دهان بود اما وقتی من طلسم و سایه خودم رو دیدم دیگه همسرم اون حرفهارو نزد من انقدر از زندگی مشترکم ناامید بودم که باور نداشتم بالاخره به یه ارامش برسم اما حالا زندگی من تغییر کرده، واقعا به آرامش رسیدم، حالا همسرم شروع میکنه به قربون صدقه بدون بد دهنی، میبینم که رفتارش تغییر کرده، خشمم کنترل شده، قبلا که هیچ کاری برای من نمیکرد، حالا داره بهم کمک میکنه ، داره بهم احترام میگذاره و همه چیزهایی که در درون خودم نادیده میگرفتم داره تو همسرم ایجاد میشه و جوری شده که من میخوام من بعد از شنیدن درسواره احترام به خودم فهمیدم که چقدررر به خودم بی احترامی میکردم و اصلا احساس لیاقت نداشتم و خودم رو دوست داشتنی نمیدونستم ولی حالا از خودم لذت میبرم، خودمو دوست دارم، همسرم رو دوست دارم و میبینم که چقدر همسرم داره به خواسته های من اهمیت میده و اتفاقاتی داره میوفته که من باورش نداشتم
پاسخ
-0
انصراف

22 مرداد 99
من با همسرم رابطه خوبی نداشتم و در آستانه جدایی بودیم . دوره هارو تهیه کردم، دوره جذابیت درونی خیلی بهم کمک و به آرامش رسیدم و فهمیدم توی رفتارم با همسرم چقدر اشتباه داشتم من به خاطر ترس از تنهایی به همسرم اصرار کرده بودم با من ازدواج کنه که از تنهاییم فرار کنم، خودم رو خیلی تحقیر کردم، بار ها طرد شدم، انواع تحقیر و توهین هارو از همسرم میشنیدم چه درباره ظاهرم یا مسائل دیگه اما همچنان بخاطر وابستگی ناسالمم به ایشون چسبیدم و بالاخره اون اقا راضی به ازدواج شد بعد از شنیدن دوره ها متوجه شدم همسرم آینه ی خودم هست و عقده ها و سایه های خودم رو بازتاب میکنه، بعد از دوره جذابیت درونی همسرم خیلی به من وابسته شد، تا قبل از این دوره تصمیم ما بنا بر جدایی بود و همسرم راضی شده بود اما بعد از این دوره اصلا زیر بار جدایی نرفتند و راضی نشدند دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس واقعیت های زیادی از درونم رو بهم نشون داد، دیدم که سالها خودم بودم که این مشکلات رو برای خودم بوجود اوردم، من بودم که طلای درونم رو به همسرم دادم، هر چقدر همسرم رو پس میزدم اون بیشتر به سمت من میومد و این همون تاثیر جذابیت درونی بود من سایه هام رو دیدم، اتفاقات کودکیمو به یاد اوردم و دلیل رفتار های همسرم رو فهمیدم، متوجه شدم چرا همسرم همیشه من رو مقصر مسائل زندگیش میدونه همسرم از همون اوایل رابطه اصرار داشت که من باید تغییر کنم و اونی بشم که اون میخواد و من دیدم دلیلش این بود که من اصلا خودم رو دوست نداشتم، خودم رو نپذیرفتم برای همین مدام همسرم ازم انتقاد میکرد، بهم میگفت تو خیلی لاغری، خیلی ضعیفی، خیلی تنبلی، ... بار هام اینهارو بهم میگفت و من از خودم خجالت میکشیدم اما وقتی رو عزت نفسم کار کردم و یاد گرفتم خودمو دوست داشته باشم حالا همسرم قربون صدقه من میره و ازم تعریف میکنه و الان بهم میگه تو رو همینطوری که هستی با ویژگی هایی که داری دوستت دارم من همیشه علاقه به کار کردن داشتم ولی پدرم مانع میشد، الان ایده های زیادی دارم و همسرم پذیرفته که پولی به من دادم، حالا میخواد ازم حمایت کنه تا من شغل خودم رو راه اندازی کنم من دیدم که خشم، عصبانیت، دوست نداشتن همه در درون خودم بود که در همسرم میدیدم، همسرم دائم من رو با خانمهای دیگه مقایسه میکرد و من خیلی اذیت میشدم اما دیدم این من بودم که خودمو مقایسه میکرد و از دهان همسرم میشنیدم، اما حالا میبینم که من برای همسرم و خانوادم دوست داشتنی شدم من تا چند وقت پیش قصد فرار از خونه و خودکشی داشتم، به شدت احساس تنهایی میکردم اما الان دیگه وابستگی ناسالم از بین رفته، از تنهاییم لذت میبرم، شوهرم خیلی خیلی بد دهان بود اما وقتی من طلسم و سایه خودم رو دیدم دیگه همسرم اون حرفهارو نزد من انقدر از زندگی مشترکم ناامید بودم که باور نداشتم بالاخره به یه ارامش برسم اما حالا زندگی من تغییر کرده، واقعا به آرامش رسیدم، حالا همسرم شروع میکنه به قربون صدقه بدون بد دهنی، میبینم که رفتارش تغییر کرده، خشمم کنترل شده، قبلا که هیچ کاری برای من نمیکرد، حالا داره بهم کمک میکنه ، داره بهم احترام میگذاره و همه چیزهایی که در درون خودم نادیده میگرفتم داره تو همسرم ایجاد میشه و جوری شده که من میخوام من بعد از شنیدن درسواره احترام به خودم فهمیدم که چقدررر به خودم بی احترامی میکردم و اصلا احساس لیاقت نداشتم و خودم رو دوست داشتنی نمیدونستم ولی حالا از خودم لذت میبرم، خودمو دوست دارم، همسرم رو دوست دارم و میبینم که چقدر همسرم داره به خواسته های من اهمیت میده و اتفاقاتی داره میوفته که من باورش نداشتم
پاسخ
-0
انصراف

22 مرداد 99
سلام و درود به زندگی سالمیها.من با همسرم رابطه خوبی نداشتم و در آستانه جدایی بودیم . دوره هارو تهیه کردم، دوره جذابیت درونی خیلی بهم کمک و به آرامش رسیدم و فهمیدم توی رفتارم با همسرم چقدر اشتباه داشتم من به خاطر ترس از تنهایی به همسرم اصرار کرده بودم با من ازدواج کنه که از تنهاییم فرار کنم، خودم رو خیلی تحقیر کردم، بار ها طرد شدم، انواع تحقیر و توهین هارو از همسرم میشنیدم چه درباره ظاهرم یا مسائل دیگه اما همچنان بخاطر وابستگی ناسالمم به ایشون چسبیدم و بالاخره اون اقا راضی به ازدواج شد بعد از شنیدن دوره ها متوجه شدم همسرم آینه ی خودم هست و عقده ها و سایه های خودم رو بازتاب میکنه، بعد از دوره جذابیت درونی همسرم خیلی به من وابسته شد، تا قبل از این دوره تصمیم ما بنا بر جدایی بود و همسرم راضی شده بود اما بعد از این دوره اصلا زیر بار جدایی نرفتند و راضی نشدند دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس واقعیت های زیادی از درونم رو بهم نشون داد، دیدم که سالها خودم بودم که این مشکلات رو برای خودم بوجود اوردم، من بودم که طلای درونم رو به همسرم دادم، هر چقدر همسرم رو پس میزدم اون بیشتر به سمت من میومد و این همون تاثیر جذابیت درونی بود من سایه هام رو دیدم، اتفاقات کودکیمو به یاد اوردم و دلیل رفتار های همسرم رو فهمیدم، متوجه شدم چرا همسرم همیشه من رو مقصر مسائل زندگیش میدونه همسرم از همون اوایل رابطه اصرار داشت که من باید تغییر کنم و اونی بشم که اون میخواد و من دیدم دلیلش این بود که من اصلا خودم رو دوست نداشتم، خودم رو نپذیرفتم برای همین مدام همسرم ازم انتقاد میکرد، بهم میگفت تو خیلی لاغری، خیلی ضعیفی، خیلی تنبلی، ... بار هام اینهارو بهم میگفت و من از خودم خجالت میکشیدم اما وقتی رو عزت نفسم کار کردم و یاد گرفتم خودمو دوست داشته باشم حالا همسرم قربون صدقه من میره و ازم تعریف میکنه و الان بهم میگه تو رو همینطوری که هستی با ویژگی هایی که داری دوستت دارم من همیشه علاقه به کار کردن داشتم ولی پدرم مانع میشد، الان ایده های زیادی دارم و همسرم پذیرفته که پولی به من دادم، حالا میخواد ازم حمایت کنه تا من شغل خودم رو راه اندازی کنم من دیدم که خشم، عصبانیت، دوست نداشتن همه در درون خودم بود که در همسرم میدیدم، همسرم دائم من رو با خانمهای دیگه مقایسه میکرد و من خیلی اذیت میشدم اما دیدم این من بودم که خودمو مقایسه میکرد و از دهان همسرم میشنیدم، اما حالا میبینم که من برای همسرم و خانوادم دوست داشتنی شدم من تا چند وقت پیش قصد فرار از خونه و خودکشی داشتم، به شدت احساس تنهایی میکردم اما الان دیگه وابستگی ناسالم از بین رفته، از تنهاییم لذت میبرم، شوهرم خیلی خیلی بد دهان بود اما وقتی من طلسم و سایه خودم رو دیدم دیگه همسرم اون حرفهارو نزد من انقدر از زندگی مشترکم ناامید بودم که باور نداشتم بالاخره به یه ارامش برسم اما حالا زندگی من تغییر کرده، واقعا به آرامش رسیدم، حالا همسرم شروع میکنه به قربون صدقه بدون بد دهنی، میبینم که رفتارش تغییر کرده، خشمم کنترل شده، قبلا که هیچ کاری برای من نمیکرد، حالا داره بهم کمک میکنه ، داره بهم احترام میگذاره و همه چیزهایی که در درون خودم نادیده میگرفتم داره تو همسرم ایجاد میشه و جوری شده که من میخوام من بعد از شنیدن درسواره احترام به خودم فهمیدم که چقدررر به خودم بی احترامی میکردم و اصلا احساس لیاقت نداشتم و خودم رو دوست داشتنی نمیدونستم ولی حالا از خودم لذت میبرم، خودمو دوست دارم، همسرم رو دوست دارم و میبینم که چقدر همسرم داره به خواسته های من اهمیت میده و اتفاقاتی داره میوفته که من باورش نداشتم.ممنونم برای درسهایی که یادمون دادین
پاسخ
-0
انصراف

Maryam 4 مرداد 99
با سلام خدمت سرکار خانم هروی عزیز من هم مثل باقی بچه ها دستاوردهای زیادی داشتم حدود دو سال پیش وقتی که خیلی افسرده بودم و در غم از دست دادن پدرم بودم دوره عزت نفس رو خریدم اما اثری نداشت چون واقعا براش وقت نمیگزاشتم امسال چالش چهارماه شمارو دیدم و تصمیم گرفتم منم تلاشم رو بکنم دوره عزت نفس دوره دوم هم خریدم و روی خودم کار کردم من دختری بودم که همه ازم سو استفاده میکردن و کاراشون رو مینداختن گردن من و من همیشه قبول میکردم تصمیم گرفتم نزارم دیگران ازم سو استفاده کنن و قدرت نه گفتن رو یاد گرفتم تو زندگی من خیلی با مشکل روبرو بودم چند نفر گولم زدن پولی رو که با زحمت جمع کرده بودم ازم گرفتن و من توان پس گرفتن اون رو نداشتم که با خوندن دوره ها دستاوردهای من هم شروع شد و من در این راه با ادمهای خوبی روبرو شدم که تونستم حق خودم رو از اونا بگیرم همیشه دلشوره و استرس داشتم دستام ورم میکرد و هرروز ارزوی مرگ میکردم حتی چندبار دست به خودکشی زده بودم اما امروز اینقدر ارامش دارم که حتی سخت ترین چیزها هم ارامش منو بهم نمیزنه نامزدم منو ترک کرد بدون اینکه حتی بگه دلیل ترکش چی بود و من به خودم قول دادم که دنبالش نرم و برای خودم احترام قایل باشم و دوره در سواره احترام به خود رو گرفتم و تونستم اونو فراموش کنم و شروع کردم به گوش دادن دوره جذابیت درونی تونستم برای خودم کار راه بندازم و حتی یه کار دولتی هم بهم پیشنهاد شد اون اقایی که ترکم کرده بود برگشت اما من دیگه قبولش نکردم چون یکی که رفته بازم میره و من ارامش امروزم رو مدیون شما هستم ممنون
پاسخ
-0
انصراف

17 تير 99
سوده جون من یه دستاورد خیلیییییی جالب داشتم که میخواستم با همه در میون بگذارم، من توی چالش چهار ماهه تصمیم گرفتم روی سایه های خودم و چالش هایی که با همسرم داشتم کار کنم . مشکلاتم رو با همسرم نوشتم. چیزی که من رو عصبی میکرد این بود که همسرم همیشه مبالغ زیاد و بلاعوض به خانواده خودش کمک میکردم، 25میلیون، 8میلیون، ... این من رو خیلی عصبی میکرد بخاطر اینکه به من هیچوقت پول نمیداد ، من آرزویی داشتم که با 20ملیون محقق میشد و من میدونستم هیچوقت همسرم این پول رو به من نمیده، همسرم با اینکه میدونست من این مبلغ رو نیاز دارم ولی هیچوقت توی این یکسال به من اون پول رو نداد، البته نیاز های من رو تامین میکرد ولی هیچوقت به خودم پولی نمیداد و من یک درصد هم احتمال نمیدادم اون پول رو بهم بده و من اصلا اولویتش نبودم. توی چالش من روی سایه هام کار کردم و توی فیلمی که فرستادم میتونین ببینین که توی 10 روز گذاشته همسرم تمام چک ها و تراول هایی که از مشتری هاش میگرفت آورد به من داد برای من خیلی عجیب بود..الانم که کارت بانکیش رو ازش خواستم کارتش رو بهم داد و گفت اگه به تو ندم به کی بدم ؟ من اصلا باورم نمیشد ، الان خواسته هام رو بهش میگم و اونم میپذیره/با تغییر رفتارش واقعا توی خونه مون آرامش به وجود اومده و محبتش به من خیلی بیشتر شده ، واقعا این رو احساس میکنم به من میگه عاشقتم، خیلی ابراز علاقه میکنه، احساس میکنم علاقه ش به من نسبت به قبل فرق کرده و واقعا من رو دوست داره چون من نسبت به گذشته خیلی فرق کردم و از وقتی که تغییرات خودم رو حس کردم ارزشی که همسرم به من میگذاره خیلی بیشتر شده و خداروشاکرم از شما بخاطر زحمات بی دریغ و دوره های عالیتون ممنونم. انشالله سلامت باشین
پاسخ
-0
انصراف
بهزاد منتظری 27 تير 99
عالیه باید همت مضاعف و کار مضاعف وتلاش بی شائبه ای کرد و خدارو فراموش نکرد و دربین راه تسلیم نشیم واراده کنیم تا اول خودمون رو تغییردهیم و پرانرژی تا آخرعمرمون پای هدف و خواست هامون بایستیم جازدن یعنی نابودشدن خودمون و اطرافیان بخواست خداوندمتعال ما میتوانیم عالی و ناب ومحبوب باشیم آرزوی موفقیت و سربلندی و آرامش زندگی براتون دارم الهی آمین ب پیشنهاد و خواست جدی خانم محترم وباوقار ومتانت ساراکارگر به کانال زندگی سالم پیوستم و درحال خوانندن و دانلود فایلهای صوتی و گوش دادن هستم تاثیرات زیادی رو درخودم حس کردم و اعتماد بنفس خوبی پیداکردم کاش بتونم دوره ها رو خریداری کنم و انسان خوب وموفقی توزندگیم باشم .ممنونم از خانم هروی عزیز
-0

راحله 2 تير 99
سلام خانم هروی عزیز، لطفا در مورد چشم زخم هم ویس بگیرید و داخل کانال بذارین. ازتون ممنونم انشالله ک موفقیتتون روز ب روز بیشتر بشه.
پاسخ
-0
انصراف

hivanori 29 ارديبهشت 99
من وقتی به قسمتهایی از دوره ها می رسیدم بخصوص سایه ها در عزت نفس که اصل وجود و مشکلم رو جلوی چشمام میاورد کم میاوردم و یه مدت گوش دادن به ویس ها رو تعطیل میکردم ،حتی پرخاشگری بیشتری میکردم چون دقیقا عیب و ایراد درونیم رو برام نمایان میکرد ولی در پایان وقتی تسلیم میشدم و پی رفع عیب ها میرفتم نتیجه عالی بود ❤️❤️
پاسخ
-5
انصراف

parnia 29 ارديبهشت 99
هر روز هزاران بار خداروشکر میکنم که با شما آشنا شدم من فکر میکردم از اعتماد به نفس عالی برخوردار هستم ولی با دوره های شما دارم خود حقیقی رو پیدا میکنم و خود دروغین رو کم کم با زندگی هوشیارانه از بین میبرم یه دنیا سپاس از این همه محبت و دانایی❤️
پاسخ
-1
انصراف

افسانه 29 ارديبهشت 99
بهترین برداشتی ک از دوره عرت نفس داشتم اینه ک منم ی مادر میشم در آینده.اگر قرار باشه من عزیت نفس نداشته باشم و شیوه زندگیم اشتباه باشه؛میتونم اینو ب فرزندم منتقل کنم.پس تلاشی ک من الان میکنم برای تغییر و ساختن،تلاش برای اینده ی فرزندانم هم هست.ممنونم بابت تمام نگرش های قشنگی ک ب ما منتقل میکنید خانم هروی عزیزم❤️😍
پاسخ
-5
انصراف
راحله 2 تير 99
منم دقیقا به همین نتیجه رسیدم، من یک جنگ رو با خودم شروع کردم که برای فقط و فقط بچه هام باید ی سری کارا رو بکنم و ی سری کارا رو نکنم. نمیدونی چقدر سخت بوو اولش ولی خدا پشت و پناه همه مون باشه و اراده ی خدا تو کارامون بیاد و از تلاش دست برنداریم.
-0

سمانه 28 ارديبهشت 99
سلام دستاورد من از دوره خوب عزت نفس ما زمانی تو زندگی مون نتیجه میگیریم که خود سازیمون بسیار عمیق وریشه ایی باشه یعنی هر قدمی برای ساختن برمیداریم انقدر محکم وعمیق باشه که دیگه نیازی به عقب برگشتن ومحکم کردن جای پاهامون نباشه.. عزت نفسی که ریشه ای ساخته بشه ازش زندگی بنا میشه که تبدیل به قصر الماسی میشه وقتی عزت نفس مون رو الماسی کنیم دیگه زندگی مون هرگز دست خوش طوفان های وحشتناک نخواهد شد...
پاسخ
-1
انصراف

ghorbani 27 ارديبهشت 99
سلام خانم هروی عزیز خیییلی دوست دارم و بدون که دعای خیره ما زندگی سالمیها همیشه همراهت هس ،من از کمبود اعتماد به نفس خیییلی رنجها کشیدم ولی با گرفتن دوره های ارزشمنده شما الان یه کارهایی میکنم که خودم میمونم پیش خودم فکر میکنم که ینی این منم خودم تغییر احساس میکنم میخوام بگم تو زمانی پیدات کردم که خیییلی حاالم خراب بود الان هر چی میبینم میگم این یه نشونس خلاصه عاشقتم که راه و بهم نشون دادی😍
پاسخ
-3
انصراف

robi 26 ارديبهشت 99
سلام درست زندگی من سالهای سال وباز با رابطه ای تکرار شد نمی دانستم هم عاطفه مالی می پردازم وهم هزینه بی ارزشیم را اما توانستم باکمک خداوندم وبینشهای خانم هروی بتوانم به خودم بیام وعزت نفسم را بالا ببرم حالا خیلی حسم خوب است سبک ارام پرواز م را ادامه می دهم
پاسخ
-1
انصراف

فاطیما 26 ارديبهشت 99
من تو رابطه ای که بودم خیلی از خودم مایه میزاشتم از هر نظر، ازش یه آدم قوی ساختم بهش اعتماد بنفس دادم بزرگش کردم...اوایل مشکلی نبود اما کم کم روح و جسمم خسته شد از اینکه فقط دهنده باشم و گیرنده نباشم ... یه دوست خوبی دارم یه جمله گفت اولش شکستم اما بعدش اون شد نقطه قوتم و هرگز یادم نمیره حرفش: به اندازه آدما دست نزن!!! ممنون از این دوره خوبتون خیلی آموزه ها ازش گرفتم
پاسخ
-1
انصراف

f.heydari 26 ارديبهشت 99
کاش همه این مسئله رو درک میکردم. من بعداز دوره ی عزت نفس و اعتماد به نفس سعی کردم یکی از ارزش هایی که خانواده روی من نصب کردن بردارم البته مدت خیلی زیادی درمورد این موضوع فکرکردم و وقتی با خانوده م مطرح کردم با ناراحتی و عصبانیت شدیدشون مواجه شدم و این خیلی برام دردناک بود و بعد از گذروندن این دوره روی عصبانیتم دارم کار میکنم و خیلی میتونم بگم نسبت به گذشته آروم شدم و میخوام که راه خودم رو با اقتدار برم میدونم که مخالفت هست اما می ایستم
پاسخ
-1
انصراف

vida 26 ارديبهشت 99
من دیشب زیر این پست خیلی غر زدم، و همینطور به پارتنرم هم غر زدم، و امروز با یه حرف پارتنرم که درموردم گفت، متوجه شدم که من تصورم از خودم بعنوان یه‌دختر مهربون و آروم کاملا الکی بود، من یه دختری بودم که چون طلای درونم، دست دیگران بود، چون عزت‌نفسم و عشق‌ورزی بخودم ضعیف بود، چون همه توجه و محبت و هرچیزی حتی مادی رو از دیگران میخواستم، بشدت متوقع بودم و هرچی هم بهم داده میشد به چشمم نمیومد و تشکر نمیکردم، من خوشحالی رو از دیگران میخواستم، خودم برای خودم هیچوقت کافی نبودم و با گذروندن دوره عزت نفس خیلی بهتر شدم و این سایه رو کشف کردم و در مواقع مشابه دیگه غر نمیزنم
پاسخ
-1
انصراف

niikii124 26 ارديبهشت 99
وقتی عزت نفست کم باشه،انتخابهایی که در روابط میکنی هم مدارت نیست و اون موقع هست که با مشکلات زیادی مواجه میشی اما زمانی که روی جذابیت درونی و عزت نفست کار میکنی،انسانهای هم مدارت هم جذب میکنی و اگر موردی هم باشه تفاوتها رو درک میکنی و راه حلهای مناسب پیدا میکنی
پاسخ
-1
انصراف

s.u 25 ارديبهشت 99
سلام خانم هروي عزيز من فكركنم تنها مسيوليت يك پدر ومادر اعتماد وعزت نفس دادن به بچه هاشونه من تازه فهميدم چقدر اعتماد به نفس وعزت نفس دارم وخودم خبر نداشتم از خدا وند عزيز بينهايت شكر گزارم كه اينچنين نعمتي به من داده دقيقا همينطوره همه چي از خودمون شروع ميشه ما بايد روخودمون كار كنيم وبا خيلي بي دقتيها بي مسيوليتها بي توجهي ها وترسهايي كه وقتي قويش ميكنيم ميبينيم چقدر كم وكوچيكه من خيلي قوي وقدرتمندم اميدوارم همه كساني كه اين قدرت راتجربه نكردن تجربه كنن وشاد زندگي كنن
پاسخ
-2
انصراف

u 25 ارديبهشت 99
واقعا، زمانیکه در دل ترس هایمان برویم و بپذیریم شان و کوشش کنیم که ریشه این ترس ها را پیدا کنیم می بینیم که آن چیزیکه سالها ازش ترس داشتیم و فرار میکردیم اصلا ارزش آنقدری هم نداشته من به شدت روی خودم و هوشیاری و توانایی هایم کار میکنم و دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس را میگذرانم اما وقتیکه با مسایل جدید روبرو میشوی می بینی که کم کم توانایی هایت بلند رفته است و این واقعا عالی است. خدا ره شکر که با شما و خانواده زندگی سالمی های عزیز آشنا شدم و همرای شما همگام ام.💙
پاسخ
-1
انصراف

rahil 25 ارديبهشت 99
خب دقیقا همینه هر چقدر ترس تو وجودمون رخنه کنه و خودمونو بی ارزش ببینیم به همون اندازه هم سطح کیفیت و دستاوردای زندگیمونم پایین میاد و بعد میشینیم غصه میخوریم و گلایه میکنیم که خدا منو دوست نداره و خدا منو نمیبینه و کلی ناشکری دیگه ای که باعث میشه هر روز حالمون بدتر شه این تجربه منه که از این شرایطی که گفتم بلند شدم و الان دارم به چشمم میبینم که خدا چقدر رحمان و مهربونه چقدر بی منت میبخشه و چقدر نعمت بهم داده که قبلا من کور بودم و نمیدیدم چون فقط غرق در بی ارزشیام و ترس هام بودم دوره اعتماد به نفس به من خیلی کمک کرد
پاسخ
-1
انصراف

mehrdad 24 ارديبهشت 99
باید یاد مان باشد که زندگی بازتابی از درون خود ماست.. و زندگی همان چیزی را به ما نشان می دهد که از دریچه باورمون ترسیم کردیم.. هر چه در زندگی ما اتفاق بیفته خود ما عامل پیدایش آن هستم.. همه ما در واقع هنرمند ی هستیم که باید زندگی خود را روی بام کائنات نقاشی کنیم.. پس باید بهترین هارو برای زندگی خودمون تجسم کنیم... خود سازی و ساختن عزت نفس واعتماد بنفس مون وبدست آوردن اقتدار عظیم درونمون باعث شد ما به درون خودمون به عمق لایه های درونمون سفر کنیم واین سفر بزرگترین دستاورد زندگی ما بود. ممنون از شما خانم هروی بانوی مهربان و فایلهای بسیار مفیدتان
پاسخ
-0
انصراف

nadi 24 ارديبهشت 99
خانم هروی عزیزم چقدر خوبه که هستی و ما خانواده زندگی سالم شما رو داریم. ادمایی به عزت نفس و اعتماد بنفس شکسته و فاقد جدابیت درونی بهت پناه اوردیم و حالا هر کدوم ما داریم ذره ذره رشد میکنیم تا به خورشید برسیم و بارور بشیم. خداروشکر که شما رو داریم. 😘😘😘💖💖💖
پاسخ
-0
انصراف

masome 24 ارديبهشت 99
خانم هروی عزیزم من با دوره عزت نفس همیشه اون مثال هواپیما رو به خودم یادآوری میکنم، خیلی عالیه. من الان داخل هواپیما هستم و از اون سرزمین قبلی و اون من قبلی دور شدم و دارم داخل هواپیما خودم رو از نو بنا میکنم. شاید تو بیرون نمودش رو اونقدر که باید نشون نداده ولی من شروع کردم و دیگه متعلق به جای قبلی که بودم نیستم. برام معنای خیلی از رفتارهای خودم و دیگران عوض شده، باید اول خودمون رو بنا کنیم، ولی این مهم بدون آگاهی امکانش خیلی کمه و شاید اینقدر دلپذیر نباشه این مدتی که صبر میکنیم و در واقع حالت تحمل پیدا کنه، و
پاسخ
-0
انصراف

aramesh 23 ارديبهشت 99
هنوز بعد سه سال نتونستم عزت نفس له شده رو جمع و جورش کنم و حتی خودم رو.لایق ی محبت ساده دوستانه نمیبینم،،نباید اینقدر همه خودمون رو.وابسته شخص یا اشخاص کنیم که نبود یا طردشون باعث بشه ما خود اصلیمون که همراه همیشگیمون هست رو تنها بزاریم و سرکوبش کنیم
پاسخ
-0
انصراف

fahad 23 ارديبهشت 99
وقتی عزت نفس پایین داری فکر میکنی چون کسی تو رو نخواسته پس واقعا بی ارزشی .ولی وقتی به خودت میایی و سعی میکنی روی خودت کار کنی حرف ها و رفتار دیگران برات بی معنی میشه تو طلای وجودتو تو دستای خودت داری پس دیگه دنبال آدما و کارای بی ارزش نمیری
پاسخ
-0
انصراف

dayana 23 ارديبهشت 99
هیچ چیز,و واقعا هیچ چیز با ارزشتر از,عزت نفس تو زندگی نیست وقتی عزت نفس داری تن به هر رابطه ای نمیدی هر تحقیری رو نمیپذیری و اگرم کسی ترکمون کرد حس بی ارزشی نمیکنی بخاطر رفتن یکی چون اون اسکلت عزت نفس سالم بنا شده
پاسخ
-0
انصراف

omid 23 ارديبهشت 99
متاسفانه وقتی عزت نفس پایینه هرگونه قطع ارتباط و بی توجهی رو چه از هم جنس و چه غیر هم جنس یه ضربه ی محکم و یه شکست عمیق حس میکنیم ولی وقتی رشد میکنیم از هر طرد شدنی درس میگیریم و اونقدر احساس شکست و له شدن بهمون دست نمیده انصافا خانم هروی من به شخصه هر بار که کسی بهم بی توجهی میکرد احساس میکردم له شدم غرورم از بین رفته و چقدر احساس بی ارزشی بهم دست میداد ولی الان با گذروندن دوره ها خیلی تغییر کردم واقعا ممنونم ازتون❤️
پاسخ
-0
انصراف

it 23 ارديبهشت 99
به قول خانم هروی باید از دل دردامون گنج واقعی رو پیدا کنیم .گاهی باید تاوان و هزینه سنگینی بدیم تا راه رو پیدا کنیم.قلبت ،روحت،احساست و تموم غرورتو بابت چیزی یا کسی میدی که بعدها وقتی فکر می کنی اونقدرها هم ارزش نداشت و تو فقط بخاطر نداشتن عزت نفس و اعتماد به نفست وابسته و دل بسته شده بودی.باید اون بت رو شکست و دوباره ایستاد و زندگی را با یک تغییر اساسی از نو شروع کرد.
پاسخ
-0
انصراف

z.n.b 22 ارديبهشت 99
وقتی یادمون دادی که چطوری امتیاز بذیم به خودمون وقتی یادمون دادی که چطوری عزت نفس داشته باشیم چرا باید باز ادم با قیمت کم رو جذب کنم و وقتی یادم دادی چطوری ی رابطه ای که هفت سال بود ی شهر میگفتن برو نمون تو خودتو داری فریب میدی رو رها کردم وقتی یاد گرفتم من خودمو به زور جا دادم تو این رابطه بی ارزش و چقد سخت گذشت بهم اولش چون اگاهی نداشتم به خودم خانم هروی عزیز من شما رو معجزه زندگیم که میدونم جدا مادرمم میدونم چون تو چیزهایی ب من یاد دادی که یک مادر مثل اولین حرف یا غذا خوردن به بچش یاد داد
پاسخ
-0
انصراف

pari 22 ارديبهشت 99
خانم هروی عزیز واقعا درست فرمودید دنبالشم که بهای اصلیمو پیدا کنم تا الان هم خیلی از کارهارو کردم که بتونم ارزش خودم رو پیدا کنم و خودم رو دوست داشته باشم میدونم کلی از این راهی که شروع کردم مونده اما همین چالشتون باعث شده خیلی کارها بکنم و اعتماد به نفس پیدا کنم اما کمه ...من به لطف شما و تلاش خودم و خواست خدا حتما میرسم به اون ارزشمندی حقیقیم 😍
پاسخ
-0
انصراف

s.r 21 ارديبهشت 99
سلام خانم سوده هروی من یه پسر ۲۷ ساله هستم که به کمک دوره های جذابیت درونی شما تونستم خیلی از اخلاق و رفتارهای اشتباهم رو کنترل کنم و آرامش و انرژی درونیم رو افزایش بدم خیلی ممنونم ازتون من هر روز برای تک تک بچه های تیم خانم هروی و خودشون از خدا طلب خیر و برکت میکنم .. امیدوارم بهترین آدمها و اتفاقها براتون رقم بخوره .. شما اقتداری رو به من یاد دادید که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست ... 😍
پاسخ
-0
انصراف

madar 21 ارديبهشت 99
تلاش برای برگردوندن کسی که رفته اشتباه بسیار بزرگیست ، چون بارها تجربه ش کردیم و نتیجه اش رو دیدم که چقدر باعث کاهش عزت نفس و اعتماد به نفسمون میشه ، به جای انرژی گذاشتن برای برگشتن یک فرد باید روی خودمون عزت نفس و اعتماد به نفسمون اهدافمون ذهنمون انرژی بذاریم ، قطعا نتیجه ش لذتبخش و زیبا خواهد شد🌺🌺❤️❤️😍😍🙏🙏🌺🌺❤️❤️😍😍
پاسخ
-0
انصراف

f.tavaasoi 21 ارديبهشت 99
متاسفانه گاهی اوقات اینقدر عزت نفسمون پایینه که جاهامون برعکس میشه و هر چه بیشتر تلاش میکنیم که رابطه رو برگردونیم بیشتر از خودمون دور میشیم و یه موقعی به خودت میای و میبینی هیچی از خودت باقی نزاشتی به امید روزی که عزت نفسی بسازیم که رفتن هیچکس نتونه نابودش کنه🙏🙏
پاسخ
-0
انصراف

darya 21 ارديبهشت 99
من دوره عزت نفسوخریدم .کاش این دورهاروتودبیرستان به ادمها یادبدند ه وارد دوران جوانی میشی اینهمه مشکلات شغلی وروابط برات پیش نیاد که اینقدر انرژی ادم کم نشه توتوی این روابط .اگه انسانها اینارومیدونستند ده سال توزندگی جلو بودند واینقدر بامشکلات دستو پنجه نرم نمیکردند....خیلی جاا که نمدونی واقعا مشکل ازکجاست میفهمی درست میکنی ازریشه وجوانه های زیادی روتوزندگی میبینی انگارمعجزه رخ داده
پاسخ
-0
انصراف

mina.k 20 ارديبهشت 99
سلام می‌خوام از منی که قبلا بود و مشکلاتش بگم تا شاید بقیه بیشتر امیدوار بشن من 21 سالمه و سه ساله دچاره قفل شده بودم تو زندگیم که نمیتونستم حرکت کنم من سردرد و سنگینی شدیدی داشتم از درون افسرده بودم نمیتونستم با خودم تنها بمونم خودمو دوست نداشتم درصورتیکه زیبام اما اصن اعتماد و عزت نفس نداشتم وقتی یه نفر ازم تعریف میکرد من اون حرفو لایق خودم نمی‌دونستم چون همیشه درون خودم میگفتم باید اون اهدافو کسب کنم که به ارزش بیام ! من همیشه اضطراب داشتم درونم هیاهو بود ضربان قلبم همیشه بالا بود دستام یخ میکرد مدام گفتگوی درونی منفی داشتم و اصن نمیتونستم کنترل کنم ذهنمو من سه ساااال دکترارو می‌گشتم و کاملا بی‌نتیجه تو همین وضع دوستم هر سه دوره شمارو بهم هدیه خرید که واقعا ممنونم ازش اما من چند ماه گوش ندادم چون اصن حوصله هیچی نداشتم که گذشت و یه شکست عشقی خوردم که اوایل این آقا واقعا مجنون بودو می‌گفت فک نمی‌کردم اصن منو نگاه کنی چون واقعا از هیچ لحاظ چیز خاصی نبود و من بزرگش کردم پیش خودم و بهش لقب عشق حقیقی دادم اما بعد سه ماه کاملا عوض شد و رفت و من هنگ بودم ک چیشد ! تصور کنید که به یه آدم داغون و زخمی یه زخم دیگه زده شد و درد خیلی زیادی داشت و واقعا زخم قلبمو حس میکردم که اینجا جهان مجبورم کرد رفتم سراغ دوره ها اولین دور با دقت گوش دادم و آروم شدمو به خودم اومدم دور دوم نوشتم و اینجا آگاه شدم تو دور سوم دیگه تحول ایجاد شد کاملا گذاشتم اون شخصو گذاشتم کنار و از ذهنو قلبم پاک شد و فهمیدم چقد ارزش بیخود براش قائل بودم علاوه بر تحول روحی من تحول جسمی هم داشتم دیگه سردرد نداشتم مشکل سه ساله حل شد از درون احساس آرامش و ارزش زیادی میکنم حتی اگه به اهدافم نرسم چیزی از حسی که به خودم دارم کم نمیکنه اون اعتماد به نفس و عزت نفس گم شده رو پیدا کردم رفتار خانوادم خیلی بهتر شد و میگن تو طلایی دوستای خوبی پیدا شدن و دوستای منفیم خودشون از زندگیم حذف شدن بدون اینکه من بخوام کاری کنم .... شما منو تو اوج غم و مشکلات به شادی و آرامش و تحول درونی رسوندین و الان با حال خیلی خوب دارم برای هدفم که روانشناسیه تلاش میکنم و امیدوارم روزی بتونم مثل شما بشم و تاثیر گذار تو زندگی بقیه❤️❤️💎💎
پاسخ
-0
انصراف

v 20 ارديبهشت 99
درود خانم هروی گرامی.راستش این اولین ارتباط نوشتاری من با مجموعه شماست.حتی نمی دانستم برای ارسال دستاوردم با کدام بخش در ارتباط باشم اما چون حس نوشتن در من بیدار شده بود دل به دریا زدم و عمل کردم. داستان من از اوایل تابستان ۹۸ شروع شد.بعد از تلاشی نا موفق برای رهایی از ازدواجی ۷ ساله، سرد،بی روح،جانکاه و ملال آور.بعد از طرد شدن از طرف کل خانواده،بی پول و بی حامی و ترس از تهدید های همسرم برای به اجرا گذاشتن مهریه ای سنگین مجددا ناچار به ادامه زندگی مشترک شدم. شروع تحولات با تهیه دوره جذابیت درون بود.دریافتم چطور باید انرژی های درونی خودم را حفظ کنم و حتی آنها را افزایش بدهم.با آگاهی آنچه را که از این دوره آموخته بودم در جز جز زندگی روز مره ام اجرا کردم.کار آسانی نبود مخصوصا برای دل شکسته ای چون من،اما میدانستم بهترین کمک من به خودم همین است.نتایج در عرض دو ماه ظاهر شدند وارد معاملاتی شدم که برای من بسیار سود آور بودند.دیگر اکنون به استقلال مالی رسیده بودم و نیازی به پول پدرم نداشتم.غرور شکسته ام احیا شد.مهمترین فرد زندگی من که بسیار مغرور هم بود با من تماس گرفت و بسیار سعی کرد بابت گذشته از من دلجویی کند و بارها موکدا عینا میگفت که تو چقدر عوض شده ای‌.دیگر اکنون من میدانستم این تغییرات حاصل چیست.دوره جزیره گنج را شروع کردم اما راستش هنوز حتی از نام کلمه طلاق می ترسیدم.سعی میکردم با خودم کنار بیایم که با وجود تمام این دستاوردهای مثبت فعلا محکوم به قبول این زندگی مشترک ملال آور هستم.کم کم احساس کردم در لایه های زیرین روح و روانم اتفاقاتی در حال روی دادن است.به سراغ دوره( از عزت نفس تا اعتماد به نفس) رفتم.به ناگاه همه چیز متحول شد.این روح ترس خورده از طرد و طلاق گویی باز بیدار شده است و دیگر مثل سابق نمیترسد.مبحث تضاد بین ارزش های فردی و ارزش های جامعه و خانواده در دوره( از عزت نفس تا اعتماد به نفس)،چشم سوم مرا باز کرد.گویی گره های کور روانم به یکباره نمایان شدند.آنجا که صحبت از جنگجوی درون کردید تو گویی فقط با من حرف میزنید.جنجگوی من بیدار شد:یا رها خواهم شد یا جان خواهم داد.اینبار دیگر نه از طلاق می ترسیدم و نه از مهریه و نه از طرد و تهمت خانواده.تصمیمم را برای جدایی اعلام کردم.به طرز معجزه آسایی حالم بهتر شد و با حفظ استقلال مالی از آن خانه زندگی سرد و بی روح بیرون آمدم و حتی شهر محل زندگی من عوض شد.در شهر جدید به دنبال کار می گشتم که خیلی سریع یک کار فوق العاده عالی و با کلاس اجتماعی زیاد و در حیطه تخصصیم به بنده پیشنهاد شد.همسرم که مهریه را به اجرا گذاشته بود برای مصالحه مهریه پا پیش گذاشته است.داستان من هنوز ادامه دارد ولی من دیگر حامد گذشته نیستم و از مشکلات و موانعم بسیار بزرگتر هستم.من این همه را اول لطف پروردگار عاشق میدانم و بعد آگاهی خودم که از گوش جان سپردن به دوره های شما حاصلم شد. #دستاورد
پاسخ
-0
انصراف

سپیده 19 ارديبهشت 99
خانوم هروی جان امروز داشتم تمرینات دوره عزت نفس رو انجام میدادم و به نظام های ارزشیم فکر میکردم ، هر یدونه از ارزش های خانواده و جامعه رو که مینوشتم و روبروش ارزش شخصی خودم رو درباره اون موضوع مینوشتم انگار یه بار سنگین از رو شونه هام برداشته میشد و یه نفس راحت میکشیدم و ته دلم میگفتم آخِیییش تازه میفهمم سالها زندگی کردن با ارزش های دیگران چقدر حال منو بد کرده و باعث شده از خود حقیقیم فاصله بگیرم و تبدیل به آدمی بشم که نه تنها دوستش ندارم بلکه باهاش غریبه ام ، ولی امروز وقتی چندتا از ارزش های خودمو نوشتم متوجه شدم چقدر خود حقیقیم رو دوس دارم و باهاش احساس راحتی میکنم این دوره واقعا بی نظیره 💕
پاسخ
-0
انصراف

simin ordibehesht 19 ارديبهشت 99
سلام خانم هروی عزیزم. من بعد از گوش دادن به فایلاتون تازه فهمیدم درطول روز چقد انرژیمو از دست میدادم. که جدیدن اصلا اعتماد بنفس ندارم و ارزش واقعی خودمو نمیدونستم.فهمیدم که همه ی کارهامو بسپرم به خدا و منتظر اتفاقای خوب باشم. بارها وبارها بعد از عمل کردن به نصیحتای شما اتفاقایی دیدم که خیلی وقت بود فراموش کرده بودم چیزایی که خوشحالم کردو از ته قلبم دعاتون کردم. صداتون ارامش بخشه و ازخدا بخاطر اینکه شما رو سر راهم قرار داد ممنون.چون حرفای شما باعث شد قدرخودم ببشتر بدونم وبرای خودم ارزش بیشتری قایل بشم
پاسخ
-0
انصراف

vian 19 ارديبهشت 99
سلام خدمت خانم هروی مهربان و دوست داشتنی و همه ی زندگی سالمی ها امروز فایل ده دوره عزت نفس و تموم کردم هر چ ب آخرش می رسیدم احساس میکردم مغزم داره باز میشه دستاورد من فعلا اینه ک حسم خوبه و آرامش دارم هرچند بعضی وقتا یه شرایطی پیش میاد ک آرامشم ب هم میریزه ولی سعی میکنم ب خودم مسلط باشم همین آرامشم همین ک ب زمین و زمان طلبکار نیستم همین ک خودم رو مسئول وضعی ک الان توش هستم میدونم و دارم تلاش میکنم روز ب روز حالم و وضع زندگیم رو با دختر کوچکم بهتر کنم
پاسخ
-0
انصراف

آرمین 19 ارديبهشت 99
baanoo heravii mamnoon az shoma va aagaahi ke be maa midin.. shoma mano aagah kardin .. man moddathaa dochaare ye masale kaari boodam.. va alaan fahmidam koja daram eshtebaah mikonam... gaahi adam be zirdastashm baaj mide ama motevajjeh nist... mamnoon azin aagahi .
پاسخ
-0
انصراف

pardis 19 ارديبهشت 99
جمله واقعا زيبايي گفتين سوده جان ( اون ادم ممكنه خيلي ادم خوبي باشه ولي ادم مناسب من نباشه) به قول يكي از دوستام وقتي خودمو ول دادم و خودم شدم و تا حدي خودمو شناختم به اين نكته واقعا پي بردم كه خيلي باج عاطفي ميدم اوايلش نميدونستم دليلش چيه ولي روز به روز بيشتر به اين نكته ميرسم كه عزت نفسم پايينه و پايين بوده و خودم نبودم سالها با نقاب زندگي كردن ادمو خسته و فرسوده ميكنه پس ميخوام خودم باشم و روز بروز بيشتر خودمو بشناسم و پيدا كنم
پاسخ
-0
انصراف

reza 19 ارديبهشت 99
منم دقیقا همینجوری بودم یعنی ۱۵ سال کار بدون وقفه و باج دادن عاطفی و مالی و حالا بعد از ۱۸ سال با آشنا شدن با خانم هروی و خانواده جدیدم دیگه تموم شد باج دادن .این باج من به خانواده ام دادم و الان که دیگه باج نمیدم رسیدم به نقطه صفرزنذگیم ولی تونستم چند قدم از صفر فاصله گرفتم و الان دارم فاصله ام رو روز به روز بیشتر میکنم و مطمئنم قدم هام رو پیوسته و مداوم و استوار خواهم برداشت پس:پیش بسوی زندگی سالمتر با دوره عزت نفس 😍😍😍
پاسخ
-0
انصراف

sonia 19 ارديبهشت 99
من به اندازه ای عزت نفسم پایین بود که یه بار داشتم با عشقم بحث میکردم و چت میکردم دیدم یهو اف شد کلا رفت من اینقدددد حالم بد شد و حس بی ارزشی داشتم و حس ترس ک نکنه قهر کرده و یه حس اینک حالم از خودم بهم میخوره اینقد حالم بد شد ک بیهوش شدم و دوستام با کلی اب زدن صورتم و ابقند برام اوردن و ارومم کردن و من وقتی نگاه گوشیم کردم دیدم چندین بار بهم زنگ زده بود عشقم و ازم معذرت خواهی کرد ک یهو رفت چون یه مشکلی براش پیش اومد ک حتی وقت نکرد خبرم بده و من اون موقع فهمیدم چههههه قد در حق خودم ظلم کردم و عذاب کشیدم
پاسخ
-0
انصراف

fit 18 ارديبهشت 99
انقدر پیامهاتون برای من هم زمانی داره که فکر میکنم تمام این پستها مخاطبش منم...توی دوره ای هستم که با درد خیلی زیاد دارم رو خودم کار میکنم همیشه شما میگفتید ساختمانتون فرو میریزه و شما ساختمان جدید بنا میکنید ولی فشار برای من به حدی زیاد بود که دقیقا احساس این داشتم که پوسته ی سختم داره پاره میشه تا من جدید متولد بشه...همیشه نباید به نقطه عطفی رسید باید گاهی این سیلی خودت به خودت بزنی.‌‌..برای من امروز بیرون همه چیز عادیه اما درونم پر از تلاطم و من به خودم قول دادم تا از دل دردام طلا رو بیرون بکشم چون من میتوانم👌👌👌
پاسخ
-0
انصراف

s 17 ارديبهشت 99
کسی که خودش عزت نفس و اعتماد به نفس داشته باشه هیچوقت مانع رشد آدم دیگه نمیشه.. هرکی خودش رو کمتر ببینه سعی میکنه طرف مقابل رو هم بکشه پایین.. پس با همچین شخصی ما حالا حالاها درجا میزنیم و حتی خودمونو پایینتر هم میاریم
پاسخ
-0
انصراف

sara 17 ارديبهشت 99
من قبل از اینکه رو عزت نفسم کار کنم همینجوری بودم میترسیدم پارتنرم الان که داره هی بالا تر میره منو رها کنه یا منو نخواد و همش باهاش دعوا میکردم بدون دلیل ولی الان با تمام وجودم خوشحال میشم از پیشرفتش و رابطمون ۱۸۰ درجه عوض شده
پاسخ
-0
انصراف

fahad 17 ارديبهشت 99
چه ويديو خوبي و چه حرف درست و عالي .....من در زندگي ام هر وقت دنبال پيدا كردن كسي بودم تنهاتر شدم ولي وقتي دنبال خودم و كارهاي خودم بودم ناغافل كسي پيدا شده و من هيچ وقت آماده نبودم ....ولي وقتي خودم رشد كنم و به فكر روح خودم باشم انگار كه در حالت standby قرار دارم و اوني كه بايد پيداش بشه پيدا خواهد شد و اميدوارم اون موقع هوشيار باشم و بفهمم دوره عزت نفس بسیار عالی بود
پاسخ
-0
انصراف

ملودی 16 ارديبهشت 99
چقدر این ویدیو زیبا جالب وپر محتوا بود وبسیار آموزنده بود مرسی سوده جونم... واقعا این ما هستیم که تعین میکنیم دیگران با ما چه رفتاری داشته باشند در اصل ما جواز رفتار دیگران با خودمون رو بهشون میدیم وچه خوب ما عزت نفسی بسیار خوب و بالا واعتماد بنفس بسیار قوی واقتدری عظیم داشته باشیم.. انقدر زیبا و باشکوه عاشقانه خودمون رو دوست داشته باشیم که هر کسی به ما برخورد در زندگی و روابطه نزدیک مون رفتاری در خور وشخصیت بالای ما با ما داشته باشه ..ما با ارزشمند کردن وجود نازنین مون زندگی ارزشمند وبا شکوه کردیم و ممنون از شما
پاسخ
-0
انصراف

mina 16 ارديبهشت 99
بعد از کار کردن با دوره عزت نفس وقتی فهمیدم اسکلت شخصیت یعنی چی حتا خانوادم که قبلا حرفامو جدی نمیگرفتن الان به انتخابام احترام میزارن به نظراتم بها میدن
پاسخ
-0
انصراف

سعید 16 ارديبهشت 99
سلام من یک آقا هستم من توي يك رابطه بودم ، انقددددرررر اين رابطه از من انرژي ميگرفت ، الان كه نگاه ميكنم ميبينم چقدر خودم رو اذيت ميكردم ، اون زمان هر كي من رو ميديد ميگفت چقدر خسته اي ، كم ارزشي درونيم و وابستگي به طرف مقابلم باعث ميشد فقط زمانيكه ميبينمش، و به من توجه مكرد حالم خوب ميشد و ١ ثانيه بعد دوباره ... تا اینکه پکیج عزت نفس رو تهیه کردم و واقعا روی خودم کار کردم الان دیگه ارزش درونیم وابسته به طرف مقابلم نیست و دارم نفس میکشم و ایشون هم فهمیدن که نباید تا این حد من رو تحت فشار میگذاشتن ممنون از شما
پاسخ
-0
انصراف

c 16 ارديبهشت 99
خوشبختانه من دیگه چنین حسی ندارم خستگی تو وجودم نیست برعکس وجودم پرار انرژی های ناب شده چون به منبع اصلی انرژی یعنی خدا وصل شدم وجایگاهم رو ‌پیدا کردم واز همه مهمتر دیگه هیچ نقابی به چهره ندارم چون خود خود واقعیم شدم.. واین رو میشه گفت از همون عزت نفس ناسالمی که خرابش کردم واز نو ساختمش درست و روی اصل سالم بودن واقتدار بدست اوردمش دوستان عزیزم اگه‌میخواهید حال درونتون وبیرونتون خوب بشه عزت نفس تون رو کامل ودرست بسازید ما هرچیزی که بخواهیم بدست بیاریم
پاسخ
-0
انصراف

sara 15 ارديبهشت 99
چندوقت بود حسابی درگیرفکرهای منفی شده بودم یه شوک که انرژیموگرفت اماهرشب ویس هاتونوگوش دادم دلم نمی خواست تسلیم شم ..شما اومدی به خوابم وگفتی بلندشوازاول شروع کن...مرسی که هستیدوانگیزه میدید..شمابه هم یاد دادی ضعفهاموبپزیرم وازدردهام گنج بیرون بیارم درسته سراشیبی ها هست اما وقتی عزت نفس بسازی خودتو دوست داشته باشی و قدم تو راه ساختن خودت ازهرنظرکه بشی یه انسان سالم بزاری اونوقته که نامیدنمیشی وبازبلندمیشی ومحکم به خودت میگی من میتووووونم🌻
پاسخ
-0
انصراف

kl 15 ارديبهشت 99
خانوم هروی عزیز من با گذروندن دوره عزت نفس ،این نیروی اقتدار درونه که باعث میشه هز کسی رو در مدار خودت راه ندی و فقط کسانی رو به حیطه شخصی خودت راه بدی که هم مدارت و برازنده ی تو هستن من الان مدتیه بعد از اینکه با شما و دوره هاتون اشنا شدم دارم سعی میکنم این اقتدارو بدست بیارم که دیگه وارد هر رابطه ای نشم که بخوام برای نگه داشتنش همش باج بدم در صورتیکه قبلا این اشتباهو انجام میدادم،الان مدتیه با تنهایی خودم سر میکنم و چقدر هم لذت بخشه این تنهایی که در اون ارامش و تمریناتی هست که شما به ما عرضه کردین ،ممنمونم
پاسخ
-0
انصراف

rahil 14 ارديبهشت 99
سه سال با مردی روانی و افسرده با رویای ازدواج ادامه دادم.عاشقش بودم.اما با چند قطبی بودن و تردید و خیلی چیزا بدترین بیماریهارو برام رقم زد.افسرده و داغون بودم نمیتونستم ادامه بدم انگار تمام راهها برام بسته شده بود تا اینکه یکی از دوستام پیج شما رو به من معرفی کرد و من تیتر دوره ها رو خوندم و پکیج عزت نفس رو تهیه کردم یک ساله از اون رابطه اومدم بیرون.دیگه نمیخوام تا خوب نشدم وارد رابطه ای بشم میخوام اونقدر قدرتمند بشم که هیج آدم بیمار دیگه ای نیاد منو از پا دربیاره و داغونم کنه. الان من کجا اونموقع من کجا حتی خودمم باورم نمیشه که من اینم نه اون
پاسخ
-0
انصراف

jila 14 ارديبهشت 99
دستاورد من از پکیج عزت نفس و اعتماد به نفس: وقتی ادم توی رابطه ناسالم هست،کم کم باور میکنه که کلی ایراد داره و باید خودش رو طبق سلیقه اون شخص تغییر بده،زمان میگذره از خودمون کلی فاصله میگیریم،با یه اعتماد به نفس داغون،کم کم با خودمون به این نتیجه میرسیم،من با این همه ایراد ونقص چه کسی میتونه منو دوست داشته باشه!!! تازه ته دلمون از طرف ممنونیم که با ما هست و اجازه داده دوستش داشته باشیم! و مدااام برای موندنش باج میدیم...ممنون که اینها رو یادم دادید خانم هروی
پاسخ
-0
انصراف

تارا فیاضی 13 ارديبهشت 99
عزت نفس و اعتماد به نفس باعث شد من تعیین کننده سهم خودم در رابطه باشم و اگر طرف مقابل نخواد هدفی رو مشخص کنه من رابطه رو ترک کنم نباید اجازه بدم زمان زیادی طول بکشه من این عزت نفس رو با این دوره دریافت کردم که نذارم آسیب ببینم که وابسته بشم بدون اینکه تکلیفم در رابطه معلوم باشه مممنون از دوره خوب عزت نفس و اعتماد به نفستون و این من جدیدی که ساخته شد
پاسخ
-0
انصراف

sara 13 ارديبهشت 99
خانم هروی عزیزم حرفای شما مثل همیشه کاملا درسته اما من انقدر اعتماد بنفس و عزت نفس نداشتم که تکلیف رابطه رو مشخص کنم. می‌ترسیدم چیزی بگم و طرف مقابلم احساس کنه که می‌خوام خودم رو بهش تحمیل کنم. ترس از دست دادن نداشتم اما می‌ترسیدم که فکر کنه بی شوهر موندم و می‌خوام کاری کنم که منو بگیره. انقدر رابطه رو بلاتکلیف نگهداشتم و ضعیف بودم که از دستش دادم. الان با گذروند دوره عزت نفس متوجه شدم از دست دادن اون رابطه نقطه عطف زندگی من شد و اتفاقا تکلیف من کاملا روشن شد و من در مسیری افتادم که هرگز فکرشم نمی کردم ممنونم از اون اقا که جدا شد و به من فرصت آگاهی داد و ممنون از شما که این آگاهی رو در اختیار ما گذاشتید اون زمان کجا الان کجا خدایا شکرت
پاسخ
-0
انصراف

u 13 ارديبهشت 99
دقیقا تا قبل از دوره ها من همینجوری بودم تا احساس سیری ناپذیر محبت و توجه رو از همسرم نمیگرفتم حالا با عصبانیت و قهر و... و دست از تلاش بر نمیذاشتم ولی حالا که دارم کار میکنم رو عزت نفسم گاهی وقتا میشینم و اون زمان رو مرور میکنم احساسم اینه که اون زمان اون کارها رو یه بچه ی لجباز و یکدنده انجام می‌داد والان اون بچه بزرگ داره میشه و بالغ و حتی حس حسادت به همجنسهای خودم توی جمعی که همسرم هم بود از بین رفت ودوره عزت نفس خیلی بهتر کار میکنه و یجورایی روی کودک درون ما بیشتر کار میشه 👌👌 و دیگه به جدایی از همسرم فکر نمیکنم و رابطه ام با همسرم خیلی بهتر شده این دوره خیلی برای من کاربردی بوده
پاسخ
-0
انصراف

payande 12 ارديبهشت 99
امروز با ویس چرا تا حالا نشده.. نوشتم و نوشتم و نوشتم.. از دستاورد تا نشده ها.. ی دنیاااااااا نکته و تجربه و طلسم پیدا کردم.. آدمهایی که اومدن به من چیزهایی رو نشون بدن.. حرفهایی رو بزنن و برن.. حسی که الان دارم رو نمیتونم بنویسم.. اشک ریختم و دوازده ماه و روز به روز مرور کردم.. چیزی که در این لحظه مطمئنم اینه که فاطمه ی سال 99 خییییییییییییلی خییییییییییییلی خییییییییییییلی متفاوت فکر میکنه.. قدم برمیداره.. رفتار میکنه.. و مطمئنم سال دیگه 28 اسفند ی ادم جدید با ی عااالمه دستاورد دوباره در حال مرور کردن سالشه
پاسخ
-0
انصراف

eli 12 ارديبهشت 99
با دوره عزت نفس از دستاوردهای شخصیمم باید بگم طلسمهای زیادی از ازدواج نکردنم پیدا کردم مثل اینکه من این عقدهدفکری دارم که مردها اگر به هردلیل به خانمی که در رابطه باهاشن کم محلی کنند حتما خائنن و این عقده ایه که من از مادرم گرفتم‌.دارم روش کار میکنم تا حل بشه ولی تصور مرد قوی و توانا و در عین حال عاشق و وفادار بران یکم سخت شده چون ضربشو هم در گذشته خودم هم خونوادم خوردم.ولی میدونم که بازم توکل لازمه و خوش بینی.و اینکه عشق باید ایجاد بشه و راههای خدا عیر منتطرن.پس من بازم اعتمادبنفس و عزت نفس جمع میکنم و در هر ارتباطی زور نمیزنم بلکه تلاش کافی میکنم و نتیجه هر چی که باشه خدا در کنار من و پیشاپیش من حرکت میکنه
پاسخ
-0
انصراف

aramesh3540 12 ارديبهشت 99
خانم هروی عزیز من با شما اعتماد ب نفسی ک هیچ وقت نداشتم رو بدست آوردم و جدایی رو ک واقعا کنار اومدن باهاش برام سخت بود رو تونستم فراموش کنم و همینطور فوت مادرم ک خیلی بهش وابسته بودم رو تونستم با آرامش درونی کنار بیام و الانم با چالش چهارماهه بطور جدی خودشناسی و خودسازی روی خودم کار میکنم و طلسم هام رو پیدا کردم و سعی در برطرف کردنش میکنم و ب حرفه ای ک 18 سال آرزوش داشتم دست پیدا کردم با اعتماد ب نفسی ک از فایل های شما بدست اوردم و واااقعا از این دستاوردهام لذت میبرم و خوشحالم و حال درونیم وافعا عالیه و آرامش عجیبی دارم بدور از هیجان زندگی و همه اطرافیام متعجبن از این همه تغییر در من و برنامه و هدفم برای سال جدید اینه که به بهترین خودم تبدیل بشم و تو حرفه ام به موفقیت بالا برسم و ی زندگی کاملا مستقل رو برای خودم تشکیل بدم.
پاسخ
-0
انصراف

tannaz 11 ارديبهشت 99
سلام .من سه سال بود میخواستم آرایشگاه خودم رو باز کنم و برای خودم کار کنم اصلا عزت نفس نداشتم خودم رو دست کم میگرفتم همش میترسیدم با اینکه سه سال بود من آبدیت میکردم خودمو با چالش سه ماهه شروع کردم عزت نفس پیدا کردم با ترسم روبه رو شدم و خودم رو تو دل ترسم انداختم از وقتی مغازمو باز کردم خدا رو شاهد میگیرم از همون اولش درآمد بسیار عالی داشتم و در حالی بود که همسایه ی من آرایشگاهه و ۲۰ ساله تو همون جاست و درآمد من دو برابر اونه جهان انقدر حمایتم کرده که خودمم موندم و قبلش بگم که من اصلا جهان رو جای امنی نمیدونستم اما الان میبینم که چجوری داره حمایتم میکنه و این حس خیلی خوبیه که از این دوره دارم ممنونم از شما و تیم خوبتون
پاسخ
-0
انصراف

eli 11 ارديبهشت 99
بالاخره جرات کردم و سختی تغییر رو به جون خریدم و از ازدواج اشتباهی که دوازده سال تمام عذابم داد و عزت نفس و اعتماد به نفس و شور و جوانی و شادابی رو ازم گرفته بود خارج شدم و تمااااام. البته در واقع باید بگم شروع، شروعِ یه زندگی جدید به کمک خدای مهربونم راه سختی در پیش دارم از خیلی خیلی خیلییییی زیر صفر باید شروع کنم چون از اون زندگی به جز وجود خسته و ناتوان خودم هیچ چیز دیگه ای نیاوردم امیدوارم خدا کمکم کنه و سربلند بشم ، فقط ای کاش شرایطی داشتم که دوره های شما رو تهیه کنم و وجودِ این الهه ی فرو ریخته رو از نو بنا کنم
پاسخ
-0
انصراف

miss zohori 11 ارديبهشت 99
من فرق بین وابستگی و عشق رو فهمیدم. فهمیدم همه چیز از درون من شکل میگیره.اگه من طلای درونمو پیدا کرده باشم هر اتفاقی که بیوفته من محکم و قوی ادامه میدم. فهمیدم هر روز یه فرصته جدیده برام با کلی شگفتی و نعمت های خوب. همیشه فکر میکردم چون همه میگن خوشگل ها بد شانسن منم اینجوریم ولی الان متوجه شدم اینها کامپلکس های من بوده وقتی من تغیر کنم جهان منم تغیر میکنه و کلی چیزهای خوب جلوی راهم میزاره. فهمیدم از خانواده و اطرافیانم دلگیر رفتاراشون نباشم چون اونها در حد خودشون و شرایط زندگی هاشون رفتار میکنند فهمیدم مهمترین آدم زندگیم خودم هستم به جای اینکه روی دیگران سرمایه گذاری کنم روی خودم کار میکنم و از همه مهمتر فهمیدم خدا همیشه حواسش به من هست
پاسخ
-0
انصراف

poladvand 10 ارديبهشت 99
برای کاره جدیدم بین دوراهی گیر کرده بودم بین رفتن و موندن،آدمهای اطرافم میگفتن نمیتونی از پسش بر نمیای پس نرو اما من انتخاب کردم و خودم رو به چالش کشیدم و تونستم با کمک دو ترم عزت نفس بزرگترین تصمیم زندگیم رو بگیرم و مهاجرت کردم و الان موفق شدم و خیلی خوشحالم که به خدا توکل کردم و تونستم💪
پاسخ
-0
انصراف

sahar 10 ارديبهشت 99
🌹مهمترین دستاوردم: از نو ساختن اسکلت عزت نفسم بود+ ترمیم روحم و شناخت کامپلکسهام. این دستاورد به من کمک کرد که بیماری جسمی بهبود پیداکنه+ طرز فکر عوض بشه و مسئولیت تمام اتفاقات رو برعهده بگیرم و آرامشی الهی رو به خودم برگردونم. از برنامه های سال جدیدم: زمینی که آماده کردم و بذرشو کاشتم هر روز روش کارکنم برای محصول بهتر و امسال میخام هر لحظه در جهت آگاهی روحم تلاش کنم تا بتونم بهترینارو خلق کنم🌹
پاسخ
-0
انصراف

منصوره 9 ارديبهشت 99
با اینکه مدت کوتاهی هست با زندگی سالمی ها همراه شدم .بهترین دستاوردی که داشتم رهایی از یک رابطه اشتباه ۱۱ساله بود واینکه متوجه شدم تنها ادم روی زمین نیس که من باهاش میتونم احساس ارامش و تجربه کنم ،فهمیدم که خیلی از کارهایی که میکردم به خاطر عدم اعتماد بفس و عزت نفسم بوده تنها همرام ویس های خانم هروی عزیز هستش که شبا قبل خواب هر شب با اطمینان کامل تر از کاری که کردم؛ گوش میکنم تا راه درست زندگیمو پیدا کنم ممنونم که هستین .
پاسخ
-0
انصراف

z 9 ارديبهشت 99
من یاد گرفتم اول خودمو ببخشم و بعد دیگران رو ،یاد گرفتم ک رها کنم و به خدا بسپارم و وقتی سپردم به خداوند دیگه رها کنم و دیگه پی گیر نباشم تو فکرم ،یاد گرفتم خودمو دوست داشته باشم و به خودم احترام بزارم و اجازه ندم با افکارمنفی به خودم ضربه نزنم و همه ی اموراتم رو به خدا بسپارم و مالک افکارم باشم نه اینکه افکارم مالک من باشه و منو کنترل کنه ،کارکنم رو ضمیر ناخوداگاهم و اون عزت نفس و اعتماد به نفسی که میخوام بدست بیارم و در جریان باشم
پاسخ
-0
انصراف

elham 9 ارديبهشت 99
از يك رابطه ي سمي كه ميدونستم سرانجامي نداره اما مدت ها بود كه خودمو گول ميزدم و بخاطر عزت نفسي كه ضعيف شده بود بخاطر موندن در اون رابطه، نميتونستم تمومش كنم. جهان هم توسط همون آدم و همون رابطه، آنچنان سيلي اي به من زد كه به يكباره از خواب خرگوشي بيدار شدم. عزت نفسم رو خيلي ترميم كردم...با وجود استفاده از داروهاي اعصاب در عرض ٥ ماه از يك موجود نباتي به يك انسان زنده ي واقعي تبديل شدم. راهم خيلي طولانيه اما همينقدر كه آرامش تا حدود بسياري بهم برگشته و ميتونم نشانه هاي جهان رو تا حدودي ببينم و درك کنم برام دستاورده. رابطه ام با خدا دیگه فقط در سر سجاده ی گاه و بیگاه محدود نیست من هر روز با خدا ارتباط دارم و این رو مدیون شما هستم خانم هروی با سواد و دلسوز و به معنای واقعی کلمه آموزگار انسان هستم و الهی هر آنچه آرزو دارید به واقعیت تبدیل شود.
پاسخ
-0
انصراف

me-and-you 9 ارديبهشت 99
سال جدید برای من، سال بالا بردن اعتماد به نفس و جشن گرفتن دستاورد هایم خواهد بود. من همیشه تا اندازه ای اعتماد به نفس داشته ام اما لحظات سخت زندگی به من ثابت کرد که اعتماد به نفسم باید بیش تر از این ها باشد منظورم این نیست که بخواهم همه چیز در حد عالی خود باشد، بلکه می خواهم آنقدر قوی و فروتن باشم که هرگاه به دیگران نیاز پیدا کردم از آن ها کمک بگیرم و جرات تغییر دادن را پیدا کنم. بیش تر از هر وقت دیگر، احساس می کنم این اعتماد به نفس یکی از ملزومات هر کسی است که می خواهد تلاشش در آینده به ثمر بنشیند.
پاسخ
-0
انصراف

minoo 8 ارديبهشت 99
یکی از مهمترین دستاوردهای من این بود که تونستم به ترسهام غلبه کنم،ترس از دست دادن،ترس از بیماری و مرگ و خصصصوصأ من به دلایلی چند سال اخیر فوبیای آسانسور پیدا کرده بودم که این ترسم خییییییلی اذیتم میکرد،بخاطر ترس از آسانسور پیشنهادهای کاری عالی که تو ساختمانهای بیشتر از 4-3 طبقه بود رو مجبور بودم رد کنم،چند موقعیت خوب شغلی رو فقط بخاطر اینکه واقع در برجهای بلند بودن رو از دست داده بودم،ولی شکر خدا و به کمک آموزشهای شما تونستم بهش غلبه کنم، من ده سالی میشد که بخاطر اتفاقاتی که تو زندگیم افتاده بود تبدیل شده بودم به یه دختر ترسو و ضعیف و این خیلی اذیتم میکرد ولی مدتیه که بقدری شجاعت پیدا کردم و با قدرت و آرامش با مسائلی که اکثر مردم به شدت ازش میترسن برخورد میکنم حتی یک ماهه که با خودم همش میگم خانم هروی شما کی از من یه دختر قوی و شجاع ساختین که من خودم اصلا نفهمیدم فقط یهو متوجه شدم که عه من دیگه نمیترسم کو اون ترسام بنای ستونهای عزت نفس رو دارم میسازم و دوره عزت نفس به من خیلی کمک کرد
پاسخ
-0
انصراف

عارف 8 ارديبهشت 99
بعد از تهیه پکیج عزت نفس دستاورد من بعد شکستم،هدف بود،هدف برای زندگیم آیندم،خواهرم،مادرم،خودم و مهم ترینش عشق واقعی.شاید یه عشق حقیقی و واقعی مثل خدا.اولش به خدا نزدیک شدم و تو زندگیم کاملا احساسش کردم.برکت و حکمت یه سری چیزارو.و حسم به دنیام عوض شد و دیدم تغییر کرد و طعم قشنگه زندگیو فهمیدم و سعی کردم این حسو تا میتونم به دیگران هم انتقال بدم.اینو واقعا مدیون شمام بانو.عمرتون با عزت و پر برکت🙏
پاسخ
-0
انصراف

شیرین 8 ارديبهشت 99
سلام من با ویس های شما زندگیمو شخصیتو ارامش واقعی مو ارتباط با جهان هستی و منبع اصلی رو احیا کردم در زمانی که فکر میکردم همه چی داره تموم میشه اونقدر ارامش درونی دارم که خودم راستش یکم گیج شدم چون از ادمی پرخاشگر و کم طاقت مثل ادم قبلی الان به ندرت پریشون میشم و سعی میکنم سریع به خودم تلنگر بزنم داری چکار میکنی انگار یه تابلوی ایست جلوم میاد 🙌🚫واهدافم برای سال جدید با قدرت هرچه تمام هر کاری رو که قبلا باید تمام میکردم هر چند استارتشو تو همین سال با کمک اول خدا و بعد شما فرشته ی زمینی شروع کردم به خاطر شرایط موجود همزمان بیشتری دارم که دقیق تر روی خودم ذوم کنم و سایه هام رو و طلسمهام رو پیدا کنم به کمک دو ترم عزت نفس و با ترس هام هم رابطه داشت بتونم با ترسهام کنار بیام و دوباره از اول دارم خودمو بنا میکنم
پاسخ
-0
انصراف

shh 7 ارديبهشت 99
دستاورد من اینه که شروع کردم به حرکت و تلاش مجدد تا خود واقعیمو پیدا کنم.کارمندم همیشه ارزوی جهانگردی داشتم.بخاطر فشار خانواده و ترس از کتک خودمو سانسور میکردم.امسال اولین سفر خارجیمو رفتم و حتی توی پیجم سفرنامه رو کذاشتم تا تمام فامیل ببینن.بخودم گفتم تهش اینه که منو میکُشن؟ بذار بکشن !! - دوم اینکه یاد گرفتم از خودم شرمسار نباشم و ببخشم خودمو تا بتونم روی خودم سرمایه گزاری کنم. در شرایطی که همه استرس دارن من با یه توکل بی حدی به قدرت خدا، روی خودم کار میکنم و ارومم. تازه فهمیدم چقدر تله ی رهاشدگی دارم و مشکل اصلیم اینه که نتونستم تا حالا ازدواج کنم و دقیقا فهمیدم که دستای این تله رو که قطع کنم سال دیگه قطعا میتونم ادم مناسب رو انتخاب کنم دیگه بخدم قول دادم امروز که دیگه نذارم پسر اشتباهی بیاد وقتمو تلف کنه تا خوب نشناسم دیگه اعتماد نمیکنم تازگی نماز میخونم و در تسبیحات بعدش به ازای هر الحمدلله یه نعمت ر میارم تو ذهنم و شکر میکنم به ازای هر الله اکبر یه اتفاق بد مثل خیانت یا مریضی یا مکر و کینه یا فقر یا مسایل سیاسی رو میارم تو ذهنم ومیگم خدا بزرگتر از آن است مدتها توی اتاقم حبس میکنم خودمو در مد قرنطینه تا فق به درون سفر کنم سپاسگذارم بخاطر این قرنطینه که با فصل بهار هم هماهنگ شده و میدونم قراره خیلی نو و جدید جوانه بزنم.
پاسخ
-0
انصراف

آوین 6 ارديبهشت 99
دقیقا عید سال پیش آشنایی من با شما بود لمس یک دنیای جدید من دقیقا یک ساله که متولد شدم و این تولد تا به امروز قشنگترین دستاوردارو با خودش همراه داشته اول از همه با شما خودم رو از یک رابطه بد جدا کردم و مرگ عزیزمو پذیرفتم عزت نفس و اعتماد به نفس از دست رفتمو ساختم و با انرژی درونیمو بالا بردم که نشونش شد جذب افراد و موقعیت هایی که میخواستم من با شما بزرگ شدم تک تک گره های روانیمو باز کردم و به خودم کمک کردم اگه بخوام بزرگترین دستاوردمو بگم میگم که به خدا بسیار نزدیک شدم جوری که کاملا به این منبع خدا بسیار نزدیک شدم و حتما و حتما شما رو به هرکسی که بشناسم معرفی میکنم واقعا ممنونم ازتون خانم هروی عزیز و تیم زندگی سالم
پاسخ
-0
انصراف

farzaneh 5 ارديبهشت 99
ارتباط خودم با خدای خودم خیلی بهتر شد، هر اتفاقی که میوفته دیگه ایمان دارم حکمتی داره، کمتر شاکیم، یه نفر توی زندگیم هست که به خاطر شرایط نمی تونیم ارتباطمون ادامه بدیم، ولی از وقتی یکم رو خودم کار کردم با این که چند بار تموم کردیم نمی تونه بره، در چالش من جدید جند مورد سلامتی داشتم خیلی روش کار کردم فقط اسفند به خاطر کرونا نصفه مونده، در سال جدید چالش من جدید رو انجام می دم، روی عزت نفس و اعتماد به نفسم کار می کنم، دیگه نمیزارم هیچ موضوعی اذیتم کنه و... ممنونم از شما که توی این راه با من هستیم
پاسخ
-0
انصراف

هستی 5 ارديبهشت 99
بزرگترین دستاورد من تغییر نگاهم به زندگی بود دنیارو جور دیگه ای میبینم ،نگاهم زیبا شده به مسائل ،آرامش مثل خون تو رگام جاریه حتی اگه گاهی هم عصبانی بشم گذراست و میدونم که قلبم آرومه ، خودمو دوست نداشتم و الان احساس میکنم ارزشمندم ، روی عزت نفسی ک نداشتم دارم کار میکنم و به امید خدا تو سال ۹۹ بتونم به بهترین دستاوردا برسم ،سال ۹۸ برای من بزرگترین حسنی ک داشت آشنایی با شما زندگی سالمی ها بود ،دیدن نگاه مهربون خدا ،شروع دوباره درس خوندن، کم کردن وزن ، بیرون اومدن از رابطه سمی بعد از بسست و چند سال یک نفس راحت کشیدم و احساسا میکنم زنده ام و برای شما آرزوی موفقیت میکنم
پاسخ
-0
انصراف

سها 4 ارديبهشت 99
سلام خانم هروی عزیز من هم وارد چالش چهارماهه شدم با شما و خیلی حالم خوبه و تو این چند روز با دوره ها خیلی تمرکزم میره روی درونیاتم. از خدا خواستم که آگاهم کنه به طلسم هام و اون سوالی که شما گفته بودید بپرسید از خودتون که چرا من دوست ندارم ازدواج کنم. این سوال رو من تو چند ابعاد مختلف از خودم پرسیدم و به طلسم های روانیم رسیدم. چیزی که امروز بهش رسیدم و فکر میکنم مانع رشد من تو زندگیم میشه این بوده که من از حرف های اطرافیان که همیشه میشنیدم میگفتن هیچ زندگی بی نقص نیست آدمایی که بهترین شرایط و زندگی رو دارند بالاخره یه نارضایتی دارند تو زندگی هیچ کس نیست که از زندگیش رضایت کامل داشته باشه. این حرفها مثل یه قفل شد واسه من که من نتونم عمیقا چیزی رو خدای خودم بخوام. همیشه ته روانم یه چیز محال میدونستم اون چیزی که میخوام. به ظاهر از خدا میخواستم ولی یه چیزی تو درونم میگفت نه بابا نمیشه. و من امروز بهش رسیدم که علتش اون حرفیه که من از گفته های دیگران درونی کرده بودم. انشااله همه زندگی سالمیها به دستاوردهای خوبی برسن. خدا شمارو برای ما حفظ کنه تنتون سالم باشه و هر چه که میخواید خدا بهتون بده🙏🙏🙏🌹🌹🌹
پاسخ
-0
انصراف

لیلا 4 ارديبهشت 99
بزرگترین دستاوردم آگاهی بود.. نگاهم و درکم به زندگی و اینکه زندگی کردن درست رو یادگرفتم .. مفهوم انسان بودن و انسانیت رو دقیقا یاد گرفتم .. فقط خودم و خدای خودم میدونه که ذهن وافکار من ونگاهم به زندگی چقدر تغییر کرده .. قوی شدم .. اعتماد به نفس دارم ..آرامش دارم .. درک وفهمم خیلی بیشتر ازقبل شده .. چندین نفر از دوستام و همکارام و اقوامم رو دوره ها معرفی کردم اوناهم خواهر و دوستاشون و من حس خیلی خوبی دارم که تونستم زندگی اگاهانه رو به چندین نفر معرفی کنم ..چونکه میدونم این دوره ها امکان نداره روی کسی تاثیر گذار نباشه حتی شده ضعیفترین و حتی اونایی که نمیخوان خودشناسی کنن حتی رو اونها هم تا حدود زیادی تاثیر داره احترام اطرافیان و همه رو دارم محبت و توجه دیگران رو نسبت به خودم میبینم پیشرفت تو کارم رو نسبت به خودم میبینم پیشرفت تو کارم و رسمی شدنم از رابطه ای که بلاتکلیف بود بیرون زدم و الان دارم نتیجه میگیرم رابطه م پسرم رو خیلی خوب شده و خانم هروی چراغ راه تاریک ما هستید.
پاسخ
-0
انصراف

alireza 4 ارديبهشت 99
بزرگترین دستاوردهام تموم شدن رابطه ای بود که به اشتباه شروع کرده بودم و نه تنها باعث آزارم میشد بلکه همه دوستانمم داشت ازم دور میکرد در کنارش به دست آوردن یه کار خوب بعد از یک سال و خورده ای بیکاری بود و اومدن انسان های مهربان و دوستان جدیدی در زندگیم من از صمیم قلب سپاسگزار لطف بیش از حد خدا هستم خداجونم شکرت 😍😍😍❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
پاسخ
-0
انصراف

اعظمی راد 3 ارديبهشت 99
خانم هروی عزیزم من از بچه های دوره هاتون نیستم ولی با فایلای معجزه گر توی کانالتون سال گدشته خیلی دستاورد داشتم خانم هروی یه جا توی ویسا که یه پرسش وپاسخ بایه اقا داشتین گفتینبرای بعظیا یه اگاهی کافیه من اونقدر خوشبخت بودم با اون جرقه ویه کلیدی که شما بی دریغ در اختیار ما میزارید با اون صدای جادویتون یهو خیلی از گیرهای زندگیم روپیداکنم کنار رفتن اظطراب مزمنی که سالها بامن بود وهیچی وهیچ کس خوبش نمیکرد دنیا برام رنگی شده باوجود این همه مشکلات اخیر اما حال من خیلی از سالهای پیش بهتره خانم هروی با ورم نمیشه منی که از کوچکترین انتقادی تا چند روز مضطرب بودم الان اگه همه آدمای دو رو برم بدترین حرفا رو بزنن شاید فقط چند دقیقه باززم ترکرا میکنم چند دقیقه حالم یه ککم بد میشه بعد دوباره همه چیز عالیه مممنون از شمام
پاسخ
-0
انصراف

فرهاد 3 ارديبهشت 99
سلام.من سه ماهه باکانالتون آشنا شدم فایلهای رایگان رو گوش میدادم واز همون روز اول از صدای گرمتون آرامش میگرفتم وباعث میشد این آرامش توی زندگیم بیاد.دستاوردهای دوستان رومیشنیدم ولذت میبردم وانرژی میگیرم که بیشتر روی خودم کارکنم. دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم واقعا آرامشم چندبار شد رابطم رو باخدای بزرگم که متاسفانه سالها قطع کرده بودم محکم کردم و اثارش رو توی زندگیم میبینم واین اولین وبزرگترین دستاوردمه. متاسفانه نشده دوره های دیگه روتهیه کنم اما دراولین فرصت وبه یاری خدا حتما تهیه میکنم .خداروشکر میکنم که امسال رو با حس و حال خوب و آرامش به سال جدید پیوند میدم و ممنون از شما سرکار خانم هروی
پاسخ
-1
انصراف

negin 2 ارديبهشت 99
من امسال تونستم با کار کردن روی خودم اون عذابی که تو رابطه از دست رفته‌ام میکشیدم رو به حداقل برسونم و ارامش رو به روان خودم برگردوندم. تونستم قبول کنم که هرچقدر هم چیزی رو بخوای بعضی اوقات به صلاحه که نشه چون بهنرش منتظرته. امسال در اوج نا امیدی تونستم دانشگاه شهر خودم اون رشته‌ای که همیشه آرزوش رو داشتم قبول بشم که واقعا غیر قابل باور بود برام. تونستم یه مهارت جدید کسب کنم و همچنان دارم توش پیشرفت میکنم. اعتماد بنفسم رو بالا بردم و ترزش هامو شناختم. برنامه امسالم اینه که با وار کردن روی مهارت جدیدم یه منبع درامد هر چند جزئی برای خودم سدت و پا کنم تا کم کم گره های زندگی دستم بیاد و بتونم از یه جایی شروع به ساختن پایه های زندگیم کنم. تصمیم دارم روابطم رو بسپارم به خدا و دنبال کسی یه چیزی نباشم تا خدا خودش بهترینا رو جلو پام بذاره.
پاسخ
-0
انصراف

🥰 1 ارديبهشت 99
سایه (جهان در درون ماست) آن هنگام که درک کنید هر آنچه که در دیگران می بینید ، در خود دارید، کل دنیای شما دگرگون می شود . هدف ما این است که هر آنچه که در دیگران دوست داریم و یا از آن بیزاریم ، بیابیم و در آغوش بگیریم. هنگامی که این جنبه های طرد شده خود را باز پس می گیریم ، به جهان درون راه می یابیم.به محض آنکه با خود به صلح برسیم ، با جهان به صلح خواهیم رسید . ما نمی توانیم چیزی را درک کنیم ، یا ببینیم و خود ، آن نباشیم . ما نمی توانیم صفتی را که در خود نداریم ، در دیگری تشخیص دهیم. اگر از شجاعت کسی به وجد می آیید ، به دلیل آن است که در وجودتان ویژگی شجاعت را دارید و اگر گمان می کنید کسی خودخواه است،مطمئن باشید شما هم می توانید همان اندازه خودخواهی نشان دهید.زن و مرد از این منظر مساوی آفریده شده اند که هر دو از تمامی ویژگیهای بشری برخوردار هستند. جان ولوود در کتاب عشق و بیداری، جهان درون ما را به کاخی تشبیه می کند . کاخی بسیار بزرگ با هزاران اتاق و سرسراهای بزرگ، مجسم کنید که یکا یک اتاقهای آن در حد کمال است و هر کدام هدیه خاصی را در بردارد.هر اتاقی نشانه یکی از جنبه های شما و یکی از اجزای تشکیل دهنده کاخ کامل است . در کودکی وجب به وجب کاخ خود را بی هیچ خجالت و یا قضاوتی گشتید و شجاعانه ، موهبت و معمای موجود در تک تک اتاقها را جست و جو کردید. آن دوران هر اتاق اعم از اتاق خواب،دستشویی، زیرزمین، انباری را عاشقانه پذیرفتید. در آن هنگام هر اتاقی برایتان بی همتا و کاخ شما سرشار از روشنایی، عشق و شگفتی بود. تا آن روزکه کسی به کاخ شما آمد و گفت که آن اتاق نقصی دارد و شایسته این کاخ نیست. او گفت: اگر می خواهی کاخی بی نقص داشته باشی، باید در آن اتاق را قفل کنی! و شما که خواهان عشق و پذیرفته شدن بودید، به سرعت در آن اتاق را بستید. به مرور زمان افراد بیشتری به کاخ شما آمدند و هر کدام نظر خود را درباره اتاقها گفتند ، یکی این اتاق را دوست نداشت و آن یکی ، آن دیگری را. به تدریج اتاقها را یک به یک بستید.اتاقهای بی همتای شما از روشنایی درآمده، به تاریکی فرو رفتند و بدین سان چرخه ای آغاز شد!از آن پس بنا به دلایل گوناگون درهای بیشتری را بستید. دری را بستید ، چون می ترسیدید و در دیگری را بستید، چون به گمان شما آن اتاق بیش از اندازه جسور بود. خلاصه تمام اتاقهایی که مطابق معیار جامعه و یا آرمانهای شما نبودند بستید. آن روزهایی که کاختان نامحدود و تابناک و هیجانی بود گذشت. دیگر به یکایک اتاقهای خود هم اندازه عشق نمی ورزیدید و آنها را ستایش نمی کردید.با گذشت زمان بتدریج وجود آن اتاقهایی را که بسته بودید، فراموش کردید. در ابتدا متوجه نبودید چه می کنید، اما کم کم اینکار عادت شد .خیلی زود متوجه شدید که فقط در چند اتاق زندگی می کنید.بسیاری از ما در اتاقهای بسیاری را بسته ایم و فراموش کرده ایم که روزگاری کاخ باشکوه بودیم. به تدریج پذیرفتیم که ما فقط یک خانه کوچک دو اتاقه و مخروبه هستیم. اکنون مجسم کنید ، کاخ شما مکانی است که تمامی وجودتان را چه خوب و چه بد در خود جای می دهد و همه ویژگیهای موجود در این سیاره در شما یافت میشود.خلاقیت،لطافت،عشق،اصالت،زیاده خواهی،درستی،سلامت،اعتماد به نفس،جذابیت،قدرت،خجالت،بی مهری،تنبلی،بیماری و بدی از جمله اتاقهای کاخ شما هستند.هر اتاق بخشی ضروری از ساختمان است و نقطه مقابل هر اتاق نیز در جایی از کاخ شما وجود دارد.فقط از طریق باز کردن یکایک اتاقهای کاخمان است که به بی همتا بودن وجود خود پی می بریم.اگر حقیقتاً خواهان آن هستید که مسیر زندگی خود را دگرگون سازید، باید درون کاختان بروید و درها را یکی یکی باز کنید.باید جهان درونتان را جست و جو کنید و آنچه را که طرد کرده اید ، باز پس گیرید. خانم دبی فورد در مورد تجربیات خودش در این زمینه اینطور می نویسد: هنگامی که جست و جو در جهان درون را آغاز کردم ، به نظرم کاری غیرممکن آمد.باور داشتم که نمی توانم ولگرد یا قاتل باشم. واقعا نمی خواستم بپذیرم که همه ویژگیهای جهان را دارم.هر چه بیشتر نگاه می کردم شباهت کمتری بین خودم و افرادی که در نظرم خطا کار بودند، می دیدم و در نتیجه هدف من این شد که ببینم چگونه ممکن است جهان در درون من باشد. هر بار چیزی یا کسی را می دیدم که دوست نداشتم، به خودم می گفتم : من هم همین گونه هستم.آنها در درون من هستند.ماه اول به کلی ناامید شدم ، چون حقیقتاً نمی توانستم هیچ کدام از آن ویژگیهای بد را در خود ببینم.تا آنکه یک روز همه چیز دگرگون شد. متوجه شدم منظور این نیست که افراد دیگر در من وجود دارند، بلکه همه ویژگیهایی که دیگران ابراز می کنند، در من نیز هست.اینک برایم روشن شد که باید روی آن ویژگیهای دیگران که مرا ناراحت می کند ، دقت کنم. متوجه شدم، اینها همان اتاقهایی هستند که بسته بودم. آنگاه خود را جای شخصیت هایی که در من نفرت و انزجار ایجاد می کردند، گذاشتم. پذیرفتن برخی از آنها دشوارتر از برخی دیگر بود و به زمان بیشتری نیاز داشت، اما سرانجام به استثنای چند مورد توانستم همه آن شخصیتها را در خود ببینم. به مرور زمان آن صدای درونی که پیوسته همه چیز و همه کس را پیش داوری می کرد، آرام گرفت.متوجه شدم زمانی افراد را مورد پیش داوری قرار می دهم که نمی توانم برخی از حالات یا رفتار آنها را در خود ببینم.دستتان را دراز کنید و با انگشت به کسی اشاره کنید، می بینید که یک انگشت شما متوجه آن شخص است ، اما سه انگشت دیگر، خودتان را نشانه رفته اند.هر گاه دیگری را سرزنش می کنیم، در واقع آن ویژگی را در خود نفی می کنیم. تا هنگامی که خود را نمونه کوچکی از کل هستی نبینید، به صورت فردی مجزا به زندگی ادامه خواهید داد. در این حالت برای یافتن پاسخ و راهنمایی به جای درون به بیرون رو می آورید و در مورد آنچه خوب یا بد است، پیش داوری می کنید
پاسخ
-0
انصراف

nushin 1 ارديبهشت 99
با کمک شما کلام گهربارتون امسال یادگرفتم انقد از خودم فرار نکنم بایستم و حل و فصل کنم. چون من آدمیم که بشدت تحت تاثیر حرف بقیم و هرکی هرچی بگه سریع قبول میکنم و شروع میکنم به سرزنش خودم به کمک شما امسال شروع کردم به پذیرش خودم و قبول همه کارهام، و میخوام تو سال جدید رشد کنم خودمو بپذیرم و بهترین خودم بشم. میخوام دست از سر سرزنش کردم خودم بردارم و انقد خودمو عذاب ندم میخوام قوی بشم بخاطر هرتصمیمی که تو گذشته گرفتم هرچندباعث ناراحتیم شد اما بپذیرم و بگم بهترین تصمیم اون لحظه بوده، میخوام انقدر بقیه و اینکه چه فکری راجبم میکنن برا م مهمه آزاد و رها بشم و پرواز کنم از تنهاییم لذت ببرم انقد قوی و بینظیر بشم که کسی که از دستم داد حسرت بخوره و بخودش بگه کاش ترکش نکرده بودم دوست دارم برگرده ولی من اینقدر قوی شده باشم که اصلا نبینمش و فقط برام ی شوخی باشه که خواسته زیادی نیست الهی بشه صدای شما و دستاوردها کمکم میکنه که بفهمم تنها نیسم کاش یروزی بیام منم از ته دل بخندم از همه چیزایی که دارم و از هر چی که خواستم ولی بهش نرسیدم راضی باشم چون اصلا روزای خوبی رو نمیگذرونم همش استرس آه و اشک و اما و اگر چرا برای دلم دعا کنید چون تا الان معجزه ای تو زندگیم رخ نداده ولی همین که زندگی سالمی هستم برام فعلا قوت قلب هست.
پاسخ
-0
انصراف

hasan 1 ارديبهشت 99
بحرانهای زیادی رو تجربه کردم که بزرگترینش جدایی از همسرم بود.اما این اتفاق منو به خلا عجیبی انداخت دنبال چاره بودم تو اینستا به طور اتفاقی پیج زندگی سالم رو دیدم.و در ادامه خرید جذابیت درونی و عزت نفس رو تهیه گردم.الان مطمئن شدم که پاشیدن زندگیم سیلی جهان بود تا بیدار بشم الان وسطهای ددوره عزت نفس هستم.از اینکه نظام ارزشی ها مال من نبوده؛از اینکه عقده هام رو پیدا کنم از اینکه سایه هام رو پیدا کنم.به نظر من همین که فهمیدم سی وپنج سال مسیر رو به غلط طی کردم و دارم برمیگردم بزرگترین دستاورده.امیدوارم یه روزی کامنت بذارم درونم کاملا اصلاح شده و زندگیم دوباره ساخته شده و خانواده سه نفریم دوباره دور هم جمع شدیم به امید خدا
پاسخ
-0
انصراف

artisa 1 ارديبهشت 99
وقتی سال نود و هشت شروع شد فکر خاصی نداشتم و همینطور حرکت میکردم مث همیشه... اول سال بخاطر کارم با شخصی آشنا شدم و تصمیم گرفتم بعد از مدتها عاشق بشم و اون شخص رو جذب خودم بکنم و اولش برای یک فان بود قضیه ولی بعد وقتی داستان جدی شد خودم درگیر احساسات شدیدی شدم و فهمیدم که اشتباه بزرگی بود اینکار و هیچ نباید برای جذب کردن کسی تصمیم بگیری چون خودتی که صدمه میبینی ... محل کارم رو عوض کردم و پیشرفتهای زیادی تو کارم داشتم و یاد گرفتم که برای هرکاری باید اول از همه خودتو انقدر قبول داشته باشی تا دیگران تو رو هم بپذیرند، یاد گرفتم که پا روی دلم بذارم و افرادی رو که برام آزاردهنده هستن رو حذف کنم آدم جدید چند نفر وارد زندگیم کردم سعی کردم ارتباطاتم رو بهتر و بیشتر بکنم ولی این وسط فهمیدم عزت نفسم پایینه و این خیلی آزارم میده مهمتر از همه با پیج شما آشنا شدم و خیلی به من کمک شد و جذابیت درون رو گرفتم و واقعا مفید بود برام
پاسخ
-0
انصراف

javad 31 فروردين 99
در این دو ماهی که با زندگی سالم اشنا شدم شخصیت جدیدی پیدا کردم،و کاش زودتر آشنا میشدم نه تنها اشتباهات قبلم انجام نمیشد بلکه در این لحظه جایگاه بسیار بالاتری داشتم ولی شاید این مسیر زندگیم بوده و باید به این شکل رقم میخورد برنامه ریزیهام برای سال جدید بسیار زیاده ،با این که دور از وطن هستم و شرایط اینجا بسیار متفاوته ولی جنگیدن بیشترش لذت بخشه ،میخوام در این سال سطح زبانم بسیار بالا تر از حالا بشه ،برای یاد گرفتن موسیقی اقدام کنم ،ورزشم رو بسیار جدی تر ادامه بدم،شرایط شغلی و درامدیم رو طبق برنامه ریزی خیلی بهترش کنم و بسیار ممنون هستم از خانم هروی شما یک ناحی هستید خانم به شما تبریک میگم.
پاسخ
-0
انصراف

fatemeh 31 فروردين 99
سلام دوست خوب و مهربون همه ی ما زندگی سالمی ها، خانم هروی خوش صدا، قبل از هر چیز لازمه بگم جدای از تأثیرات خوب ترم ها اول صدای شماست که آرامش میده. خانم هروی نازنینم من دوره عزت نفس رو تهیه کردم باورم کنید که هر ویس رو من شده چندین مرتبه گوش میدم چندین مرتبه، و میتونم بگم منو بیشتر از قبل قویتر کرده و مصمم تر از گذشته شدم. دستاورد اون کار جدید با حقوق خوب و مجدد پست دوم کاری با درآمدی بیشتر از قبل. آرامش بیشتر ، و در مسیر مستقل شدنم از خانواده ای که از اونها فقط غول ساخته بودیم. امشب هم میخواستم دوره جذابیت درونی رو تهیه کنم برای موفق شدنم در روابطم. ممنون از شما
پاسخ
-0
انصراف

ss 31 فروردين 99
یاد گرفتم بگذارم و بگذرم...ببخشم و رها کنم...سکه های ارزشمندی که دونه دونه با تلاش و مبارزه بدست آوردم در جاهای خوب سرمایه گذاری کنم...یاد گرفتم قلبم جایگاه خداست اجازه ندم بدی و کینه و نفرت ورود پیدا کنه...فهمیدم خودم و خدایم برای زندگیم کافیه...نباید 5سال کودکیم رو 50سال دیگه هم تکرار کنم...همه چی از من آغاز میشه،می ایستم و هدفگذاری میکنم و مثل یک جنگجوی واقعی سرسختانه ادامه میدم.متوقف میشم؟اشکال نداره دوباره شروع میکنم...من جدید روی من قبلی رو باید کم کنه《خدایاشکرت که احساس خوشبختی میکنم》
پاسخ
-0
انصراف

t 30 فروردين 99
سلاااام. دستاوردمن شاید به قشنگ بقیه بچه ها نباشه اما از وقتی باپیج شما آشنا،شدم بااینکه تقریبا همه چیزهای گفته شده رو میدونستم بخاطر رشته تحصیلیم اماهرروز که گذشت من باخودم میگفتم چرا اینجوری نمیفهمیدم که الان متوجه میشم.خییییلی جالب وشعف اور بود برام مثل اینکه چراغها یکی یکی روشن میشدو میتونستی اطرافت رو خیییلی بهتروواضحتر ببینی.الان این حس شادی درونی که دارم مدیون شماهستم اینکه میدونم باخودم چطوررفتار کنم رو مدیون شماهستم و این حس من میتوانم رو مدیون شماهستم.من از شب یلدا که دوره اعتمادبنفس رو گرفتم تا الان حالم خیلی خوبه و اعتماد به نفسم عالی شده
پاسخ
-0
انصراف

mina 29 فروردين 99
سوده جان اولین و بهترین دستاوردم آرامشی بود که گم کرده بودم و خودم روبی پناه میدیدم، همیشه فکر میکردم پروردگار با من لج کرده ولی بعد از دوره جزیره گنج فهمیدم اشتباه از من که خداوند رو جدای وجودم خودم میبینم و اون زمان بود که آرامش از دست رفته ام رو پیدا کردم.من متاسفانه یا خوشبختانه کارم رو از دست داده بودم، رابطه ام رو از دست داده بودم و فقط سه ماه میخوابیدم ولی تونستم به کمک خدا دوباره بلند شم ، شغل عالی پیدا کردم تو کمپانی که فکرشم نمیکردم. طلسمهام رو پیدا کردم و اون اعتماد به نفس از دست رفته رو احیا کردم . بابت آگاهی ارزشمندت و این نوری که دوباره باعث شدی به زندگیم برگرده یک دنیا ازت ممنونم😘
پاسخ
-0
انصراف

mehrdad 28 فروردين 99
من مدت طولانیه تو کانال تلگرام و پیج اینستاتون هستم و اصلا دوره هاتو نو تهیه نکردم ولی واسه خودمم شگفت انگیزه که فقط با مطالعه استوریها و گوش دادن به ویسا یه خوده دیگه از خودم کشف کردم ...خودی پر انرژی و شاداب و امیدوار و معتقدتر از قبل به بزرگی و لطف و رحمت خدا ...بعد از یه شکست از تجربه ده ساله زندگی و بعد یه رابطه جدید و دوباره شکست .....حالا یه نفر دیگه شدم که خودمم باورم نمیشه و اینم مدیون ویسای کانال تلگرام و متنای استوریتون هستم ....حالا ارتقا شغلی ، پیدا کردن شغل دوم که همیشه ارزوشو داشتم بعد از یه مدت طولانی گوشه گیری اجتماعی ، قدرت ریسک پذیری بالا ، و برکت به مال و اموالم رو دارم میبینم و حس میکنم .....مرسی که هستید
پاسخ
-0
انصراف

z.zah 28 فروردين 99
سلام به سوده عزیز من یک دخترافغانستانی هستم خیلی خوشحالم با شما اشنا شدم یک سال سه ماه هست بهترین دستاوردی که داشتم ارامش ومعجزه که دیدم درزندگیم 😍 داشتم واینکه تونستم خودم روبهتربشناسم وروی تمام نقاط ضعفاهام کارکنم اعتمادبه نفس ضیعفی داشتم که باعث میشدبه دیگران باج بدم برای موندن درکنارمن تا اون احساس بی ارزشی روپرکنم تا عزت نفس بالا بره منی ودوره جذابیت عالی بودمنبعی ازارامش بود فهمیدم که چقدرانرژی ازدست داده بودم یا سرف ادامهای اشتبایی کردم توزندگیم دروه عزت نفس سایه زیادداشتم روی سایه هاموپیداکردم وارزشهایی که روی من نصب شده بود ودوره جزیره گنج ارتباطم بامنبع بیشترشد واین راه ادامه داره تا مرگ . انشاءالله بتونم توسال جدید سفرخودشناسی روادامه بدم مرسی که هستید 😍🌹
پاسخ
-0
انصراف

fatemeh 28 فروردين 99
سلام خانم هروی دوست داشتنی.چ قدرررر ک ندیده شمارو دوست دارم و صدای شما باعث ارامش بیشتر من میشه.من دو ماهه ک با پیج و کانالتون اشنا شدم.و تو شرایط خیلی بدی هم بودم.اصن نمیدونم چی شد خدا انگار راهنماییم کرد منو سمت شما.و ازین بابت خدارو بی نهایت شکر میکنم.من سه ماه پیش از رابطه ای خودمو بیرون کشیدم ک دو ساااال ازار دیدم تو این رابطه و شدیدا مخرب بود واسم.احساس ارزشمندیمو کاملا از دست داده بودم و شدیدا وابسته اون شخص.ویس های کانالتون رو پیگیری میکردم و چ قدر باعث شد اگاهیم بیشتر بشه و ذهنیتم تغییر کنه.دیدگاه من ب مسائل کلی با حرفاتون تغییر کرد دوره عزت نفس تا اعتماد ب نفسو تهیه کردم و الان دارم شروع میکنم رو خودم فوکوس کردن .ضعف ها و ایرادات خودمو جبران کردن ‌.و دوباره احساس ارزشمندی رو ب دست اوردن ‌.من ارتباط با خدای مهربونمو طی مشکلاتم قطع نکردم ولی کمرنگ شده بود خیلی.از وقتی تصمیم گرفتم ب تغییر از خودش کمک خواستم تا دستمو بگیره تا بتونم من جدید خودمو بسازم .من جدید قدرتمند ‌.کلیییی کارها هس ک باید انجام بدم و راه طولانی پیش روی من هس‌.از شما بی نهایت ممنونم شما هدیه ای از طرف خدا برای من هستید .خیلی دوستون دارم
پاسخ
-0
انصراف

manochehr 28 فروردين 99
سال گذشته تعدادی از سایه هامو پیدا کردم، تو روابطم میدونم طلسم دارم یه قفلهایی هست که باید پیداشون کنم، خیلی واسم جالبِ منی که همیشه میگفتم از کودکیم چیزی یادم نیست الان که دارم سراغ قفل وسایه هام میگردم یه چیزایی از بچگیم یادم میاد عجیب،باکمک گرفتن از خدا وتلاشهای خودم وراهنمایی های شمااطمینان دارم انشاءالله بزودی اون طلسم وکه یه کار مهمِ زندگیم وقفل کرده رو پیدا میکنم
پاسخ
-0
انصراف

sara 28 فروردين 99
سلام خانم هروی، من از آذر98 برای تولدم به خودم فایل های عزت نفس و اعتماد به نفس شما رو هدیه دادم. الان که از این شروع سه ماه و نیم گذشته، من کلی از طلسم های روانی مو پیدا کردم، استارتش با تغییر شرایط کاری شروع شد. تغییرات خیلی خوبی در شرایط زندگیم دادم و کیفیت زندگی مو آگاهانه تغییر دادم. احترام و توجه هی که به خودم نمی کردم رو با کشف سایه هام تونستم رفتار و تفکرم رو تغییر بدهم و این احترام و توجه رو از محیط اطراف دریافت کردم. تمام نکته های فایل ها رو با دقت گوش دادم و نوشتم و با آنالیز خروجی رفتارم به عمق سفر کردم و ریشه مسائلمو پیدا کردم. هر روز این مراقبه رو با تحلیل و آنالیز خودم ادامه می دم، و از خدای بزرگ تشکر می کنم شما رو سر راه من قرار داد. من از اینکه عضو خانواده زندگی سالم هستم به خودم افتخار می کنم
پاسخ
-0
انصراف

bakhte bad 27 فروردين 99
خدمت تمامی زندگی سالمیهای عزیز سلام دارم و آرزوهای خوب برای همتون، منم از 15 اسفند با کانال اشنا شدم دوره جذابیت درونی رو هنوز اواسطش هستم و تو این مدت خیلی چیزا برام روشن شده و میتونم بگم دستاوردم بوده ولی چیزی که الان منو واداشت به نوشتن این بود که امروز خیلی اتفاقی یک وویسی برام لود شد بنام بخت بد ، قبلا دیده بودم این وویسو ولی لودش نکردم بودم ولی الان که اینو مینویسم بهتون بگم که از صبح تا الان کل 40 سال زندگیم برام نرور شد ، اشکها ریختم با یاداوریش تا رسیدم به دوران دبستانم ،😐😐 منشا خیلی مشکلاتمو پیدا کردم و بنوعی سایه های درونمو دیدم خودمو واکاوی کردم و دلیل تنام اون اتفاقاتو فهمیدم، از صبح خوووورد شدم با شنیدن اون وویس ولی حال دلم خوبه خودمو از زیر اوار 45 ساله کشیدم بیرون خیییلی سخته تحملش برام ولی با ایمانی که تو دلم بنوعی دیگه جوونه زد میتونم و مطم اسکلت نفسمو بنای مجدد کنم اینبار قویتر از قبل چون خدا حامی منه و ازش خواستم بهم دانش و آگاهی و فهم حقیقت زندگیو بده و این آرامش و بیداری روحمو مدیون شما و گروه خوبتون هستم امیدوارم خدا همیشه نگاهتون کنه😚😚😚
پاسخ
-0
انصراف

j 27 فروردين 99
من با تهیه فایل ها به آرامش درونی زندگی ام رسیدم هم در زمینه روابط شغلی و خانوادگی و هم عاطفی شاید تو بدترین شرایط روحی خودم با کانال شما اشنا شدم و الان به کل مشکلات و سختی ها به عنوان یک چالش نگاه میکنم برام بسان یک معجزه بود که فایل های شما تونست زندگی مرا به ساحل ارامش برساند و بتونم به عزت نفس و اقتدار درونی واقعی خودم برسم و خود واقعی خودم رو بشناسم 🙏🌹🌹🌹
پاسخ
-0
انصراف

t 27 فروردين 99
سلام سوده مهربونم سلام عزیز دلم وای امشب چقدر حس خوبی دارم راستش من ۴ ماهه دوره هارو تهیه کردم و تو این ۴ ماه وقت گذاشتم واقعا اما امشب بعد گوش کردن فایل عزت نفس خود حقیقی به این رسیدم که من همش تو انکار بودم با اینکه نشونه های عزت نفس کم رو تیک زده بودم اما هر فایلی که گوش میدادم میگفتم نه من که این مشکلم ندارم اون هم من نیستم همش کلافه بودم پس مشکل از کجاست امشب فهمیدم وای من چه خود ایده آلی برای ذهنم ساخته بودم که با خود حقیقیم خیییییلی فاصله داره میدونم خیلی مونده تا من دستاورد داشته باشم و براتون ارسال کنم اما از این دستاوردهای خیلی ریزی که بدست میارم خیلی احساس بهتری دارم و ناامیدی برام کم رنگ تر میشه چالش۴ ماهه هم که نگم براتون فوق العاده هست دستاورد بیرونی نداشتم از کسی که بیاد تو زندگیم یا اون آدمی که بخاطرش این فایل هارو گرفتم اما حس میکنم ۵۰ درصد اونارو تو خودم درونی کردم و اون ویژگی هارو تو خودم به وجود آوردم و از طریق اونا چندتا سایه خودم رو پیدا کردم مرسی عشق دلم واقعا دوستون دارم به امید روزی که منم دستاورد براتون بفرستم و کلی خوشحالتون کنم میبوسمت عزیزم سایه خدا همیشه رو زندگیت باشه و هر روز صدای پر انرژیتو بشنوم و لذت ببرم 😍😍💋💋😇😇
پاسخ
-0
انصراف

xcu 26 فروردين 99
امسال بزرگترین موهبت اشنایی اتفاقی با پیج شما و پیگیری کردنش، و نهایتا تهییه دوره جذابیت و عزت نفس و اعتمادبنفس بود، دستاورد زیرو درشت زیاد بوده توی این مدت که خیلی هست ولی سرمنشإ همشون کار کردن روی خودشناسیم بوده که همیشه بهش نیاز داشتم و بنظرم همه دارن که البته چندماهه دارم روی این دو دوره کار میکنم و حالا حالاها باید کار کنم روش ولی تا همینجای راهم نگاه که میکنم همه‌چیز بهتر از سالِ پیش این موقع است ، به امید اینکه با آگاهی فراوان به جایِ اصلیه خودم توی این جهان برسم، در یک کلام حالِ دلِ بهتر.
پاسخ
-0
انصراف

tina 25 فروردين 99
بعد از ده بار گوش جان دادن به دوره ها و درسواره ها، با جذابیت اقتدار درونی پیدا کردم که با کمک دوره عزت نفس بتونم طلسم هام رو پیدا کنم و با پذیرش نیمه تاریک وجودم چنان زلال شدم که جزیره گنج منو به خالقم وصل کرد، با جدایی تا تعالی تونستم با کودک درونم روحم رو شخم بزنم و با قانون استغنا غنی شدم و با درسواره احترام به خود ارزشمند شدم، تک تک وویسای کانال رو چندین بار گوش دادم وهمه ی جمله هاتونم میخونم، در حالی کارمندم و گرفتار اما همه ی اینها در عرض شیش ماه بوده و بالغ بر بیست کتاب از دبی فورد و کاترین پاندر و سوزان الیوت و اسکاول شین و مایکل تالبوت خوندم،اینا رو کسی میگه که فروردین پارسال بعد از مهر طلاقش اقدام به خودکشی کرد و یه مرده متحرک بودم، واما شهریور با شما آشنا شدم، من تلاش کردم که زحمت های شما نتیجه بده و حتی یک ساعتم از ساعت پیش آگاهیم رو افزایش میدم و دستاورد زمینی و مادی زیاااااااااد داشتم، قشنگترینش وصل شدن به خالقم هست، و رسالتم رو در جهان پیدا کردم،وبعد از همه این مراحل فهمیدم سخت ترین و مهم ترین کار درمان روح عشق ورزی حقیقی به خود هست که کلید همه ی معماهاست، قلمتون پر توان و قلبتون گرم از دعای همه ی ما، سوده ی عزیزم
پاسخ
-0
انصراف

madar va pedar 24 فروردين 99
من ۲۴سالمه و طی شرایط زندگی پدرو مادرم رابطه خوبی نداشتیم..اخرای سال ۹۸ از خونواده جدا شدم و توی خوابگاه شروع کردم به از صفر زندگیمو ساختن...چیزی که از بزرگترین دستاوردهای من تو سال ۹۸ میشه اینه که متوجه شدم پدرو مادر جاشون بالای سرمه حتی با وجود همه اون روابطی که بد یوده و هرروز خدارو شاکرم که نیاز نبوده بچه دار بشم تا بتونم دید مادرو پدرمو درک کنم! این برای من بهترین فرصت..شانس و دستاورد بوده.خدارو شکر علت رسیدن به این جایگاه هم تجربه کار کردن و شرایط سخت زندگی (منی که خونه پدرو مادرم بهترین زندگیو از بچگی داشتم از نظر مالی ..تو تایمی که جدا شدم شده حتی ۳روز غذا نتونم تهیه کنم بخورم! ) فهمیدن اینکه اگه یه لیوان جلو صدتا ادم بزاریم صدنوع نگاه میشه کشف کرد و این یعنی پدرو مادر هرچیم یاد بدن باز ما با دید خودمون (تا یه حدی ) اون درسو ازشون میگیریم . پس اون بنده خداها چقدر کارشون سخته و چقدر تلاش کردن.واقعا مدیریت و هدایت یک انسان دیگه کار دشواریه..و به نظر من پدرو مادر بدترینشم بهترینه❤
پاسخ
-0
انصراف

atena 24 فروردين 99
سلام. من مهرماه سال پیش با کانال. شنا بعد از یک جدایی که اصلا انتظارشو نداشتم. اوایل دلم میخواست مثل یه قربانی زندگی کنم اما یه روز از قیافه خسته و غمگین خودم توی آینه خسته شدم. کانال شما رو دوستم بهم داده بود رفتم سراغش . شروع کردم به گوش دادن فایلها و بعدش موفق شدم از روی زمین بلند بشم. روی اعتماد به نفسم کار کردم و بعد از نه سال که از ازمون رانندگی فراری بودم اما موفق شدم دو ماه بعد از شروع دوره اعزت نفس گواهی نامه خودمو بگیرم. بهم یه ماموریت کاری خیلی خوب پیشنهاددشد که هر چهارسال یکبار میشه رفت. من فردی که منو ترک رو بخشیدم و دیگه نمیخوام وارد زندگیم بشه. الانم دارم تلاش می کنم خشمی که سالها باهاش زندگی کردم رو مهار کنم و دیگه ادم عصبی نباشم. من هنوز خیلی راه دارم که باید برم و خوشحالم تو این راه کانال زندگی سالم و خانم سوده هروی با من هستن.
پاسخ
-0
انصراف

mehrnaz 24 فروردين 99
سلام به خانم هروی عزیز و تیمشون.بابت تمام زحماتتون ازتون متشکرم.من همیشه از خودم میپرسیدم چجوریه که بعضی آدم ها این قدر خوشحالن.این قدر از کوچکترین چیزها لذت میبرند.اینقدر زندگی رو دوس دارند و همیشه میگفتم کاش منم مثل اونا بودم.ولی من هر کاری میکردم و هرتلاشی میکردم هر کتابی میخوندم و چیزایی که یادمیگرفتمو اجرا میکردم چون نتیجه نمیداد بعد از چند ماه رهاشون میکردم و از قبل نا امیدتر میشدم و به جایی رسیدم که میگفتم هیچ چیزی روی من اثر نداره و کلا منفعل منفعل شدم تو زندگیم و کوچکترین کاری نمیکردم فقط منتظر بودم زندگیم پیش بره.تا وقتی با پیج و بعد کانالتون آشنا شدم و دستاورد بچه ها رو دیدم گفتم من که همه چیزو امتحان کردم اینو هم امتحان میکنم.من چند ماه میشه که دوره جذابیت درونی رو دارم روش کار میکنم و تمریناتمو انجام میدم و خیلی خوشحالم که بعد از این چند ماه احساس آرامش به زندگیم برگشت یه حس آزادی که نمیتونم توصیفش کنم .الان میتونم بگم از هر چیز کوچیکی میتونم لذت ببرم عاشق زندگی کردن شدم.عاشق خدا شدم.و به شدت حضورشو توی زندگیم حس میکنم. این در حالیه که فعلا آنچنان زندگی بیرون من تغییر ظاهری نداشته ولی از درون کلی تغییر کردم.و میخوام بگم دوستانی که شک دارن به دوره ها بدونن که واقعا تاثیر دارن و الکی نیستن.من ۱ماه میشه دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم و دارم کم کم پیش میرم و باید بگم دوره های شما به ما درس درست زندگی کردن میده و مارو از خواب و توهمی که نسبت به خودمون خدای خودمون و زندگی داریم بیرون میاره.و این حس خوب رو من مدیدن خدا و شما هستم بازم ازتون سپاسگذارم
پاسخ
-0
انصراف

hiva 23 فروردين 99
من جدایی رو تجربه کردم..و سفرم اغاز شد.نابود گر رو تجربه کردم..الان تو سلفم و خیلی خوشحالم ک تو این سن کم وارد این سفر شدم و دعوت شدم.با دوره عزت نفس شروع کردم طلامو از دل دردم کشیدم بیرون دیدگاهم خیلی به مساعل تغییر کرده خیلی بینش هام عوص شده..همش بعد اون جدایی میگفتم بعدش چی میشه.ینی منتظر ی چیز فوق العاده بودمو هستم.این اگاهیا باعث شد خیلی درد اون جدایی کمتر بشه.اما هنوز اسکلتم محکم نیس باید خیلی روش کار کنم..چند وقت قبل با دوره جذابیت درونی این اقتدارو پیدا کردم تو جمع حرف بزنم.کاری ک هیجوقت نمیتونستم بکنم.و بهترین اتفاق سال 98 من اشنایی با شما و دوره هاتون بود
پاسخ
-0
انصراف

tamadon 23 فروردين 99
سلام سوده عزیز،من بخاطر کمال طلبی که دارم تا الان نمیدونستم چه دستاوردهایی داشتم،ولی امروز فارغ از همه چی نشستم فکر کردم دیدم کسی که الان هستم خیلی با آدم پارسالم فرق میکنه، دوره هارو نصفه رها میکردم ولی الان نتیجه نصفه نیمه عمل کردن رو دیدم،من صبور شدم؛آرومتر شدم،شنونده خوبی شدم،دوستام میگن انرژی مثبت داری،دیدگاهم راجع به جهان عوض شده با وجود این استرسا و سختیایی که اخیرا برای جهان پیش اومده من استرس ندارم،حس میکنم مثل کسی هستم‌که نقشه ی موفقیت و رسیدن به گنج و خوشبختی رو دارم و اگر میخوام خوشبخت باشم حالا دیگه به تلاش خودم بستگی داره؛ که حرکت کنم و نترسم و سختی ها و موانع رو یکی یکی وردارم و به سرزمین پر از خوشبختیم برسم و با لبخند به پشت سرم نگاه کنم و به خودم بگم دیدی تونستم؟دیدی شد
پاسخ
-0
انصراف

p 22 فروردين 99
امسال هفتمین تولد اختیاری‌م بود ، یازده مرداد ، دقیقا لحظه‌یی که بهترین خودم بودم و بهترین ارائه از شخصیتم رو داشتم و تونستم دل دختر مورد علاقه‌م رو ببرم و الان همسرم باشه و برای سال بعد روز شمار گذاشتم که هشتمین تولد اختیاری رو داشته باشم که واقعا کار سختیه اما شدنی
پاسخ
-0
انصراف

T 21 فروردين 99
دستاورد امسالم این بود که از درون انقلاب کردم و شروع کردم به تغییرات مثبت.وجهان هم به من پاسخ میده باشدنها در زندگیم.اصلا آدم ضعیف و ترسو پارسال نیستم 😊.مهمترین طلسم روانمرو که احساس بی ارزشی میکردم رو پیدا کردم.......مشکل مالیم حل شد.روابطه ام با خانوادم عالی شده.روابطم با خدا بینظیر پیش میره و وصلم به منبع انرژی.فهمیدم👈 جهان جای امنیه👉شروع به ختم قران کردم.هرشب قبل خواب به خاطر همه نعمتهایی که در زندگیم دارم شکر گزاری میکنم.زندگیم پر از لحظهای شاد و پر از برکت شده حال دلم فوق العاده عالی.ان شاالله درسال آینده چشممرو جراحی میکنم.چون ظاهر خوب در اعتماد بنفس بی تاثیر نیست.پزشک معاینه کرد و گفت این مشکل مادر زاد با جراحی قابل درمانه.😍انشاالله که مزون لباس عروس میزنمو موفق میشم.ورزشمرو ادامه میدم.هر لحظه برای بلوغ روانی تلاش میکنم و هر روز تغذیه روزانه میکنم.به هم نوعهام خالصانه عشق میورزم چون بیشترش به خودم برمیگرده.ممنونم از شما خانم هروی فرشته مهربونها🙏🙏🙏
پاسخ
-0
انصراف

s.u 21 فروردين 99
خانوم هروی من الان نزدیک یک سال ونیم که با کانال و پیج شما آشنا شدم توی تمام این مدت صدای شما مطالب شما آرامش بود برای من من با شما آرامش داشتن رو یاد گرفتم یادگرفتم هرمسئله ای میتونه ریشه توی درون خودمون داشته باشه یادگرفتم به خودم احترام بذارم برای خودم ارزش قائل باشم برای وقتم ارزش قائل باشم یادگرفتم با سایه ها و طلسم های خودم اشنا بشم خانوم هروی این من دیگه اون من یک سال قبل نیست با کمک شما و آگاهی دادن شما یه لول بالاتر اومده و راه زیادی درپیش داره من با شما عزت نفس داشتن رو یاد گرفتم من باشما تازه فهمیدم اعتماد به نفس واقعی یعنی چی از همه ی این ها مهمتر شما منو به منبع اصلی زندگیم وصل کردید بزرگ ترین دستاورد من این هست که من گنج درون خودم رو پیدا کردم من الان فقط خدارو دارم چی بهتر از این میتونه باشه که توی لحظه به لحظه زندگیم دارم حسش میکنم😢خدایاشکرت.خانوم هروی شما برای من فرشته نجات بودید دوستون دارم💙
پاسخ
-0
انصراف

& 21 فروردين 99
بزرگترین دستاوردم این بوده که فهمیدم چی از زندگی میخام و به قدرت خودم پی بردم که تا چ حد سرنوشتم و اون چه ک تو زندگی برام اتفاق میفته دست خودمه. برنامم هم برا سال آینده کار کردن بیشتر روی طلسمامه و اینکه پرونده های بازی که دارم و کارای ناتموم و تموم کنم.
پاسخ
-0
انصراف

@ 20 فروردين 99
با دوره های شما مخصوصا دوره عزت نفس آرامش پیدا کردم انرژیم خیلی زیاد شد و اینکه میخوام برای سال جدید بیشتر روی دوره ها و برنامه ها فوکوس کنم.شما عالی عستین👌😘
پاسخ
-0
انصراف

@ 20 فروردين 99
دستاورد امسال من این بود که من با اینکه معلم کم سابقه و جوونی بودم، امسال معاونت گرفتم و حقوق و رتبه ام افزایش پیدا کرد.. از اون بهتر با خودم به صلح رسیدم و حال دلم خیلی خوبه.. اعتماد به نفسم فوق العاده افزایش پیدا کرده و این آگاهی های ناب باعث ارتقا فکر و رفتارم شده... البته هنوز دارم سایه هامو کشف میکنم و خودمو بیشتر و شفاف تر میشناسم... یک کتاب رمان هم نوشتم تموم شده و ان شاء الله سال بعدی بره برای مجوز و چاپ، دارم برای کنکور ارشد روانشناسی درس میخونم، مطمئنم که یه دانشگاه خوب قبول میشم و ادامه تحصیل میدم.. من همه این حال خوب و مدیون دوره های خانم هروی و چندجلسه مشاوره با یک روانشناس خوب بودم.. به نظرم من برای بدست آوردن حال و حس خوب، بیشتر از زیبایی و مدارک گوناگونی که داشتم، نیاز به آگاهی ناب و خودشناسی داشتم. و امسال حال من با این آگاهی های ناب عجیب عالی شد😍 خدایا شکرت 😍
پاسخ
-0
انصراف

💐🙏 20 فروردين 99
من امسال یادگرفتم باید ادم دیگه ای بشم،ادای خوبهارو درنیارم،ادای ادم اروم هارو درنیارم،یاد گرفتم وصل شدن به خدای من حیاتی هست حیاتییی یعنی بدون اون من مثل وسیله برقی بدون برق هستم،باتمام وجودم لمس کردم ارزش من نه به پوله نه به قیافه به انسان بودنمه،به وصل بودنم به خدا،یاد گرفتم دردسترس نباشم،یادگرفتم باج عاطفی ندم،یادگرفتم کسی رفت درو ببندم وخودم دستموبدم به خدا وبالا بیام،یادگرفتم بند نافمو به این واون وصل نکنم،یاد گرفتم بارهامو به خدابسپردم،یاد گرفتم خود حقیقیم باشم، یادگرفتم فرافکنی نکنم، یاد گرفتم خدا حامی منه وای سوده جان اگه بخام تایپ کنم خیلی میشه، من باشما یادگرفتم باید باشم باید بسازم باید رها باشمو.....الان ک دارم مینویسم گریه میکنم ازاین همه چیز خوب ک تو زندگیم یاد گرفتم، مهمترینشم آرامش داشتن واگاهانه زندگی کردن هست
پاسخ
-0
انصراف

💝💒 19 فروردين 99
دستاورد امسالم این بود که از درون انقلاب کردم و شروع کردم به تغییرات مثبت.وجهان هم به من پاسخ میده باشدنها در زندگیم.اصلا آدم ضعیف و ترسو پارسال نیستم 😊.مهمترین طلسم روانمرو که احساس بی ارزشی میکردم رو پیدا کردم.......مشکل مالیم حل شد.روابطه ام با خانوادم عالی شده.روابطم با خدا بینظیر پیش میره و وصلم به منبع انرژی.فهمیدم👈 جهان جای امنیه👉شروع به ختم قران کردم.هرشب قبل خواب به خاطر همه نعمتهایی که در زندگیم دارم شکر گزاری میکنم.زندگیم پر از لحظهای شاد و پر از برکت شده حال دلم فوق العاده عالی.ان شاالله درسال آینده چشممرو جراحی میکنم.چون ظاهر خوب در اعتماد بنفس بی تاثیر نیست.پزشک معاینه کرد و گفت این مشکل مادر زاد با جراحی قابل درمانه.😍انشاالله که مزون لباس عروس میزنمو موفق میشم.ورزشمرو ادامه میدم.هر لحظه برای بلوغ روانی تلاش میکنم و هر روز تغذیه روزانه میکنم.به هم نوعهام خالصانه عشق میورزم چون بیشترش به خودم برمیگرده.ممنونم از شما خانم هروی فرشته مهربونها🙏🙏🙏
پاسخ
-0
انصراف

💐 19 فروردين 99
با سلام و آرزوی بهترین ها برای هممون بخصوص شما خانم هروی جان. خلاصه بگم براتون. من در قفس خودم بودم، و حالا آزاد شدم. دارم پرواز کردن رو یاد میگیرم . حالا به جای اون همه گله که از زمین و زمان داشتم، هزاران آرزوی قشنگ در سر دارم. خدا رو دوست دارم خودم رو دوست دارم. دیگه وصله ی ناجور این دنیا نیستم. شدم بخشی از خلقت باشکوه خدا و شما میدونید این یعنی چی.
پاسخ
-1
انصراف

😔 18 فروردين 99
فک کنم پیامم ثبت نشده. من داغدار برادر جوونم هستم ک ب طرز غیر منتظره ای از دستمون رفت .الان تو دوره عزت نفس هستم .کامم تلخه اما ب طرز عجیبی من که همیشه سر هر اتفاقی غش میکردم سرپا موندم.دلم ی کم سیاهه و ناامیدم اما تسلیم امر خدا هستم. انشالله سال آینده دستاورد زیاد بفرستم و از روشنی و نور بگم.ممنونم
پاسخ
-0
انصراف

roya pourmehdi 13 فروردين 99
بسیار عالی هست دوره ها
پاسخ
-0
انصراف

لیلا 8 فروردين 99
سلام خدمت خانم سوده هروی و تیم خوبشون. من برای دور دوم دارم روی دوره عزت نفس کار میکنم. و همین الان متوجه یک نظام ارزشی اشتباه در خودم شدم که اصلا باورم نمیشه که این ارزش دیگران بوده نه من . و اون این بوده که گرم و خاکی بودن یک ارزشه. این موضوع در حدق در من نهادینه شده بود که فکر میکردم جز اخلاق ها و ویژگی های خوب خودم بوده و بهش افتخار می کردم. ولی الان که به عقب نگاه میکنم میبینم گرچه بعضی جاها تحسین برانگیز بوده در نگاه دیگران ولی خیلی بیشتر از اون باعث شد ک دیگران احترامی که میخواستم رو بهم نگذارند. کشف این نظام ارزشی اشتباه برای من خیلی ارزشمنده و مطمئنم میتونه خیلی به بهبود روابطم کمک کنه
پاسخ
-0
انصراف

👍❤ 8 فروردين 99
سلام سوده عزیز من دستاورد های تحصیلی و کاری خوبی داشتم و میخواستم برای رابطه ی عاطفیم با کسی آشنا بشم که متناسب با شرایط من باشه با کانال آشنا شدم ، وارد چالش چهارماهه شدم و تصمیم گرفتم این چالش رو برای انتخاب همسر شروع کنم، شاید شگفت انگیز ترین دستاورد های این چالش رو من داشتم چون از فردای همون روزی که من چالش رو نوشتم توی دفترم، دقیقا فردی که من متصور شده بودم فردای همون روز بدون این که اصلا ایشون رو بشناسم با خانواده من برای ازدواج تماس گرفتند، ایشون خیلی از خصوصیاتی که میخواستم داشتند ولی یک مقدار تفاوت هایی بین ما وجود داشت در عرض دو ماه من بالای پنج، شش مورد کیس ازدواجی داشتم ولی همگی توی شهر خودم بودند و بخاطر موقعیت های خوب کاری که داشتند نمیتونستد شهر خودشون رو رها کنند ولی من میخواستم با کسی آشنا بشم که توی شهری که به من پیشنهاد کاری فوق العاده ای شده بود ساکن باشه و اهل اونجا باشه و دیدم باید در لیست خصوصیاتی که نوشتم بازنگری کنم دوباره چالش چهار ماهه رو شروع کردم، به صورت خیلی غیر منتظره من یک عیدی فوق العاده دریافت کردم و با اون دوره جذابیت درونی درو تهیه کردم و شروع کردم به گوش دادن و کار کردن روی خودم و خیلی جالب و اتفاقی بعد از یک ماه من با آقایی آشنا شدم که بالای هشتاد درصد از مشخصاتی که من میخواستم رو داشتند جالبه که اون آقا توی همون شهری که من میخواستم ، اونجا ساکن هستند و خوشحالم که این همزمانی ها اتفاق افتاد این آقا به من میگه من خیلی کم جذب کسی میشم ولی نمیدونم تو یک انرژی ای یک چیزی داری که خیلی عجیب منو جذب میکنه،جالب هست که نکته ای که برای من خیلی مهم بود در ایشون خیلی زیاد وجود داره و ایشون فردی خودساخته هستند، آرامش دارند، طبیعت دوست هستند و ارتباط و درکی که از خدا داره مثل خودم هست چون این ها برای من خیلی مهم بود و من خیلی کار کردم برای اینکه اینجا باشم و خوشحالم از اینکه تلاش هام نتیجه داد و خیلی خوشحالم که من و اون آقا حرف های مشترک زیادی برای گفتن داریم چون مشکل روابط اکثرا همین هست ما توی رابطه داریم به رشد هم کمک میکنیم و این برای من خیلی مهم هست چون نمیخواستم توی رابطه ای باشم که محیطش تبدیل به یک باتلاقی بشه که هرروز توی اون فرو بریم و خدا رو شکر که فضایی به وجود اومده بین ما در کمال احترام، در کمال درک متقابل و این فضا داره به بزرگ شدن و رشد هر دوی ما کمک میکنه و واقعا خدا رو بابتش سپاس گزارم و همچنین از شما
پاسخ
-0
انصراف

🌸🌷 21 اسفند 98
سوده جان عرض ادب دارم و احترام. در کفِ کف زندگیم بودم و داشتم دست و پا میزدم برای برگشتن رابطه ی تموم شده خودم که با شما آشنا شدم با دوره جذابیت درونی شروع کردم و بار ها گوش دادم و کار کردم و آدمهایی به زندگیم اومدند که من قبلا میگفتم کاش با این آدم بودم ولی وقتی به زندگیم می اومدند اونقدر لول و مدار من بالا رفته بود که دیگه انتخاب من نبودند و فهمیدم چقدر خودم رو دست کم میگرفتم بعد از شش ماه کار کردن روی خودم، آقایی که من رو ترک بود برگشت و گفت تو خیلی عوض شدی، من نمیتونم بدون تو باشم، من رابطه رو با اون آدم دو ماه جلو بردم، در این حین دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو هم گوش میدادم ولی خیلی عمل نمیکردم، بخودم احترام نمیگذاشتم، فهمیدم که داشتم یک اشتباه تکراری رو انجام میدم و نمیدیدم، این بار رابطه رو من با اقتدار تموم کردم با اینکه حال خیلی بدی داشتم ولی کار کردن روی خودم دوباره شروع کردم من تونستم مدارم رو چندین درجه بالا ببرم، این رو از آدم هایی که اطرافم بودند متوجه شدم من با گوش دادن به دوره عزت نفسم رو پایه ریزی کرده بودم اما هنوز محکم نبود، بعد از جداییم از اول شروع کردم و بخودم گفتم وقتی سرسری گوش کردنش اینجوری به من جواب داد، پس باید جدی بگیرمش دوره جذابیت درونی و عزت نفس رو هر روز ، همه جا گوش میدادم، مینوشتم، عمل میکردم، عمل کردن خیلی مهمه هر چند سخت باشه؛ دوره جزیره گنج و درسواره احترام به خود رو هم تهیه کردم؛ باهاش طلسم مالیم رو پیدا کردم من توی چالش سه ماهه برای افزایش درآمد خانواده شرکت کردم و بعد از سه ماه جواب داد در مورد روابطم از مادرم طلسم های زیادی داشتم و طلسم ها و گره های ازدواجم رو دیدم و فهمیدم چرا خیلی کم خواستگار داشتم و یا توی روابط خوبی نمیرفتم با گوش دادن به درسواره احترام به خود، فهمیدم احترام به خودم نداشتم باید اون بذر روی توی خودم بکارم من همیشه خودم رو نادیده میگرفتم میگفتم اون آقا چرا با من باید بیاد؟ ارزش خودم، احترام خودم رو با شرایط و موقعیت اجتماعی میخواستم نشون بدم ولی فهمیدم احترام به خود چیز دیگه ای هست با چالش من جدید هم همزمانی داشتم و وقتی دوره عزت نفس رو برای بار چندم گوش میدادم انگار همه ی اینها برای من جدید بود و نشنیده بودم وارد چالش چهار ماهه شده بودم، درسته رابطم با اون آقا تموم شد، اما دوباره نشستم گوش دادم کار کردم و بعد از یک ماه آدمی اومد توی زندگی من که همه ی اون ویژگی هایی که من نوشته بودم رو داشت و باورم نمیشد چون هیچوقت همچین آدمی توی زندگی من نبود، حتی دوستانم هم اینطوری نبودند، همیشه آرزو داشتم همچین آدمی به زندگی من بیاد و حالا رابطه خوبی داریم و خیلی آرامش دارم از دوستانم میشنوم که میگن تو چقدر برنامه ریزی داری، چقدر آرومی، چقدر خوبه به همه کارات میرسی، ما تو رو الگو قرار دادیم خیلی از موقعیت ها برای من جور شد، توی موقعیت شغلیم یک ایده و راه جدیدی به ذهنم اومد که باعث شد منی که سالها منتظر آزمون استخدامی بودم، شرکت نکردم و اطرافیانم باور نمیکنند، الان دارم برای هدف والای خودم تلاش میکنم وقتی توی فشار هستم به خودم میگم داری تبدیل به الماس میشی، یکم دیگه صبر کن، جا نزن، یه روزی میرسه بخاطر روزایی که جا نزدی از خودت تشکر میکنی امیدوارم حس الانِ من که حس فوق العاده خوبی هست رو خیلی خیلی زود توی زندگی تون داشته باشید. محبتتانونو خیلی دوست دارمو منت دارم.
پاسخ
-0
انصراف

K 20 اسفند 98
سلام خانم هروی عزیز و نازنینم من چند بار خودکشی کردم هیچ وقت نوشته های من جدی گرفته نمیشد، الان کتابم و چاپ کردم، من دوباره متولد شدم، الان که دارم ویس میدم خیلی حالم خوبه، خیلی زندگیم رو به راهه، احساس میکنم انرژیم بالاتر رفته، من چند بار میخواستم زندگیم رو جمع و جور کنم ولی نشد، بار ها و بار ها خوردم زمین و شکست خوردم با اینکه تلاش میکردم و برام سوال بود چرا نمیشه؟ چرا جلو نمیره؟ همین باعث شده بود من چند بار خودکشی کنم، با خانوادم ارتباط خوبی نداشتم، عصبی بودم، ترجیح میدادم اصلا با کسی ارتباط نداشته باشم و احساس میکردم همه میخوان بهم آسیب بزنند، ارتباطم رو با همه قطع کرده بودم، دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم، شروع کردم روی خودم کار کردن و به دستاورد های خیلی زیادی رسیدم، بزرگترین دستاوردم این هست که کتاب من رفت زیر چاپ(خیلی خوشحالم) من از هشت سالگی مینوشتم ولی هیچوقت جور نمیشد کتابم چاپ شه، حتی یکبار برای چاپ اقدام کردم ولی تایید کننده نهایی، من رو تخریب و تحقیر کرد و کتاب چاپ نشد، وقتی روی خودم کار کردم، از یک راه خیلی ساده با یک ناشری آشنا شدم و فرآیند چاپ کتابم انجام شد، من دوره های طلاسازی میرفتم، اوایل اصلا کارام خوب در نمی اومد، هیچ چیز درست جلو نمیرفت حتی مربی هم از آموزش به من خسته میشد، اما الان کارام تمیز هستند و زود جلو میرن و مربی با عشق حتی سخت ترین کار ها رو یادم میده، من قبلا شب ها واقعا نمیتونستم بخوابم، خواب های آشفته داشتم که بخاطرشون پیش دعانویس و فالگیر میرفتم و کلی هزینه کردم براشون، همه میگفتن طلسم شدی، چقدر پول الکی از دستم میرفت که فقط شب بتونم بخوابم، حتی بعضی شب ها مادرم می اومد مینشست کنارم که من فقط بتونم بخوابم یه تایمی چون قبلا کابوس های بدی میدیدم، انگار هر چی میخوام داره پیش میاد، کیف من اصلا خالی نمیشه از پول و یه جوری جور میشه و خدا روزی رسان من هست، من فایل ها رو گوش کردم، ایراداتم رو نوشتم، ناراحتی که داشتم رو نوشتم، سبک زندگیم رو عوض کردم، دوستای قدیمیم به سراغم میان و خیلی برام عجیبه، من با این فایل ها تونستم از اون انزوا و تنهایی که داشتم دوباره به جامعه برگردم، هنوز باورم نمیشه که برای چاپ کتابم، اسم من رو اول نوشتند، با اینکه من فقط این رو توی دلم خواسته بودم، هر جا میرم همه با من هم رای هستند و الان کتاب دومم داره میره زیر چاپ، خیلی راحت درس هام پاس میشن ، منی که درسم رو یکباره و بی دلیل ول کرده بودم الان توی 28 سالگی دارم لیسانس میگیرم، خیلی خودم بهترم، خیلی حالم آروم تره و احساس میکنم زندگی داره روی خوشش رو الان بهم نشون میده چون من کودکی خیلی سخت و خیلی بدی رو داشتم، من از کامپیوتر قدیمیم خسته شده بودم، لبتابم خراب شده بود، جرات نمیکردم بگم، پدرخونده ی من بدون اینکه به زبون بیارم اومد و گفت کامپیوتر قدیمیت رو جمع کن ببرم و وقتی فهمید لبتابم خرابه بدون اینکه من حرفی بزنم خودش رفت و برای من یک لبتاب نو خرید و آورد، من از رانندگی فوق العاده میترسیدم ولی این جرات رو پیدا کردم رانندگی یاد بگیرم، الان آدم ها دوست دارند کنار من باشند مثلا همین مربی رانندگی بهم میگه تو خیلی حس خوبی به من میدی، وقتی میبینمت انرژی خوبی ازت میگیرم، مربی طلا سازیم هم رفتارش باهام خیلی تغییر کرده در حالی که قبلا میدیدم حوصله من رو نداره ، من یکبار دیگه متولد شدم، مادرم وقتی دید کتابم چاپ شده گریه کرد، من خیلی تنها بودم، توی درد و غصه بودم، حالا خودم رو پیدا کردم، خواستم بدونید یکی از بچه هاتون نویسنده س و امیدواره اسمش ثبت بشه به عنوان یکی از زنان نویسنده. ممنون که میخونید دستاوردارو
پاسخ
-0
انصراف

🌸🌷 19 اسفند 98
سلام خدمت سرکار خانم هروی. دوست دخترم شمارو معرفی کرد ولی من گفتم اینا فقط دنبال سواستفاده هستند، من این راه ها رو چندبار رفتم و هیچ فایده ای نداره، نمیدونم چی شد یهو تصمیم گرفتم شروع کنم، توی شغل قبلی که بودم به شدت از لحاظ روانی آزار میدیدم و تصمیم گرفتم که دیگه نرم سر اون کار و بعد اون خیلی ناگهانی از سمت کسی که اصلا فکرشم نمیکردم یه کاری بهم معرفی شد، وقتی به اونجا رفتم کاری که بهم پیشنهاد رو پذیرفتم و در عرض یک هفته جایگاه شغلی من در محل کار جدیدم خیلی عجیب تغییر کرد و الان من در شرایط کاری هستم که خیلی بیشتر دوستش دارم نسبت به شغل قبلیم و شرایط کاریم واقعا عوض شده، روی تمرینات خیلی کار میکنم و حس میکنم درس زندگی رو دقیق و قدم به قدم جلوی پای ما گذاشتید، ارتباط من با پدرم اصلا خوب نبود، رفتار درستی باهام نداشت، بهم احترام نمیگذاشت و از وقتی روی خودم کار کردم رابطم با پدرم داره متفاوت تر میشه و بیشتر بهم احترام میگذاره و الان شرایط داره فرق میکنه و موقعیتم تغییر کرده و مطمئنم بهتر هم خواهد شد. مرهون زحمات شما بانو
پاسخ
-0
انصراف

😋 19 اسفند 98
سلام دستاوردمو میخواست بذارم اینجا خدمت شما خانم هروی. روزهای من تغییر کرده، حال من خوب شده، مسیر های روشنی برای من باز شده. وقتی که دوره جذابیت درونی رو شروع کردم ، آقایی که قبلا باهاش در ارتباط بودم به من پیام دادند ازم خواهش کردند که من رو ببینند و گفتند که من رو خیلی دوست دارند و حتما میخوان من رو ببیند ولی من بهشون جواب رد دادم، من برای خودم اینطوری که الان ارزش قائل هستم، ارزشی قائل نبودم. الان خودم رو با یک چشم زیباتر نگاه میکنم و از وقتی که احساس ارزشمندی و احترام به خودم رو در درونم پیدا کردم، زندگی برام قشنگ تر شده، من با دوره جذابیت درونی، توی چالش چهار ماهه موفق شدم 7 کیلو وزن کم کنم و خودم رو به چیزی که دوست دارم نزدیک کنم، احساس میکنم که شادابی و جوانی، خیلی در من بیشتر شده، به طرز معجزه آسایی بعد از کار کردن روی خودم، هدایای مالی بسیار زیادی به من داده میشه، خانواده ام احساس میکنم بیشتر منو دوست دارند و به حرفام احترام میگذارند، من ماشینی رو خیلی دوست داشتم ولی پدرم میگفت پولش جور نیست و اگر هم جور باشه من این ماشین رو نمیگیرم چون دوست ندارم. در کمال تعجب دو هفته نشد هم پولش جور شد و هم پدرم از بین ماشینی که خودش دوست داشت و اونی که من دوست داشتم، ماشینی که من دوست داشتم رو برام گرفت، الان انقدر توی خودم اعتماد به نفس میبینم که میخوام توی رشته ای تحصیل کنم که خودم دوست دارم و دیگه حرف دیگران برام مهم نیست، حال خودم برام مهمه،به همه میگم زیاد تمرین کنید تا نتیجه بگیرید. خیلی ازتون ممنونم خانم هروی نازنین
پاسخ
-0
انصراف

Pik 19 اسفند 98
سلام عزیزم. به من خیانت میکرد ولی نمیتونستم کاری بکنم، انقدر عزت نفس و اعتمادم به نفسم در طول زندگی با شوهرم اومده بود پایین که فقط مینشستم و اون هر کاری میخواست میکرد، کم کم خودم رو پیدا کردم و از اون حالت کرختی و بی حسی بیرون اومدم و الان دارم کار هایی رو برای خودم میکنم که قبلا باید میکردم ولی ارزشی برای خودم قائل نبودم ، دوره ها و مخصوصا دوره جزیره گنج واقعا عالی هست .من فهمیدم برای بهبود وضعیت زندگیم باید مدارم رو تغییر بدم تا پیش از این فقط افرادی رو جذب میکردم که بهشون خیانت میشد ولی الان فرق کرده وقتی این رو فهمیدم شوهرم فهمید که اون آدم به دردش نمیخوره، حالا برگشته و میگه همه چیز بستگی به تو داره، بیا دوباره باهم دیگه شروع کنیم، اگر تو قبول کنی، من تا آخر راه باهات هستم، تا قبل از شنیدن این حرفها فکر میکردم اگر اینارو بشنوم خیلی خوشحال میشم ولی حالا اون هیجان رو ندارم، میخوام به دوستانم بگم برای بدست آوردن دستاورد باید زمان بدیم، زمان زیادی لازم هست تا گره ها و سایه هایی که در کودکی مون شکل گرفته رو پیدا کنیم، نهالی که من یک سال و نیم پیش کاشتم، بعد از یک سال و نیم جوونه زده و حالا باید باز هم روی خودم کار کنم تا بزرگ شه و بهم محصول بده، به تموم کسایی که شاید در شرایط من باشند و دوست دارند زود حالشون خوب شه و شاید جایی خسته شن میگم بدونید که باید زمان بگذره و خداروشکر که من خسته نشدم. 
پاسخ
-0
انصراف

🌷🌷🌷 19 اسفند 98
سلام روزتون بخیر سوده جانم. من در رابطه ای بودم که اون آقا رو خیلی دوستشون داشتم و بهشون چسبیده بودم ولی ایشون نمیخواستند ازدواج کنند و میخواستند از ایران برن و ما رابطمون رو تموم کرده بودیم، من دوره جذابیت درونی رو خریدم و روی خودم کار کردم و سعی کردم از این آقا دور باشم ، اتفاقات خیلی عجیبی در زندگی من افتاد رفتار آدم ها به شدت با من تغییر کرده، به من احترام میگذارند درصورتی که قبلا اصلا اینطوری نبود و هر جا میزم همه از من مشورت میگیرند و دوست دارند در ارتباط نزدیکتری با من باشند، اون آقایی که من رو نمیخواست همش بهم پیام میده و میگه من شما رو خیلی دوست دارم، بهتون علاقه مند هستم، شما برای من عزیزید و بی نهایت برای شما احترام قائلم، از زمانی که از زندگیم رفتید من خیلی ناراحت شدم و دوست دارم که شما به این رابطه برگردی و خیلی خودشون رو مشتاق نشون میدن که من رو ببینند، به لطف الهی و کمک دوره ها من تصمیم گرفتم که دیگه هیچوقت خودم رو تحقیر نکنم، بهر چیزی که فکر میکنم میبینم که به سرعت اون موضوع برای من اتفاق می افته افرادی که مدت ها پیش از رابطه با من رفتند بهم پیام میدن، من به شدت آدم قوی و محکمی شدم و خیلی حالم بهتر شده، مادرم قبلا هم منو دوست داشتند ولی احساس میکنم علاقه خیلی شدیدی برای من پیدا کردند و خیلی به من احترام میگذارند در صورتی که قبلا اینطور نبود، آدم هایی که قبلا اصلا رفتار خوبی با من نداشتند خیلی بهم احترام میگذارند و درباره مسائل کاری و عاطفی شون با من مشورت میکنند، من احساس میکنم که احساس ارزشمندی در درون پیدا کردم و اجازه نمیدم هر آدمی وارد زندگیم بشه و حالا آرامش خیلی بهتری دارم، از وقتی روی خودم کار کردم خیلی بیشتر خودم رو دوست دارم ، اطرافیانم هر مهمونی که میرم احساس میکنند من یک عمل زیبایی انجام دادم یا بوتاکس کردم یا ژل زدم و مدام از من آدرس میپرسند در صورتی که من هیچکدوم ازین کارهارو نکردم ، من قبلا هم به همین شکل به خودم میرسیدم ولی خودم رو دوست نداشتم و مدام استرس داشتم که نکنه ظاهرم بد بشه و آدما من رو تایید نکند. من سن زیادی ندارم ولی وحشت عمیقی داشتم از چروک شدن صورتم و میترسیدم که اگر قیافه من بهم بریزه دیگران دیگه من رو دوست نخواهند داشت. به ظاهرم میرسیدم اما از درون پوچ و خالی بودم و اصلا عزت نفس درستی نداشتم ولی الان از عزت نفس خوب دارم به خودم میرسم چون خودم رو بیشتر دوست دارم ، خیلی برام چالب بود که تغییرات درونی من باعث شده که ظاهرمم خیلی تغییر کرده
پاسخ
-0
انصراف

U 19 اسفند 98

سلام سوده جانم با وجودی که از نظر ظاهری دختری جذابی هستم و هیکل خوبی دارم و همیشه شیک پوش هستم و اطرافیان ازم تعریف میکنند ولی وارد هر رابطه ای که میشدم با شکست مواجه میشدم ، من شکست های خیلی بدی رو تجربه کردم. وضعیت روحیم خیلی بد بود، جوری که من موقع خواب از شدت دردناک بودن مسائلم، ناله میکردم ، من متوجه شدم اعتماد به نفسی که من قبلا داشتم واقعا فقط ماسک بود و احساس بی ارزشی درونی داشتم  ،  در رابطه ام بار ها خیانت دیدم، همیشه من رو بی ارزش میکردند و من خیلی احساس دوست داشته شدن از طرفش نمیکردم ولی چون عزت نفس نداشتم نمیتونستم ازش دست بکشم ، احساس بی ارزشی من باعث میشد حرفها و رفتارهایی ازشون ببینم که خیلی ناراحتم میکرد و میدونستم چیزی در درون من هست که باعث میشه روابطم نتیجه نده ، بعد از جداییم برنامه سفر داشتم ولی نزدیک رفتن به خودم گفتم تا کی میخوای وقتت رو تلف کنی؟ یکدفعه خودت رو به چالش بنداز و مشکل درونت رو پیدا کن و خودت رو از این مدل زندگی رها کن. سفرم رو کنسل کردم و دوره ها رو تهیه کردم. ، اول جذابیت درونی رو گوش کردم و بعد با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس تونستم کلید قفل زندگیم رو پیدا کنم ، طلسم های روانیم رو پیدا کردم و فهمیدم چرا در روابطم هیچوقت دوست داشتن و دوست داشته شدن واقعی رو تجربه نکردم و خیلی جالب بود که به محض پیدا کردن این طلسم، حرف ها و رفتاری از پدرم دیدم که من و خواهر و مادرم بسیار متعجب شدیم و من خیلی خوشحال شدم ، من سایه های خودم رو پیدا کردم، دستاورد بعدیم پیدا کردن طلسم روانی ازدواجم بود و فهمیدم چرا روابطم به ازدواج نرسید . طلسم مالی خودم رو پیدا کردم ، متوجه ترس از دست دادن پول و آدمها در خودم شدم ، من میخواستم با در رابطه بودن با یک فرد ایده ال، احساس ارزشمندی کنم چون درون خودم هیچی نداشتم ، با فردی یکسال پیش آشنا شده بودم و اونموقع میگفت که برنامه ای برای دیدن من نداره و رابطمون تموم شد.بعد اینکه طلسم روانی ازدواجم رو پیدا کردم، ایشون باهام تماس گرفتند و گفتند که میخوام شما رو ببینم ، از شما خیلی خوشم اومده و میخوام از نزدیک ببینمتون ، بزرگ ترین دستاوردم رهایی و ازادی کامل از وابستگی به طرف مقابلم بود. من اولش آرزو داشتم برگرده ولی الان دیگه منتظر نیستم و اون آدم دیگه جایگاهی در زندگی من نداره و از وابستگی نجات پیدا کردم الان فرق عشق و وابستگی رو میفهمم و به رفتار ها و تصمیماتم هشیارم و خیلی خیلی خوشحالم که خودم رو پیدا کردم

پاسخ
-1
انصراف

B 19 اسفند 98
سلام خانم هروی جانم من دست و پا میزدم که با من حرف بزنه،قبول نمیکرد؛ بعد از کار کردن روی خودم اون برگشت و به من گفت خیلی تغییر کردی من در سن 22سالگی یک ازدواج سنتی داشتم که منجر به طلاق شد و همسرم مهاجرت کردند  بعد از چند سال من در محل با همسر دومم آشنا شدم و ازدواج کردیم ولی بعد از مدتی مشکلات ما خیلی زیاد شد و رابطه ی بین ما سرد شد. همسرم رفت و منو بلاک کرد  من به شدت حالم بد بود، کاهش وزن شدید داشتم و مدام گریه میکردم و ناراحت و عصبی بودم. بیخوابی داشتم و مثل یک مرده متحرک بودم.شغلم رو از دست دادم با شما آشنا شدم با فایل ها به پهنای صورت اشک میریختم. منی که تمام فکرم این بود که من خیلی خوب بودم و همسرم مقصر بود تازه فهمیدم که باید خودم رو تغییر بدم و مشکلات خودم رو ببینم بجای فرافکنی خیلی روی خودم کار کردم، نوت برداری میکردم و مشکلات زندگی خودم رو پیدا میکردم با کمک فایل های شما به طرز ناباورانه بعد از مدتی همسرم خودش به سمتم اومد. قبلا من دست و پا میزدم تا همسرم باهام صحبت کنه ولی اون نمیپذیرفت، خودش برگشت.من واقعا باورم نمیشد و فکر میکردم خواب هست وقتی مشکلاتم رو پذیرفتم باعث شد همسرم هم مشکلاتش رو بپذیره درصورتی که اون به هیچ عنوان سر هیچ چیزی اشتباهاتش رو قبول نمیکرد بعد از مدتی همسرم بدون اینکه من رو ببینه میگفت تو چیکار کردی؟ تو خیلی تغییر کردی، یک آدم دیگه شدی. الان طوری شده بهم میگه هر کاری میکنم تا دوباره این رابطه احیا بشه این دستاورد ها و ارامشی که دارم برای من خیلی بزرگ هست و دیگه گریه نمیکنم. شب ها با ارامش میخوابم. هر مشکلی بوجود بیاد اعتماد دارم که حتما جهان چیز بهتری به من خواهد داد و نگران نمیشم من جذابیت درونی و دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم و دارم روی اونها کار میکنم و مطمعنم دستاورد های بهتری خواهد داشت اگر آدم هایی هستند که فکر میکنند الان آخر راه هستند و دیگه هیچی براشون نمونده، اگر بپذیریند و روی خودشون کار کنند بهترین دستاورد هارو خواهند داشت. ممنون از زحمات بی دریغتون 
پاسخ
-0
انصراف

Jin 19 اسفند 98
سلام خانم هروی من اولین گام سالم زندگی کردن رو با خروج از یک رابطه ای که تحقیر میشدم برداشتم.جذابیت و اعتماد بنفس رو در خودم ایجاد کردم درگیر 15کیلو اضافه وزن بودم و 9ماهی بود که از یک رابطه عاطفی به شدت مخرب و با وابستگی بسیار زیاد خارج شده بودم ولی همچنان چشمم به از سرگیری اون رابطه بود. دوره جذابیت درونی و دوره از عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم صرفا بخاطر اینکه رابطم با اون آدم مجدد شکل بگیره. من به مدت یک سال و نیم، 3 تا 4 دکتر تغذیه عوض کرده بودم اما هر بار فقط نهایتا 4 کیلو از وزنم رو از دست میدادم و باز متوقف میشد و دیگه اصلا امیدی به کاهش وزن نداشتم. بخاطر درگیری های ذهنی شدید و نا امیدی که داشتم رابطه ی مخربم رو دوباره برقرار کردم و مشکل اضافه وزنم به جایی رسیده بود که اعتماد به نفس من رو نابود کرده بود. تصمیم گرفتم دوباره دوره هارو شروع کنم، نوت برداری کردم و تا حدی عمل کردم و کم کم متوجه شدم بخش هایی از زندگی من داره تغییرات زیادی میکنه و مسائلم متفاوت تر از قبل پیش پیش میره و باعث شد و با امید و توجه بیشتری شروع کنم به مرور دوره ها. به طور جدی تمرینات جذابیت درونی و عزت نفس تا اعتماد به نفس رو شروع کردم و به کمک این دوره ها من موفق شدم این بار بدون مراجعه به پزشک تغذیه، برای خودم برنامه ای بنویسم و با کنترل عصبانیت هام، اضطراب هام، پیدا کردن خلا ها و گره های درونی که باعث پر خوری و افسردگی من میشد، موفق بشم 15 کیلو وزنم رو کم کنم و از 75 کیلو به 60 کیلو رسیدم. موفق شدم در نهایت اقتدار و بدون وابستگی و افسردگی از اون رابطه مخرب خارج بشم. اون آقا همچنان بعد از گذشت 10 ماه هنوز به روش های مختلف ایمیل، تلفن، واسطه کردن دوستان داره تلاش میکنه به رابطه برگرده اما من بخاطر ارزش و احترامی که برای خودم قائلم و بخاطر عزت نفسی که دارم به اون رابطه بر نمیگردم. مجدد با آگاهی بیشتر و مرور دوره ها و درسواره احترام به خود وارد چالش شدم. هر بار که دوره هارو مرور میکنم میبینم که آگاهیم نسبت به خودم و زندگیم بیشتر و بیشتر میشه. من نسبت به از دست دادن اضافه وزنم واقعا نا امید بودم و امیدوارم کسانی که مثل من ناامید شدند چالش رو انجام بدن من اگر امروز زندگی هشیارانه تری دارم، اگر پیله ای باز شده و رهایی اتفاق افتاده، اگر اعتماد به نفسی بخاطر تناسب اندامم دارم، اگر تونستم در کمال اقتدار از رابطه سمی خارج بشم ، اگر از لحظه به لحظه تنهاییم عشق میکنم به خودم احترام میگذارم این هارو از آموزه هام دارم. بخاطر همه اینا ازتون قدردانی میکنم
پاسخ
-0
انصراف

🌸🌷 19 اسفند 98
خانم هروی سلام من اینو میفرستم برای همه اونایی که مثل من هستند من روز تولدم تمام سرمایه زندگیم رو از دست دادم و به نقطه صفر رسیدم  من در تمام طول عمرم سرشار از خشم و نفرت و احساس انزجار نسبت به تمام اتفاقاتی بودم که در طول زندگیم افتاده بود. رابطه ی من با خانوادم به شدت تخریب شده بود به طوری که ارتباطم رو به طور کامل قطع کرده بودم. در زمنیه کاریم پیشرفتی نداشتم و سیر نزولی داشتم.وضعیت سلامت و خواب من کاملا بهم ریخته بود   وضعیت ارتباطی من با آقایی که باهاشون در ارتباط بودم به شدت تخریب شده بود. من روز تولدم تمام سرمایه زندگیم رو از دست دادم و به نقطه صفر رسیدم و ارتباطم رو به طور کامل با همه قطع کردم و تنها شدم. توی رابطه ام با اون آقا مدام بهم توهین میشد و نادیده گرفته میشدم و من نه برای اون آقا و نه برای خودم، اولویت نبودم و همه اینها باعث شد سفرم شروع بشه. فایل عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم و اولین دستاوردم رو با فایل اول به دست آوردم . من سال ها با قرص خواب یا مطالعه ی کتاب نیمه شب میتونستم بخوابم و در طی خواب هم انقدر کابوس میدیدم که خواب بسیار کوتاهی داشتم و بعد از کابوس هم تا صبح بیدار میموندم اما بعد از گوش دادن به فایل احساس کردم تمام فشار ها از روی من برداشته شده و به راحتی خوابیدم و احساس کردم تموم خستگی های طول عمرم بر طرف شد. من همیشه از خودم میپرسم منی که خودم رو فدای دیگران میکنم پس چرا من ترک میشم؟ و این سوالم پاسخ داده شد و فهمیدم عزت نفس نداشتم آرامش کاملا عجیبی رو در خودم حس میکردم، حتی تن صدای من پایین اومد و آتشی که سال ها در من روشن بود و من رو نابود میکرد ناگهان خاموش شد. روی فایل ها تمرکز زیادی کردم و نکته به نکته یاد داشت میکردم. فهمیدم که من خیلی از سایه های خودم رو به روی دیگران فرافکنی میکردم . کامپلکس هام رو دیدم، هر لحظه دستاورد هامو احساس میکردم. من ارتباطم رو با اون آقا قطع کردم و بخش عظیمی از آشفتگی های ذهنم برطرف شد و همون باعث شد که من با دوره جذابیت درونی روی جذابیت خودم کار کردم. دوستانم میگفتن چقدر متفاوت شدی، چقدر آرامش داری. الان با خودم در صلح هستم و حالم کاملا خوبه و تونستم خودم رو ببخشم و با جهان در صلحم و دارم پاداشش رو از جهان میگیرم اون آقا برگشتن و بار ها تماس گرفتن و گفتند که بابت رفتار هاشون بسیار شرمنده هستند. توی چالش 4 ماهه هدفم بهبود ارتباط با خانوادم بود، الان پدر و مادرم که من سالها سعی میکردم ارتباطم با اون ها کم و کوتاه باشه تبدیل به دوستان نزدیک من شدند و حمایت های زیادی ازم میکنند. دستاورد های زیادی رو در زمینه کاری خودم دارم و دانش آموزانم ارتباطشون با من خیلی بهتر شده. من دارم زیبایی های جهان رو میبینم، زیبایی های درونم رو میبینم. سپاسگذار زحماتتون هستم
پاسخ
-0
انصراف

Man 19 اسفند 98
خانم هروی جان من به کف رسیدم، و از اونجا روی پای خودم ایستادم، وقتی خودم و کشف کردم اونی که منو ترک کرده بود برگشت، ولی بسیار متفاوت من در یک کشور غریب که دور از خانواده و فامیلم هستم در یک شرایط روحی خیلی بدی ترک شدم با کلی درد و غم و رنج توسط یکی از دوستانم با کانال شما آشنا شدم و اوایل اهمیتی نمیدادم و دستاوردا برام غیر قابل قبول بود تا اینکه دیدم دیگه نمیتونم اینجوری ادامه بدم که چرا اون منو ترک کرده؟چرا زندگیم اینجوریه؟ من دختری هستم که ظاهر خوبی دارم و همه میگفتن چرا ولت کرده با وجودی که من چیزی هم ازش نمیخواستم ولی اینکه چرا از سمتش طرد شد برام جای سوال بود حتی بدون اینکه بگه چرا. داد میزدم و اشک میریختم و از خدا کمک میخواستم و جزیره گنج رو گوش میدادم . جذابیت درونی رو شروع کردم و من بعد از 3 روز دستاورد داشتم  خیلی عذاب کشیدم وقتی ترک شدم ولی وقتی تصمیم گرفتم روی پای خودم بایستم دیگه از تنهایی نترسم من همیشه ترس از تنهایی داشتم ولی فهمیدم نباید اینطور باشم  از لحاظ شرایط کاری زندگیم عوض شد دوستای من بهم میگفتتد تو چرا انقدر عوض شدی؟ همیشه عصبی و عجول بودی، خشم داشتی و ما اصلا دوست نداشتیم باهات صحبت کنیم، چطور انقدر آرومی؟ چیکار کردی با خودت؟ حتی لحن حرف زدن من عوض شد انقدر روی خودم کار کردم، با جذابیت درونی شروع کردم، با جزیره گنج اشک ریختم و با عزت نفس تا اعتماد به نفس روی خودم کار کردم و یک روز بعد از سال نو میلادی اون آقا به طور اتفاقی من رو دید و گفت کجایی من دنبالت هستم میخوام ببینمت و ازم خواهش کردم و من اجازه دادم منو ببینه و باهام صحبت کنه. جالبه آدم مغروری که هیچوقت جمله ی ببخشید رو نمیگفت تمام زمانی که باهام صحبت میکرد مدام از من عذرخواهی میکرد و میگفت وقتی جدا شدیم من فهمیدم چه (الماسی) رو از دست دادم. میگفت بهم فرصت بده، میخوام یکبار دیگه با تو شروع کنم، من تازه فهمیدم تو کسی هستی وقتی من روی خودم کار کردم، به خود حقیقیم رسیدم، وقتی فهمیدم به تنهایی میتونم آرامش داشته باشم و حتما نباید یه مرد کنارم باشه دیدم زندگی چقدر قشنگه من توی کشوری هستم که 70 درصد آدم هاش افسردگی دارند ولی من افسردگی ندارم بزرگترین دستاورد زندگی من نزدیک شدن به خداست و به آرامشی رسیدم که توی 38،39 سال زندگیم نداشتم . خواهشم از بچه ها اینه که تمرینات رو انجام بدید، کوتاه نیاید، خیلی خیلی این تمرینات جواب میده. و خیلی زیاد از شما ممنونم و همیشه قدردان 
پاسخ
-0
انصراف

😊 19 اسفند 98
سوده جانم یک دنیا سلام من یک ازدواج بد باعث شد، بیناییم رو از دست بدم، سه بار سقط و بیماری مغزی  از بچگی از طرف پدرم تحقیر میشدم اعتماد بنفسم و از دست دادم  ازدواج بسیار بدی داشتم همسرم کار نمیکرد پول نداشت سیگاری و بی مسئولیت و ... و الان که اگاهیم بالا رفته فهمیدم که توی اون‌ مداری که من بودم امکان نداشت ازدواج خوبی بکنم 3 بار باردار شدم و مجبورم کرد سقط کنم و من دچار بیماری ای شدم که دکتر گفت دیگه نمیتونم بچه دار شم، نمیتونم ورزش کنم، نمیتونستم سرکار برم بیناییمو از دست داده بودم، قرصای اعصاب شدید استفاده میکردم افسرده بودم حتی توان نداشتم زندگیمو تموم کنم . گوارشم دچار مشکل شده بود. شغلم رو از دست دادم و .... بلاخره بعد از 2 سال خودمو جمع کردم که جداشدم ولی بعدش بازم حالم خوب نبود با کانال شما اشنا شدم شروع کردم به تغییر ، ظرف مدت کمتر از ۴ ماه مثل بک ورزشکار حرفه ای ورزش کردم شاداب شدم همه میگفتن چقدر زیبا شدی 15 کیلو وزن کم کردم مشکل گوارشم حل شد اما درونم هنوز خراب اباد بود  دستاورد عالی اولم این بود تونستم خونه ای که دوست دارم و بخرم. به طرز معجزه آسایی پولش جور شد و با قیمت مناسب خریدم سالها بهم ویزا نمیدادن برم پیش برادرم ولی یهو جور شد و رفتم و این برام خیلی خوب بود از رابطه ی بدی که بعد از جدایی واردش شده بودم تونستم بیام بیرون بعد مدتی که روی خودم کار کردم وارد رابطه ای شدم‌ که سرشار از احترام. الان منی که دکتر گفته بود نمیتونی ورزش کنی به صورت حرفه ای ورزش میکنم  دیگه برای خودم گریه نمیکنم‌ و گذشته رو برای برای خودم تموم کردم  تا حد زیادی به بیماری مغزیم غلبه کردم چیزی که پزشک ها عکسش و میگفتن حالم خوبه خداروشکر و ممنونم خیلی خیلی زیاد از شما
پاسخ
-0
انصراف

🙏 18 اسفند 98
خانم هروی کار من و همسرم به جدایی کشیده بود، بیکار شده بود بسیار پرخاش گر.هر روز دعوا داشتیم. فقط میگفت "ما برای هم تموم شدیم و این رابطه به آخرش رسیده"  یه روز دنبال پیج روانشناسی بودم که شما رو پیدا کردم. همشیه خدا گله میگردم که خدایا چرا من، چون اون زمان فکر میکردم من یه زن خوب و بساز هستم. چون فکر میکردم یه زن مطیع هستم من فقط دنبال یه زندگی آروم بودم ولی یه چیزی انگار قفل شده بود؛ یه چیزی ته روان من بود که نمیگذاشت من به اون چیزی که میخوام برسم؛ من کم کم شروع کردم با دوره ها روی خودم کار کردم، من فوق العاده آدم زود رنج و انتقاد ناپذیر بودم. اگه کسی ازم انتقاد میکرد بهم میریختم و برعکس اگه ازم تعریف میکردن چنان حس ارزشمندی میگرفتم و به خودم میبالیدم که میگفتم بهتر از این نمیشه من طلسم های روانیم و پیدا کردم و دارم روشون کار میکنم و وقتی روی خودمون کار میکنیم میبینیم که دنیا چه جای امنیه. رابطه من با همسرم خیلی بهتر شده. رویکرد من به مسئل زندگیم تغییر کرده، من دیگه اون ادم سابق که‌عصبی میشد سریع، افسرده میشد، گله میکرد نیستم. این منِ جدید در کمال ارامش تصمیمات درستش و میگیره وقتی شما توی دوره جذابیت درونی گفتید که اگه یکی از طرفین روی تمرین ها فکوس کنه هم همه چیز تغییر میکنه، اصلا فکر نمیکردم این حرف درست باشه.  ولی وقتی شروع کردم روی خودم کار کردم تغییر و کاملا در رفتار همسرم دیدم.  آدمی که میگفت ما برای هم تموم شدیم، الان برای همه کاراش با من مشورت میکنه. و ما ساعت ها باهم میشینیم و صحبت میکنیم، در حالیکه قبلا کاملا برعکس بود. حالم به شدت خوبه، دیگه ترس از دست دادن و ترس از جدایی ندارم  خیلی قویتر شدم، به زندگی امیدوار شدم دیگه خودم و سرزنش نمیکنم خودم و دوست دارم. کلی برنامه برای آینده ام دارم. به خودم احترام میگذارم تصمیم گرفتم برم دنبال علایقم،و جالبه که همون دنبال کردن علاقم منو به سمت کاری کشوند که دوسش دارم‌. بهم پیشنهاد کاری شد. خوشحالم و از شما دارم اینو
پاسخ
-0
انصراف

🙏 18 اسفند 98
سلام خانم هروی عزیز و نازنین من از نقطه صفر زندگیم، تبدیل به یک پرنسس شدم  من یک رابطه بسیار خوب داشتم از هر نظر عالی بود ولی من با مسائل شخصیتی خودم اون رابطه رو به جدایی کشوندم. من اصلا فکرش و نمیکردم که این رابطه تموم بشه واقعا ضربه سختی خوردم و با حال خیلی بد دوره ها رو شروع کردم. با وجود اینکه از نظر مالی توی فشار بودم اونقدر گوش دادم و نوشتم و عمل کردم که اون آموزش ها رفت توی سلول هام.خیلی کار میکردم تا ۴ صبح در حال گوش دادن بودم. بعد دو هفته یهو به خودم اومدم دیدم کنار کسانی قرار گرفتم که آرزوم بود با همچین افرادی نشست و برخواست داشته باشم. پیشنهاد های کاری عالی با درامد عالی برای منی که برای جور کردن پول اجاره خونم سخت توی فشار بودم  منم مثل بقیه بچه ها در کانون توجه آدم هایی که مدارشون بالاتر بود قرار گرفتم. همه بهم‌میگن چقدر زیباتر شدی عمل زیبایی کردی؟ حال درونیم خیلی خوب شد  با جزیره گنج چقدر گریه کردم واقعا گنج واقعی برام همین بود متوجه شدم چطور خودم زندگی خودم و خراب کردم خداوند منو از یه دختر افسرده و گریان تبدیل کرد به یه دختر فوق العاده ( این و به نقل از همه اطرافیانم‌میگم) خدا با من راه اومد و من و در راه درست قرار داد. من واقعا برای اینجا بودنم زحمت کشیدم اون موقع که میگفتید جذابیت درونی کشش شدیدی ایجاد میکنه نمیفهمیدم ولی الان که کار کردم میفهمم دوره عزت نفس خودش برام‌ یه چالش بود اصلا نمیدونستم‌ چیه ولی وقتی واقعا کار کردم چقدر باعث شد قد بکشم رشد کنم و چقدر آگاهی منو بالا برد بعد یک ماه که چالشم و شروع کردم طرف مقابلم برگشت و اینبار متفاوت و الان مثل یه ملکه با من رفتار میکنه مثل الماسی که مراقبی خش نیوفته مراقب منه و من اینو از زحمت هایی میدونم‌که برای خودم کشیدم. واین رفتارش مال یک روز و دو روز نیست الان ماههاست که این رفتار خوب رو داره وقتی چالش چهارماهه رو گذاشتن اولش گفتم این دیگه چیه؟ چطور ممکنه مگه میشه؟ ولی واقعا درسته. کاری که من داشتم روی خودم میکردم و بدون اینکه اون بدونه برای من داشت انجام‌میداد. انگار خواسته های منو داشت از رو میخوند  من میخوام‌به زندگی سالمی ها بگم منتظر نشید از همین الان برای ساختن فردِ جدیدی از خودتون‌ تلاش کنید. چطور دلتون میاد که برای خودتون کاری نکنیدبرای خودتون زحمت نکشید، خودتونو بسازید به هر فرمی که دلتون میخواد. این یه شعار نیست من با گوششت و پوست و استخونم حسش کردم و انجامش دادم و خواهم داد.  من هر روز دارم به محصول خودم توی این جهان فکر میکنم‌چون نمیخوام‌ناشکر این بودنم توی جهان باشم‌ دوست دارم این دوره ها رو به تمام زن های سرزمینم‌ هدیه بدم و بگم‌ گوش بدید و تلاش کنید. من بازم براتون دستاورد میفرستم‌تا شما هم بدونید اگه من تونستم همه میتونن. و واقعا ازتون نمیدونم چطوری تشکر کنم عزیزززززم
پاسخ
-0
انصراف

m n 13 اسفند 98
سلام خانم هروی عزیز ازتون خیلی خیلی ممنونم با دوره عزت نفس قبلا دوره عزت نفس رو گوش کردم و نوت برداری کردم ولی عمقی کار نکردم الان از وقتی روزشمار سال جدید رو گذاشتید برای چالش چهارماهه من مشکل عدم ارزشمندی و عزت نفس داشتم از نو شروع کردم قبلا واقعا با این دوره حال نمیکردم ولی الان تازه فهمیدم چرا ازش فراری بود چون مسئله واقعی من بود من کلی قفل و طلسم پیدا کردم هر لحظه که از حال و روانم آگاه میشم میفهمم که چقد خودمو نادیده گرفتم الان فهمیدم که چرا یک ساله حالم توی خونه خوب نیس چون با خانواده زندگی میکنم و تو دوره گفتید از یه جایی حالتون پیش پدر و مادرتون خوب نیس بابت هر مسئله ای که آگاه میشم انگار که باید خودمو بغل کنم با خودم میگم روحِ من دورت بگردم که ازت غافل بودم نمیفهمیدم تو استقلال میخوای...
پاسخ
-0
انصراف

A.a 13 اسفند 98
سلام خانم هروی عزیزم میخواستم بازم ازتون تشکررررر کنم من دوره جذابیت رو اول گرفتم و کار کردم و الان درحال تمرینات دوره عزت نفس و چالش۴ماهه هستم. تاالان دستاوردهایی از جمله ارامش بهترشدن حال روحیم و بهتر شدن رفتار همسرم داشتم ولی الان یه دستاوردی ب دست اوردم ک واقعا شوکه شدم من سه ساله میخوام ادامه تحصیل بدم هیچ جوره همسرم راضی نمیشد دیروز باز درمورد این موضوع باهاشون صحبت کردم به طرز عجیبی موافقت کرد و من الان درحال کارای ثبتنام هستم و این رو مدیون دوره عزت نفس شما هستم ممنونم منونم
پاسخ
-0
انصراف

Rahele 19 بهمن 98
سلام خانوم هروی واقعا ممنونم من دردوره جذابیت درونی ثبت نام کردم خیلی عالی درسته دستاورد زیاد ندارم همین که بعد ۷سال رابطه فهمیدم خودم بیشتر مهم هستم وبه قول شما باید به کسی که رفته نباید رفت دنبالش.وخیلی دوست دارم دوره اعتماد به نفس بخرم کاش برای اون دوره هم بخاطر روز مادر تخفیفهای قایل بشید تا بتونیم تهیه کنیم ممنون میشم 🙏🙏
پاسخ
-0
انصراف

Arezou 14 بهمن 98
پاسخ
-0
انصراف

شهره 8 بهمن 98
سلام خانم هروی عزیز، امیدوارم حالتون خوب باشه، من به تازه گی به جمع دوستان وارد شدم ، دلم میخواد دستاوردم را با دوستان در میون بزارم ، من زندگی و شرایط خیلی سختی را گذروندم اما وقتی با شما اشنا شدم و فایلها را گوش کردم متوجه تغییراتی میشدم اما جدی نگر فتم ، تا اینکه دوره عزت نفس را گرفتم ، الان احساسی میکنم ارامش بیشتری دارم ، مسائل سختی قبل را ندارند و در ارتباط من با شخص احساسیم ،وابستگیم کمتر شده و معقول تر برخورد میکنم.، اما هنوز خیلی زوده که بخوام توقع داشته باشم که احساس و رفتار او نیز تغییر کنه ، اما امیدوارم این اتفاق بیفته ، ممنونم.از شما
پاسخ
-1
انصراف

نگار رواف 30 دی 98
سلام خانم هروی جان من از وقتی دوره جذابیت درونی شمارو تهیه کردم خیلی حالم بهتره شده همیشه خداروشکر میکنم ... و کسایی رو که شبیه به ایده آلم هستن جذب میکنم . حتی روی خانوادم هم تاثیر گذاشته . ۴ بار گوش دادم دوره جذابیت رو بازم فکر میکنم کمه .. عزت نفس پیدا کردم احساس میکنم قبلا نداشتم .. قدرت تصمیم گیری و اقتدارم بهتر شده .. الان دارم دوره عزت نفس رو تهیه میکنم که بیشتر رشد کنم .کاشکی با شما ۱۰ سال پیش آشنا میشدم..یا این آگاهی هارو پیدا میکردم . مرسی که هستین ممنونم ازتون🌹🌹🌹❤❤❤❤
پاسخ
-0
انصراف

29 دی 98
سوده عزیز من دوره های شما رو تهیه کردم چون در رابطه ای بودم که با وجودی که اون آقا از من پایین تر بود اما من مدام تحقیر میشدم و در حال تخریب شدن بودم . با وجود وابستگی زیاد من به این آدم؛ بعد از چند ماه کار کردن روی خودم با دوره ها تونستم خودم رو قوی کنم و بالاخره از اون رابطه مخرب بیام بیرون حتی طوری شد که حالا اون پیگیر بود که بیا دوباره شروع کنیم اما من دیگه نمیخواستم! کم کم دستاوردها و موفقیت های من شروع شد، یک دعوت نامه از یک کشور دریافت کردم که به عنوان ریسرچر برم اونجا؛ مقالات من مورد تایید ژورنال های معتبر رسید، کتابی رو که چند سال بود ترجمه کرده بودم ولی چاپش انگار طلسم شده بود هیچ ناشری چاپ کتاب و قبول نمیکرد الان یکی از ناشران معتبر کتاب منو چاپ کرده و حتی تونستم چندتا مقاله دیگه به چندتا از کنفرانس های دیگه بین المللی و مهم بفرستم و تایید شد. ثبت اختراع انجام دادم الان رزومه من به قدری کامل شده که هفته پیش تونستم در یک رقابت سخت برنده بشم و بورسیه یکی از بهترین دانشگاههای دنیا رو بگیرم😎تمام این دستاورد هارو از کمک خدا و بعد انجام دادن تمرینات و تمرکز روی دوره هارو دارم و خیلیییییی بابتش از شما ممنونم ❤️🌹😍دوستتون دارم
پاسخ
-2
انصراف

مونا 21 دی 98
سلام خانوم هروی عزیز ممنونم از زحماتی که با جون و دل برای همراهانتون میکشید یک دنیا ممنون
پاسخ
-0
انصراف

weezha 7 دی 98
سلام خانم هروی عزیز امیدوارم عالی باشید😊 من از ماه اگوست با شما آشنا شدم مثل خیلی از دوستان در حالت بد زندگیم. ولی آنقدر منرا پر از اراده کرد که چی بگم اول فقط فایل های رایگان میشنیدم و دستاورد داشتم بعدا هم دوره جذابیت درونی را تهیه کردم واقعن مرا متوجه تمام خلا هایم کرد. به چالش چهار ماهه هم اشتراک کردم از دستاورد هام بگم 🔅 آرامش که هیچ نگوووو واقعن حس عالی و پر از امیدم 🔅هر روز با حس خوب و لبخند با گفتن صبح بخیر بخودم از جا بلند می شوم 🔅از کسیکه جدا شده بودم مدت کمتر از یکماه دوباره برگشت، خیلی عاشق تر از قبل بمن گفت خیلی دوستداشتنی شدی فکر میکنم تازه عاشق شدم، گفت اصلن باور نمیشه من چطور میتوانم ترا ترک کنم و.... 🔅و چاق شدن یکی از آرزو هایم شده بود چند سال میشد میخواستم وزن بگیرم صورتم چاق شود، پیش داکتر رفتم، دوای عطاری گرفتم هر کاری کردم فایده نکرد اما بعد از دوره شما با عزم قوی یک تقسیم اوقات جور کردم بخودم بیشتر رسیدگی کردم صبحانه که اصلن نمیخورم جز عاداتم شد هر صبح وقت ورزش کردم، خلاصه در مدت دو ماه شش کیلو وزن گرفتم که خیلی برام مناسب بود 🔅هر چند انسان خوبی بودم ولی گاهی بد دیگران میگفتم اما حالا زود متوجه میشم زود عصبانی نمیشم چون فهمیدم صرف انرژی حیاتی خودم را هدر میدم و بس من واقعن خودم را دوست دارم و بیشتر کار میکنم تا خود واقعیم را پیدا کنم خیلی تغییر کردم. 🔅شادتر از قبل شدم بی دلیل هم میخندم 🔅 با وجودیکه معاشم خوب بود اما نمیدونستم چطور مصرف میشد و پس انداز نمی توانستم اما حالا مقداری خوبی پس انداز دارم و بدون فشار مصرف هم میکنم🤩 از شما هم خیلی ممنونم 😍 سپاسگزار خداوند هستم خدا را شکر که منرا در مسیر درست زندگیم قرار داد. داشتن اراده قوی، ایمان بخدا، دوست داشتن خودمان اینها دلایل آرامش و رسیدن به خواسته می شود. من وعده میکنم به هدف بزرگ زندگیم که رسیدم حتمن وییس میفرستم و از دستاورد هام با شما قصه میکنم 😁
پاسخ
-5
انصراف

Mahdie 7 دی 98
سلام خانم هروی عزیزم ازت خیلییی ممنونم بابت این اگاهی که‌ به‌ من دادی من حدود یه ماهه متوجه شدم بیماری ام اس‌دارم چندروز اول گریه کردم ناراحت بودم ولی فقط چندروز بود ارامشو اگاهی ای که من الان دارم باعث شده با این قضیه به این راحتی کنار بیام و باور دارم هر مسئله یک موهبت الهی است پزشکم گفتند از دوسال پیش حدودا من به این بیماری مبتلا شدم و خدارو صدهزار مرتبه شکر که‌ من الان با این ارامشم متوجه شدم چون اگه قطعا دوسال پیش بود دیگه از زندگی نا امید بودمو خیلی اتفاقای بدتر برام پیش میومد الان متوجه شدم به قول شما فقط ادم باید روی خودش سرمایه گزاری کنه الان دیگه اذیت شدنم توی رابطه ای که داشتم و تموم شدن اون رابطه برام بی ارزش شده و فهمیدم هیچ چیزو هیچ‌کس ارزش اینو نداره از خودت انرژی بزاری واقعا سلامتی بزرگترین نعمته برای شما و همه زندگی سالمیا آرزوی سلامتی دارم
پاسخ
-0
انصراف

sara 18 آذر 98
این بار من روی جلد کتاب رفتم ؛من همونم که به عنوان دختر موفق ایرانی روی بیلبورد های برلین رفتم .توی مجموعه ما خانم های زیادی بودند ولی برای من خیلی جالب بود که انتخابشون من بود. موضوع این بحث این بود که ما چطور میتونیم به زن ها انگیزه بدیم .بعد یک سال کار کردن روی خودم الان من با روزی ۲۰ دقیقه گوش دادن فایل ها در صبح به ذهنم نظم میدم .من با دوره عزت نفس و مبحث کامپلکس ها زندگیم بسیار روتق گرفت. وقتی میخوام کاریرو انجام بدم از خودم سوال میکنم این کاری که میخوای انجام بدی آیا براساس کامپلکسه یا علاقمندی خودت ؟من توی ایران دختر موفقی بودم ولی حال خوبی نداشتم و از درون خوشحال نبودم. فایل کامپلکس رو که گوش کردم متوجه شدم خیلی هاش براساس کامپلکس ها بوده و الان حالم خیلی خوبه چون "خود بودن" رو دارم زندگی میکنم این بهترین حال ممکن برای من هست. من دختری بودم که حرف خانم ها توی گوشم نمیرفت همیشه دنبال صحبت های انگیزشی بودم همیشه فکر میکردم‌ زندگی جنگه باید مبارزه کرد و... الان فهمیدم‌ زندگی میتونه آرومتر و با کیفیت تر پیش بره و با موفقیت های بیشتر
پاسخ
-0
انصراف

VS 17 آذر 98
سلام خانم هروی عزیز خیلی دوستتون دارم من حدود دو ماه هست که دوره ها رو گرفتم ‌تمرین ها رو انجام میدم وحالا میخوام از دستاوردام بنویسم من از صبح که بیدار می شدم در دلم یک اضطراب ‌دلشوره ای داشتم تا شب ،شب هم انقدر آشوب بودم ‌فکرم مشغول بود که خواب خوبی نداشتم ولی حالا که تمرین ها رو انجام میدم خیلی آرامش درونی دارم خوب میخوابم روی کارهام خوب تمرکز می‌کنم خیلی دیرتر عصبانی میشم اگر هم عصبانی شوم درون خودم میرم تا علت آن را بررسی کنم خیلی هوشیار شدم روی هر اتفاق یا ‌عملی ،فکر می‌کنم هر روز یک ترس یا طلسمم را پیدا می‌کنم با خودم دوست شدم وحرف میزنم من تازه فهمیدم که من عزت نفس کمی داشتم واعتماد بنفسم هم به قول شما خونه پلاستیکی بود 😔 هنوز خیلی کار دارم ولی در حال حاضر خیلی حالم خوبه ‌تازه دارم زندگی می‌کنم و ‌از زندگیم لذت میبرم 😊
پاسخ
-0
انصراف

🍃zahra 17 آذر 98
سلام خانم هروی عزیز سفر من از اواخر فروردین ۹۸ با تغییر ناگهانی پسر ۱۸ سالم شروع شد و با طرد شدن از طرف اون خونه پلاستکی من با کوچکترین باد فرو ریخت ، حالم اصلا خوب نبود دوره ها رو شروع کردم و از مرداد ماه به طور جدی تر ادامه دادم من جزو آدمهایی هستم که روانم به شدت مقاومت میکرد برای تغییر و بخاطر همین هم نمی تونستم ارتباط برقرار کنم با دوره ها ولی با وجود این تصمیم گرفتم فعلا فقط تکرار کنم و نت برداری کنم .روی دوره عزت نفس ترم یک و تمرینات فوکوس کرده بودم، توی این مدت دستاورد داشتم و خیلی از طلسم ها و قفل ها و سایه هام و دیدم و در بیرون هم تغییرات مثبت رو می دیدم و با این که خودم خانه دار هستم حتی وضعیت مالی همسرم هم تغییرکرد و بهتر شد . در چالش ۴ ماهه هم لیست تهیه کردم و تمرینها رو ادامه دادم،خانم هروی دستاورد بزرگ من از چالش ۴ ماهه این بود که متوجه شدم و درک کردم که مسله از من و از درون منه، و انگشت اتهامم رو از روی دیگران برداشتم و شروع به اصلاح کردم و همچنان دارم ادامه میدم ، و از نظر خودم دستاورد بزرگ دیگه ام از فایل صوتی (بخت بد ؟) که چندروز پیش در کانال گذاشتین هست که من رو به شدت بهم ریخت و نقاب قربانی بودنم رو نشونم داد واقعا این قفل رو در خودم دیدم و آسیب هایی که به خودم و مخصوصا به فرزندانم زدم دیدم و نمیدونین چنقدر برام درد ناک بود.امروز یکی از طلسم های بسیار مهم روانم رو دیدم این احساس ناامنی و اضطراب و ترس از ترد شدن از تجربه کودکی من بود که کودکی سختی داشتم .خانم هروی میدونم هنوز خیلی کار دارم ولی الان یه آرامش خاصی دارم ،امروز بعداز مدت ها ذهنم انگار از لایه منگنه که همیشه فشرده بود رها شده ،واقعا من اینو درک کردم که هر چیزی که در بیرون تجربه میکنم از مسائل و گره های درونمون هست اینو درک کردم که هر دردی درسی داره و اگر من از طرف پسرم طرد نمی شدم و احساس نا امنی شدیدی نمی کردم هیچ وقت ریشه طلسم ناامنی و بی ارزشی خودم رو که از کودکی درونی کرده بودم و همون ها تولید اظطراب و ناامنی میکرد رو نمیدیدم و به این درک که دنیا جای امنی هست ،نمیرسیدم ،خانم هروی عزیز واقعا هم بخاطر زحمات دلسوزانه شما ممنونم و هم بخاطراینکه سوال های مشاوره ایی رو پاسخ نمی دید و ما رو ارجاع میدید به خودمون تا مسله امون رو ببینم و حل کنیم ممنونم ❤️، و از دوستانی که تجربه هاشون رو به اشتراک می زارن هم ممنونم و تشکر میکنم .❤️
پاسخ
-2
انصراف

M&M 17 آذر 98
دستاورد # سلام خدمت استاد بزرگوارم سرکار خانم دکتر سوده هروی و تیم خوبشون و خسته نباشید امروز بالاخره تونستم بعد از بارها و بارها گوش دادن به فایلهای صوتی ، خود واقعیم را ببینم و باهاش روراست باشم .من تمام زندگیم از کودکی دنبال خوبی کردن و گرفتن توجه از اطرافیانم بودم و دقیقا عکس العمل چیزی غیراز خواسته من بود .با خودم میگفتم مگر نمی گویند دنیا قانون تلافی و جبران و عمل و عکس للعمل است .هرچی به فایلا گوش میکردم نمیفهمیدم که تموم این سالها عمل اصلی من خوبی و محبت به دیگران نبوده بلکه من خوبی میکردم که از دیگران بمن صدمه ای وارد نشه و ادمها دلشون واسم بسوزه و نتونند بمن بدی روا کنند .یهو با خودم گفتم آخه چرا ؟ پاسخ اومد چون بی ارزشی چون میترسی چون سایه فرزند خوب شد بعدها همسر خوب وقتی مجرد بودم همه میگفتند خوش بحال مردی که با تو ازدواج کنه بعد توی زندگی تاهلی هم ناکام شدم .من میخواستم خوب باشم چون در بچگی خیلی تحقیر شدم چون توجه کافی ندیده بودم چون خودم را با خواهرام مقایسه کردم بر اساس صحبتهای پدر و مادرم و حالا میخواستم موفق تر ازونا باشم چون فکر کردم منو دوست ندارند چون من زشتم چون من بیهوده ام تو بچگی آرزو داشتم بیدار شدم ی چهره بهتری داشتم اون حرفا تو اون دوران اینهمه روی من اثر گذاشته بود و شده بود باور و در بزرگسالی سعی میکردم این حس را در پشت تظاهرات بیرونی مخفی کنم که من خیلی زیبا هستم و جالب اینکه همیشه بیشتر از خواهرانن از طرف اطرافیان ازم تعریف میشد ولی ی چیزی درونن میگفت تو زشتی و زشتی یعنی بی ارزشی .من ندیده بودمش چون داشتم نقش کس دیگه ای را بازی میکردم و حالا که فهمیدم چی درون میگذشته چی؟من حتی از نظر خودم خیلی از خولهرام خوش قیلفه تر و خوش تیپ ترم با وحودیکه هر روز ی عمل زیبایی می کنند حالا که اینو فهمیدم من بیشتر از هر زمانی عاشق خودم .خواهرم و پدر و مادرم هستم و به خودم افتخار میکنم من فهمیدم این حس نفرت از نادیده گرفتن باعث ی قفل شدگی در من شده بود که به دیگران محبت واقعی نکنم بیشتر بجای محبت فقط فداکاری بود و من فکر میکردم دلرم محبت میکنم پس چرا دریافت نمیکردم چون من توی دلم کینه بود نه محبت . از امروز به دیگران محبت و عشق واقعی میکنم تا بتونن دریافت عشق داشته باشم .در ضمن بی انصافی و قدرناشناسی میدونم که نگم من دستاوردهای خیلی زیادی هم داشتم خیلی بیشتر از قبل از اطرافیان توجه می بینم .پدر و مادرم بمن بیشتر محبت میکنند و تشویقم میکنند . در حرفای همسرم بارقه ای از آموخته هام را می بینم و میدونم با پیدا کردن قفل های زندگیم حتما من از انروز موفق میشم معضل بزرگ زندگی مشترکم ،کازم و روابطم را پیدا کنم
پاسخ
-0
انصراف

Negin Abedi 17 آذر 98
خدمت شما سلام عرض میکنم🌸🌸🌸🌸🌸🌸 من یه دستاورد فوق العاده دیگه هم دارم از دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس. من جزو رتبه های برتر کنکور بودم و تقریبا همیشه شاگرد اول ، ولی بعد از لیسانس که سر کار اومدم توی یکی از شرکت‌های معتبر ایران و با اینکه کار و در آمدم خوب بود به مشکلات خاصی بر میخوردم آدم‌های خودخواه ، روسای عجیب غریب و همیشه فکر میکردم چرا؟؟؟ تقریبا بسیج میشدند که راه را برام ببندند. فهمیدم که من بخاطر خشمی که درونم بود همیشه درس خوندم که موفق و مستقل بشم. بعد از فهمیدن این موضوع شروع کردم که ببینم واقعا کی هستم و برای چی توی این دنیا هستم ولی ایندفعه نه با حس خشم با حس عشق و امنیت و دوباره خودمو مرور کردم مدام مرور کردم ، متوجه شدم که واقعا درونم مهندس هست و شغلم و رشتم را درست اومدم ولی دیگه دنبال فرار از چیزی نبودم دنبال ساختن بودم همینطور هر روز به کارهام عشق دادم و میدم. تا اینکه مدیر عوض شد و کسی را معاون خودش کرد که مستقیم با من کار میکنه و دقیقا در راستای پیشرفت من هست ایده هامو درک میکنه، همکاری فوق العاده داره و محل کارم برای من شده محل تجلی روحم چند روزی هست که متوجه این لطف بی پایان جهان هستم و بسیار ممنون 💐💐💐💐💐💐💐💐🌸🌸🌸🌸🌸 برای همتون بهترینها و عشق خدا را میخوام
پاسخ
-0
انصراف

Parinaz 17 آذر 98
خانم هروی جان من بعد از دوره های شما کلاس یوگا رفتم و موفقیت تحصیلی داشتم و در کلاس زبان تاپ مارک شدم با اینکه استاد من فوق العاده سخت گیر هستن😉حتی ایشون بهم گفتن چقدر انرژیت بالاست دوست ندارم کلاس شما رو از دست بدم و هر ترم خودشون به مدیریت درخواست میدن که با کلاس ما باشن 😍 من قبلا از اینکه خودم باشم به شدت میترسیدم با اینکه زیبایی ظاهری دارم اما همیشه فکر میکردم این من خوب نیست.. شاید باور نکنید اما از اینکه بدون آرایش من رو ببینند میترسیدم.. و خودم رو مخفی میکردم بعد از دوره عزت نفس نمیدونم چی شد دیگه از اون ترس خبری نیست دیگه خودم رو با همین چهره دوست دارم دیگه بدون آرایش ظاهر میشم یا آرایش کمی دارم.. ولی همه منو بیشتر از قبل دوست دارن و میگن زیباتر شدی..مررررسی از زحمات شما
پاسخ
-0
انصراف

Paria 15 آذر 98
سلام خانم هروی عزیزم . من ب کاری علاقه داشتم ک بخاطر مخالفت های پدرم و اینکه منو ناتوان میدیدن و منم اینو باور کرده بودم ک نا توانم، نمیتونستم اون کارو انجام بدم اما حالا مشغول شدم و گالری خودمو دارم .الان اتفاقا خداروشکر میکنم پدرم مخالفم بودهچرا که تلاش بیشتری کردم که خودمو ثابت کنم. تو کارم کم نیارم و همین مخالفت ها باعث شد تو ۲۸ سالگی هم شغل و درآمد خوب خودمو داشته باشم هم خونه بخرم یه وقتا میگم اگه بابا مثل پدرای دیگه بود یعنی من این همه دستاورد خوبو داشتم؟ مررررررررسی از شما ک کمکم کردید بلند بشم
پاسخ
-0
انصراف

$/R 15 آذر 98
سلام خانم هروی عزیز من الان به مدت دوسال هست که پیج و کانال شمارو دنبال میکنم و همون ابتدا همه ی فایل های رایگان شمارو گوش کردم و بزرگترین دستاوردم از گوش کردن فایلاتون این بود که بعد ده سال با وجود یه دختر کوچیک و همسر بسیار سخت گیر درسو شروع کردم و الان دانشجوی سال دوم روانشناسی هستم ، الان مدت سه ماه هست که دوره کامل پکیجتونو تهیه کردم و توی این مدت سه ماهه دستاوردهای خوبی داشتم یکیش این بود که خیلی خودم به ارامش درونی رسیدم و باعث شد که همسرمم که به شدت پرخاشگر بود الان خیلی ارومو خوب شده، یکی از علت هایی که من رشته روانشناسی انتخاب کردم همین خود شما بودید وقتی دیدم که چقد به ادما اگاهی هدیه میدید و چقدر حس خوبی بهتون دست میده منم خیلی دوست داشتم ، و باورتون نمیشه که شما بزرگترین استاد من هستید توی درسام من فقط برای یادگیری بهتر این رشته ویس های شمارو گوش میدم بارها و بارها، و با وجود مخالفت همسرم برای رفتن به دانشگاه تونستم با عزت نفس و اعتماد نفس بالا تلاش بکنم برای رسیدن به خواستم و الانم ایشون واقعا تحسینم میکنه
پاسخ
-0
انصراف

فآطمھ پورطاهری 15 آذر 98
خانم هروی من از وقتی باشما اشنا شدم به شدت کتابخون هم شدم و خیلی از،کتابا یاد گرفتم من خیلی از سایه هامو پیدا کردممم و روشون کار میکنم به رفتارم خیلی اگاه شد و.جاهایی که تظاهر میکنم و خود دروغینم نشون میدم بهش حدودی اگاهم و اینم بگم منی که همش انگشت اتهامم به سمت دیگران بود حالا هراتفاقی،میفته میام از درونم سوال میکنم علتش چی بوده....من به لطف اموزشای شما سرپرستی یک بچه رو تو کمیته امداد قبول کردم و ماهیانه به کارتش پول میریزم و یکی از ارزوهام اینه هم تعداد این بچه ها بیشتر بشه و هم بتونم پول بیشتری بریزم براشون من همه اینارو مدیون رشد خودم با اموزشای شما میدونم...و تو راس همه چیز خداست خدا هست که خواست من باشما اشنا بشم😍
پاسخ
-1
انصراف

fatemeh zahra 15 آذر 98
سلام خانوم هروی عزیز من بازم اومدم بادستاورداما این بار ی جور عجیبی ی چیزایی فهمیدم که خودم چن روز رفتم توفکر راستش من یه مشکلی داشتم اونم این بود که همه منو ب چشم‌یه ادم باجنبه میدیدن! کلا سرزبون همه بود ک من خیلی باجنبع ام جنبم زیاده و اینا...خودم تاحدودی قبول داشتم اما مشکلاتی ک برام درپی داشت این بود که من گاهی توانایی گفتن جمله ناراحت شدمو نداشتم!اینکه بعضی حرفااذیتم میکرددلم نمیخواس بعضی از دوستام باهام بدشوخی کنن اصلاتوانایشونداشتم!راستش ناراحتم نمیشدم سوال اخیرم بودمگه میشه کسی بهت این حرفوبزنه و توناراحتتت نشیییی🤔مگه میشه کسی انقدبه حریم شخصیتوشخصیتت توهین کنه و توووو بی تفاوت باشی؟؟!!! خیلی برام سوال شدحتی این سوال دوسال توذهنم بودومن خیلی پِیشوگرفتم ولی نمیرسیدم ب نتیجه! تااینکه اینهفته توجمع دوستانم ب من باز توهین شد طبق روال خنثی بودمو ب روی خودم نیاوردم ولی اون فردای اون روز برای اولین باررررر دلم خواست دیگ این رفتارابرام تکرارنشه!جواب پی ام دوستاموندادم!حتی سعی کردم ارتباط کلامی نداشته باشم باهاشون و تقریبافاصله گرفتم !ب خودم گفتم بایدبفهمم مشکل کجاس دلم نمیخواس دیگه انقد رفتارمسموم بقیه رو تحمل کنم البته ک خودمم مقصربودم اما میخواستم پیداکنم دلیلو!حس خوبی گرفتم حس کردم داشتم باواکنش ندادن ب روحم ب وجودم بی احترامی میکردم!خیلی حس خوبی دارم خیلی و اماااا من فهمیدم مشکلم برمیگرده به بچگیام من از اون اولش ادمی بودم ک زود ناراحت میشدم و ب عبارتی ی دختر نازنازو بودم😃 اماانقداونموقع همه میگفتن چقدبی جنبه ای چراانقدددد زودناراحت میشی من ازاون موقع تصمیم گرفتم ادمی بشم مطابق میل بقیه ادمی ک ناراحت نمیشه اصلااا ادمی ک همه باهاش خوبن و همه اجازه دارن هرحرفی دوس دارن بزنن بهش! حتی این اواخر یکی بهم گف توخیلی ریلکس و بیخیالی!خیلی سعی میکنی ناراحت نشی!وبرای همینم ارتباطشوقطع کردبامن!ازاونجابودک ذهنم درگیرشش شد وامروز بودک فهمیدم من نقابِ باجنبه بودن و بیخیال بودن زدم ب صورتم تا ویژگی ک برامن بودوپنهان کنم! نمیدونین چقدددد حس سبکی دارم چقددد حالم خوبه 😍الان دیگ خیلی بیشترخودمودوس دارم بیشتروبیشتراز قبل خیلی بهم حس خوبی داد که تونستم پیداکنم مشکل بزرگمو ک سالهاست رنج میبردم ازش اصلاازینکه ب خودِ واقعیم نزدیک میشم بیشتر ارزش خودمو میفهمم ازت خیلی ممنونم سودددده جون خیلی دوست دارم😌🌞❤️
پاسخ
-1
انصراف
فاطمه 16 آذر 98
چقدر عالی آفرین👏
-1

فاطمه 11 آذر 98
سلام به همه زندگی سالمی ها و خانوم هروی عزیز من برای اولین باره که پیام میزارم قبلا جذابیت درونی رو تهیه کردم الانم فایل ۶ عزت نفس رو گوش دادم و انگار یه شوک بهم وارد شده و اشکم درومد با مطالبی که عنوان کردین و من با تموم گوشتو پوستم حس کردم حرفاتونو نمدونم چطور حسم رو عنوان کنم فقط میتونم بگم چقدر خدا خوب میشنوه بنده هاشو‌... راستش قبل از تهیه دوره من همیشه حس میکردم یچیزی سر جاش نیس آرومو قرار نداشتم هیچی منو اقناع نمیکرده ادامه تحصیل، کار و یا رابطه خوب...اونموقع ها میگفتم خدایا واقعا گره وجودی من چیه و ازش میخواستم علتش رو متوجه شم و حالا که فایل هارو گوش میدم با تموم وجودم متوجه شدم خدا شنیده منو... من بخاطر از دست دادن یکی از عزیزام (که واسه خودمم سنگین بود هنوز که هنوزه) تو بچگی همیشه میخواستن و میخواسم جاشو واسه خونوادم پر کنم کاریو بکنم که اون میکرده رفتاریو داشته باشم که اون داشته یا رفتاریو بکنم که اون خلا رو حس نکنن خونوادم... چون با اون سن کمم میشنیدم که مقایسم میکنن ک فلانی اونطوری بود و... این انگار واسم درونی شده بود انگار هم نقش اونو بازی میکردم هم یجاهایی نقش خودم رو و گاهی این دوگانگی رو حس میکردم بعد از ۱۰-۱۵ سال بجایی رسیده بودم که فکر میکردم خودم نیسم از هیچی لذت نمیبرم و... خیلی حس بدی بود با وجود اینکه بقیه منو موفق و پرتلاش میدیدن ولی خدا رو هزاران مرتبه شکر میکنم که شمارو سر راه من قرار داده دعام کنید بتونم موفق باشم و درست پیش برم در ضمن امروز روز تولدمم هس این تکون خوردنو به خود اومدنه واسه اینکه خودمو بهتر و بیشتر بشناسم بهترین هدیه بوده واسم
پاسخ
-0
انصراف
صدیقه 14 آذر 98
مبارک باشه تولدت . انشاالله منم گره یا همون طلسم روانی خودم پیدا کنم . خیلی درگیرشم
-0

فاطمه 11 آذر 98
سلام به همه زندگی سالمی ها و خانوم هروی عزیز من برای اولین باره که پیام میزارم قبلا جذابیت درونی رو تهیه کردم الانم فایل ۶ عزت نفس رو گوش دادم و انگار یه شوک بهم وارد شده و اشکم درومد با مطالبی که عنوان کردین و من با تموم گوشتو پوستم حس کردم حرفاتونو نمدونم چطور حسم رو عنوان کنم فقط میتونم بگم چقدر خدا خوب میشنوه بنده هاشو‌... راستش قبل از تهیه دوره من همیشه حس میکردم یچیزی سر جاش نیس آرومو قرار نداشتم هیچی منو اقناع نمیکرده ادامه تحصیل، کار و یا رابطه خوب...اونموقع ها میگفتم خدایا واقعا گره وجودی من چیه و ازش میخواستم علتش رو متوجه شم و حالا که فایل هارو گوش میدم با تموم وجودم متوجه شدم خدا شنیده منو... من بخاطر از دست دادن یکی از عزیزام (که واسه خودمم سنگین بود هنوز که هنوزه) تو بچگی همیشه میخواستن و میخواسم جاشو واسه خونوادم پر کنم کاریو بکنم که اون میکرده رفتاریو داشته باشم که اون داشته یا رفتاریو بکنم که اون خلا رو حس نکنن خونوادم... چون با اون سن کمم میشنیدم که مقایسم میکنن ک فلانی اونطوری بود و... این انگار واسم درونی شده بود انگار هم نقش اونو بازی میکردم هم یجاهایی نقش خودم رو و گاهی این دوگانگی رو حس میکردم بعد از ۱۰-۱۵ سال بجایی رسیده بودم که فکر میکردم خودم نیسم از هیچی لذت نمیبرم و... خیلی حس بدی بود با وجود اینکه بقیه منو موفق و پرتلاش میدیدن ولی خدا رو هزاران مرتبه شکر میکنم که شمارو سر راه من قرار داده دعام کنید بتونم موفق باشم و درست پیش برم
پاسخ
-0
انصراف

Maryam 3 آذر 98
سلام سوده عزیزم و درود به همه زندگی سالمی های خوشبخت چرا که کسی نیست با داشتن این دوره ها و سوده عزیزم احساس خوشبختی نکنه من مدتهاس دوره ها رو تهیه کردم و دستاوردهای بی نظیری داشتم رابطه ی بیمار و مسمومی رو تموم کردم که ناشی از نداشتن عزت نفس و نشناختن گنج درون بود و ۵سال عذابم داد و رهاش نمیکردم کارم به طور معجزه ‌وار پیشرفت کرد قراردادهایی بستم که همکارانم با سابقه بیست ساله نتونسته بودن این مبالغ رو دریافت کنن حتی آدما تو خیابون وقتی رد میشن دقیقا از کلمه جذاب برای تعریف از من استفاده میکنن نهایتا خیلی آروم و خوشحالم اما الان که دوره ها رو دارم مرور میکنم برای چالش ۴ماهه میبینم بعضی جاهامن اشتباه متوجه درس ها شدم و دوست داشتن خودم رو با غرور اشتباه گرفتم البته انقدر نامحسوس که تا به بن بست نخوردم متوجه نشده بودم دیدم دیگه پیشرفتی ندارم حالا دارم اصلاحش میکنم امیدوارم به هدف چالش برسم همونطور که در چالش سه ماهه ماشینی که خواسته بودم بدست آوردم ممنونم سوده عزیزم برای احساس خوشبختی که بهم دادی دیگه نه تنهایی نه مشکلات کاری نه حتی خاطرات بد گذشته آزارم نمیده
پاسخ
-1
انصراف

Maryam 3 آذر 98
سلام سوده عزیزم و درود به همه زندگی سالمی های خوشبخت چرا که کسی نیست با داشتن این دوره ها و سوده عزیزم احساس خوشبختی نکنه من مدتهاس دوره ها رو تهیه کردم و دستاوردهای بی نظیری داشتم رابطه ی بیمار و مسمومی رو تموم کردم که ناشی از نداشتن عزت نفس و نشناختن گنج درون بود و ۵سال عذابم داد و رهاش نمیکردم کارم به طور معجزه ‌وار پیشرفت کرد قراردادهایی بستم که همکارانم با سابقه بیست ساله نتونسته بودن این مبالغ رو دریافت کنن حتی آدما تو خیابون وقتی رد میشن دقیقا از کلمه جذاب برای تعریف از من استفاده میکنن نهایتا خیلی آروم و خوشحالم اما الان که دوره ها رو دارم مرور میکنم برای چالش ۴ماهه میبینم بعضی جاهامن اشتباه متوجه درس ها شدم و دوست داشتن خودم رو با غرور اشتباه گرفتم البته انقدر نامحسوس که تا به بن بست نخوردم متوجه نشده بودم دیدم دیگه پیشرفتی ندارم حالا دارم اصلاحش میکنم امیدوارم به هدف چالش برسم همونطور که در چالش سه ماهه ماشینی که خواسته بودم بدست آوردم ممنونم سوده عزیزم برای احساس خوشبختی که بهم دادی دیگه نه تنهایی نه مشکلات کاری نه حتی خاطرات بد گذشته آزارم نمیده
پاسخ
-0
انصراف

2 آذر 98
من یک زن سرشناس بودم که در اثر یک شوک دچار بیماری اختلال اضطراب شدم. این دوره کوتاه تونست تاثیرات بزرگ روی زندگی من بزاره و زندگی من تغییر کرد و بیماریم رو تونستم کنترل کنم. من ۱۰ سال سیگار میکشیدم الان ترک کردم دوره عزت نفس رو گذروندم و متوجه علت اون سیلی که جهان بهم زد شدم و فکر میکنم توی مسیر درست قرار گرفتم حالم خیلی بهتر شده ، رابطه ام با پارتنرم خوب نبود چون عزت نفسم کم بود والان دارم رابطه ام رو میسازم و رابطه ام خیلی رابطه ام بهتر شده ، من یک ماهه که شروع کردم و واقعا نتایجی خیلی خیلی شگرف در زندگیم دیدم. امیدوارم هر چی که میخواید که رو خدا بهتون بده
پاسخ
-0
انصراف

27 آبان 98
سوده جان نمیدونم چطور از حالم برات بگم. اینقدر "حال من خوبه" و اینقدر "چیز های خوب" توی خودم پیدا کردم و اینا همه باعث شده که خیلی "قدر خودم" رو بیشتر بدونم. الان واقعا به خودم افتخار میکنم و همش میگم نمیدونم چرا قبلا اینجوری قدر خودم رو نمیدونستم. من وقتی از یه رابطه بیرون اومدم حالم خیلی بد بود و دوره ها رو شروع کردم و 4 ماه از کار کردنم روی خودم میگذره و الان حالم خیلییییی خوبه. من ایران نیستم ولی به همه ی دوستای اینجامم گفتم که حتما نباید یه مشکلی داشته باشید که روی خودتون کار کنید . آدم سالم باید همیشه خودش رو پرورش بده و روی خودش کار کنه. الان بجایی رسیدم که حتی برای آدمایی که منو اذیت میکنن ک هم دعا میکنم و حالم خیلی خوبه .❤️❤️❤️❤️❤️❤️مرسی سوده جان . ب امید موفقیت همه زندگی سالمی که بتونن حال منو تجربه کنن
پاسخ
-0
انصراف

💟💕 Ⓜ️💣jde 💕💟 19 آبان 98
سلام خانوم هروی عزیز من حدودا چند ماهه پیش از کار بیکار شدم با اینکه کارمند خوبی بودم و وظیفه شناس بودم ولی خوب از اون کار اومدم بیرون با کسی تو همون محیط کارم دوست شده بودم که بعدا فهمیدم هم زمان با من با کس دیگه هم دوس بوده ولی باز من خودمو گول زدم که اون من و دوس داره وقتی از شرکت اخراج شدم فکر این که کارم و از دست دادم و اون آقا رو دیگه نمیتونستم ببینم داشت دیوونم میکرد تا به امروز ۵ تا رابطه نا موفق دیگه داشتم با اینکه تو رابطه قبلیم نماز میخوندم و خوخواهانه از خدا میخواستم اون آدم باید عاشقم بشه و باهام ازدواج کنه که اونم منجر ب شکست شد. من ۳ سال زندگیم متوقف شده بود. تا اینکه باز به زور دعا و نماز از خدا خواستم این آقا(همکارم)برگرده که برگشت باز بیشتر از دو ماه نگذشت که دوباره رابطم خراب سد. من این بار شروع کردم به نماز خوندن واسه خود خدا و تو سردرگمی خودم بودم که یکی از دوستام فایل صوتی شما رو فرستاد گوش کردم حرفاتون ب دلم نشست ازش خواستم کانالتونو بهم بده باز گوش کردم بارها و باره فایلای رایگانتونو گوش کردم تا اینکه تصمیم گرفتم با اینکه بیکار بودم پول چندانی نداشتم فایلا کلاساتونو تهیه کنم. و با تهیه کردن فایلاتون از اون روز اول معجزه رو دیدم هر روز واسه خودم کلاس میذاشتم دوره جذابیت و گوش میکردم و بیشتر میفهمیدم چقد دلم برای خودم تنگ شده چقد زیاد بی اهمیت ب خواسته های خودم بودم من فقط واسه دیگران زندگی میکردم. انگار دوباره متولد شده بودم تمام اون دعاهای فراخوانی یه آدم و کنار گذاشتم تمرینارو کامل انجام دادم کم کم تمام اون عادتای زشت رفتارای تند خویانه ام کم شد حتی خانواده ام متعجب بودن از این همه تغییر فقط تو ۲ هفته. از خدا خواستم یه عشق عالی رو به زندگیم بیاره و همین دیروز هم تو مصاحبه کاری که دقیقا میخواستم موفق شدم. الان دارم عزت نفس و گوش میدم و اجرا میکنم . 🙏🙏شما معجزه زندگی من بودید که از غفلت و گمراهی نجاتم داد. به امید دستاوردای بهتر. خدا قوت خانوم هروی دوس داشتنی
پاسخ
-0
انصراف

👸 19 آبان 98
پیش بهترین مشاور های تهران رفتم ولی همیشه عصبی بودم و اطرافیانم همیشه اینو به من میگفتن ولی بعد از گوش دادن به دوره های شما، من نوع دیگه رفتار و بینش رو انتخاب کردم و به طرز خارق العاده ای مشکلم حل میشد . بزرگترین بردی که داشتم این بود که به نقطه ای رسیدم که فهمیدم این منم که باید برای بهتر شدنم باید تلاش کنم.
پاسخ
-0
انصراف

mali & maliyati heidarian 14 آبان 98
احساس بی ازرش ناشی از طلسم های روانی در کودکیم منو قفل کرده بود که احساس توانایی نکنم و حسم این باشه من توانایی پیشرفت بیشتر را ندارم مخضوصا قبول نشدنم در رشته انتخابیم که وقتی فکر میکنم اصلا نه انتخابم نه روشم برای هدفم اصلا درست نبوده. دیگه خودم را ناتوان نمی بینم در نتیجه از امتحان و تجربه چیزای جدید نمی ترسم من نه تنها سنم را مانع خوشبختیم نمیدونم بلکه به خودم افتخار میکنم که خیلی پرانرژی هستم. از تنهاشدن نمیترسم و این کامپلکس روانی که همسرم ایجاد کرده بود من نمیتونم تنها زندگی کنم رفع کردم. مدام با خدا حرف میزنم و از خلوتم لذت میبرم. خواسته هام از همسرم سلامت روحی و جسمی بود که الان میبینم اعتیادشو ترک کرد و کلاس تی آر ایکس ثبتنام کرد.در ضمن همسرم خیلی متعجب بمن نگاه میکنه انگار از نوع رفتار جدید من شوکه شده و آدم جدیدی را مقابل خودش می بینه و با وجود غرور زیادی که دارد بمن گفت تو خیلی شخصیتت فرق کرده.تشکر میکنم از این کانال
پاسخ
-0
انصراف

Sm.kh 14 آبان 98
سلام خانوم هروی عزیز. به خاطر خیانت شوهرم خودم میسوختم و جوری زجه میزدم که از خدا می خواستم اونم منو تو اون حال نبینه و حالا این آگاهی چه زیباس که جواب چراهارو کامل پیدا کردم و کلا فرمول زندگی که همیشه و سالها دنبالش بودم رو پیدا کردم. ۱۴ تا از گره ها و طلسم هام رو پیدا کردم چیزی که باعث تکرار تجربه های تلخ و از یک نوع میشد و من همیشه متعجب بودم که چرا همش برام تکرار میشه.چیزی که برام خیلی جالب بود سه روز بعد از شروع جذابیت درون شوهرم که زندگیم رفته بود برگشت و من قبول نکردم و هنوز هم اصرار به برگشت داره کسی که به اصرار شدید خودش از زندگیم رفت.خانوم هروی عزیز شما ثواب بینهایت میبرین چون باعث شدین من رفتارم حتی با بچم آروم بشه دیگه عصبانی نشم و داد نزنم و چقدر از درون آروم و سبک شدم.منی که همیشه فکر میکردم حتما باید مذکری تو زندگیم باشه و فقط و فقط با عشق کامل میشم حالا اولین باره که تونستم به تنهایی احساس کامل بودن بکنم و از عشق به خدا لبریز از خوشحالی و سرور بشم و چه دستاوردی بالاتر از اینکه شما باعث شدین عاشق خدا بشم
پاسخ
-0
انصراف
Marziye 27 آبان 98
تبریک میگم عزیزم😍❤💎
-0

Morita 14 آبان 98
سلام خانم هروی عزیز، میخواستم ازتون تشکر کنم بخاطر اینکه هستین. من ۲۹ سالمه و چند بار پیش روان پزشک و مشاور رفتم و بعد از ۵ ساعت صحبت کردن تنها جوابی که گرفتم این بود که افسردگی دارمو راههایی که پیشنهاد کردن منو به سوی خودکشی برد تا درمان. من متاهل هستم ولی قبل از ازدواج انگار یه آدم دیگه بودم، همیشه شاد بودم ولی بعد از ازدواج تا الان که ۶ سال میگذره انگار شخصیت من ۶ بار طی سال ها عوض شده. چون همیشه خواستم خودمو با شرایط همرنگ کنم ولی نه تنها خودم از خود واقعیم دور شدم بلکه از چیزی هم که دیگران انتظارشو داشتن هم دور شدم. یکی از دلایلی که به پیج شما علاقمند شدم این بود که شما با همه ی روانشناسا فرق دارین، من خسته شدم از اینکه زندگیمو برای کسی تعریف کنم و هر کس یک برداشتی بکنه، ولی دوره های شما طوری طراحی شده که شما همه چیزو میگین و آدم خودش قشنگ میفهمه کجای زندگیش ایراد داره. اولین دستاورد من این بود که تصمیم گرفتم دوره های شمارو با پولی بخرم که خودم بدست میارم. قبل ازدواج و بعد ازدواج هم به لحاظ مالی تامین بودم ولی هربار حس‌ خیلی بدی از این کار داشتم. تصمیم گرفتم از اینجا خودم بودن رو شروع کنم و خودم برای خودم کسب درآمد کنم. دستاورد دومی که کسب کردم این بود که من واقعا افسرده بودم و دلیلش این هستش که از روزی که ازدواج کردم دیگه با اعتقادات خودم زندگی نکرده بودم. نه اختیار نه حق انتخاب، و نه توجهی که بهش نیاز داشتم.همسرم آدم ولخرجی هستش و خیلی رفیق باز، عاشق مشروب و قیلونو سیگار، که متاسفانه هیچ کدوم از اینهارو قبل از ازدواج نداشت. و البته آدم فوق العاده مهربون برای دیگران مخصوصا خانم ها. من همیشه سعی میکردم کاری کنم که مثل قبل با هم خوب باشیم و طرف این چیزا نره ولی متاسفانه بیشتر جذب دوستاش میشد تا من. و همیشه اصرار میکرد که من هم باید باهاش برم. ناگفته نماند که آدم هایی که من دوست داشتم از نظر همسرم آدم های افسرده بدبخت بودن. من همیشه تحقیر میشدم چرا مثل زن های دیگه نیستم. همیشه به شخصیت من و خانوادم توهین میکرد بدون هیچ دلیلی...با همسرم ‌سالی ۲ بار مسافرت خارج میرفتیم و همسرم اعتقاد داشت برای همین تو باید قدرمو بدونی بزاری هرکاری میخوام بکنم چون من تورو آوردم سفر ولی خواهرتو هیچکی نمیبره سفر....ویترین زندگی ما خیلی زیبا بود و همه حسرت میخوردن ولی من هر روز تو خونم گریه میکردم. حتی همسرم علاقه نداشت با من صحبت کنه بپرسه از چی ناراحتم. ولی من الان تصمیم گرفتم خودم باشم، دیگه تو جمع هایی که دوست ندارم شرکت نمیکنم، من در خانواده ای بزرگ‌شدم که تحصیلات خیلی مهم بود. خواهرم دکتر بود، برادرم مهندس، من عاشق نقاشی بودم، ولی هیچ وقت با کلاس رفتن من موافقت نشد، الان بعد از این همه سال من معلم نقاشی شدم بدون اینکه کلاسی رفته باشم، هم آموزش میدم و هم سفارش میگیرم. هیچ کس باور نمیکنه که من بدون کلاس رفتن میتونم انقدر خوب تمام سبک ها و تکنیک هارو نقاشی کنم، ولی الان صدای درونیم میگه آره، این کاریه که وقتی انجامش میدی من ازت راضیم.
پاسخ
-0
انصراف

الهه 8 آبان 98
سلام خانم هروی عزیزم.اول که از طلسمها گفتید اصلا نفهمیدم چی هستن و باید چکار کنم.اما تو یه دستاورد شنیدم رابطه ای که پدر و مادرم با هم داشتن هم میتونه طلسم زندگی من باشه.دقیق تر شدم و دیدم که هر رابطه ناخوشایندی که از اونها دیدم از عدم ابراز علاقه جلو ما بچه ها ،ندادن خرجی و گلایه های مادرم،کار کردن و مسئولیت تمام کارهای خانه،نبودن صمیمیت بین انها و شکست مالی پدرم ...همه همه با اینکه اصلا ازشون خوشم نمیومد و همیشه ازش فرار میکردم تو زندگی من با همسرم پیش اومد.با اینکه هنوز هم واقعا رابطه اون مسائل و با زندگی خودم نمیدونم ولی همه رو مکتوب کردم امیدوارم با شناسایی این طلسمها بتونم راههای روشنی رو به زندگیم باز کنم و دستاوردهای بزرگی رو براتون ارسال کنم..
پاسخ
-0
انصراف

Minoo 8 آبان 98
سلام سوده ی عزیزم ...میخوام باهاتون حرف بزنم قبلا هم براتون پیام داده بودم ولی اینبار پیامم متفاوت تره ...من دوره ها رو گوش کردم فایلها رو همینطور ...دستاوردهای کوچک قشنگی داشتم اما ته دلم اروم نبود...خودم به خودم به امید میدادم.... هربار که دوره ها رو از اول شروع میکردم وسط راه ایست میخوردم اما پا پس نکشیدم هربار سعی کردم قوی تر شروع کنم...نشستم به نوشتن مسائل روزانه ام به نوشتن نکات فایل های دستاوردها نوشتن نکات فایل های داخل کانال اینقدر خودمو مشغول دوره و کانال کردم که دیگه فرصت برای ناراحتی نداشتم....یروز بخدا گفتم خدا یه نشونه بهم بده که راهم درسته....و از اون روز کتاب هایی بدستم میرسه که راه نشونم میده...من سال هاست از محل کارم ناراضیم میخاستم بیام بیرون جور نمیشد اما در عرض یک ماهه گذشته به بهترین شکل جور شد و امدم بیرون خیلیا مخالفت کردن ولی من روی تصمیمم قاطعانه موندم و گفتم من کار بهترر پیدا میکنم میرم جاییکه بهم احترام بزارن...و الان کلی پیشنهاد کار مختلف دارم. و مشغول بررسی هستم تا ببینم کدوم بهتره
پاسخ
-0
انصراف

❤️ 8 آبان 98
همسرم برای کتک هایی که به من میزد نتنها ناراحت نبود بلکه میگفت کار خیلی خوبی کردم .براساس عزت نفس پایین انتخابی کردم که این اختلافات زیاد باعث درگیری های شدید بین ما شد .دوره جذابیت درونی رو برای هفتمین بار شروع کردم و این بار عمیقا روش متمرکز شدم و بعد روی دوره عزت نفس و طلسم های روانی و عقده های روانیم کار کردم روی خودم کار کردم .به هفته نکشید اون همسر من که حاضر نبود قدمی برای رابطه برداره، الان اخلاق و رفتارش خیلی تغییر کرده و من این همه تغییرات همسرم رو فقط از تغییراتی که روی خودم دادم میبینم
پاسخ
-0
انصراف

man 8 آبان 98
من با یه شوک عاطفی، سفر خودشناسی رو شروع کردم، زمانیکه فکر میکردم خیلی عالیم.اولین دستاوردم آرامش بود و بعد در دوره عزت نفس مبحث سایه ها خیلی کمکم کرد تا ریشه مشکلاتم با همسرم رو فهم کنم.من هر سه دوره رو بارها و بارها کار کردم و.همش میگم کاش که زودتر آشنا شده بودم که این ضربه ها رو نمیخوردم .یکی از بزرگترین دستاوردهای من مسئله مالی بود، قبلا همش حیاب کتاب میکردم چرا همسرم برای خانواده اش خرج میکنه ولی برای من نه؟ از زمانی که روی خودم کار کردم و این مسئله رو هم رها کردم اتفاقی که افتاده اینه مبلغ پولی که به دستم میرسه خیلی بیشتر از اونیه که من قبلا حتی انتظارشو داشتم، خیلی راحتر خرج میکنم ولی پس اندازمم بیشتر شده.کلماتی رو دارم از همسرم میشنوم که بعد ۲۷ سال زندگی مشترک تا حالا نشنیده بودم.الان به خواسته های من احترام میگذاره به علایق من.من در مواجه با چالش های زندگیم هم خیلی قویتر شدم با اینکه یک تصادف شدید داشتیم من اونقدر با ارامش برخورد کردم که همه میگفتن تو چطوری تصادف بچه هات رو تحمل کردی .اولش فکر میکردم بچه هایی که دستاورد میفرستند اغراق میکنند ولی الان‌میبینم داره برام اتفاق می افته
پاسخ
-0
انصراف

Maryam khosrokiani 3 آبان 98
عالي بود
پاسخ
-0
انصراف

man 28 مهر 98
با یه شوک عاطفی، سفر خودشناسی رو شروع کردم، زمانیکه فکر میکردم خیلی عالیم.اولین دستاوردم آرامش بود و بعد در دوره عزت نفس مبحث سایه ها خیلی کمکم کرد تا ریشه مشکلاتم با همسرم رو فهم کنم من هر سه دوره رو بارها و بارها کار کردم فکر میکنم .همش میگم کاش که زودتر آشنا شده بودم که این ضربه ها رو نمیخوردم .یکی از بزرگترین دستاوردهای من مسئله مالی بود، قبلا همش حساب کتاب میکردم چرا همسرم برای خانواده اش خرج میکنه ولی برای من نه؟ از زمانی که روی خودم کار کردم و این مسئله رو هم رها کردم اتفاقی که افتاده اینه مبلغ پولی که به دستم میرسه خیلی بیشتر از اونیه که من قبلا حتی انتظارشو داشتم، خیلی راحتر خرج میکنم ولی پس اندازمم بیشتر شده.کلماتی رو دارم از همسرم میشنوم که بعد ۲۷ سال زندگی مشترک تا حالا نشنیده بودم.الان به خواسته های من احترام میگذاره به علایق من.من در مواجه با چالش های زندگیم هم خیلی قویتر شدم با اینکه یک تصادف شدید داشتیم من اونقدر با ارامش برخورد کردم که همه میگفتن تو چطوری تصادف بچه هات رو تحمل کردی اولش فکر میکردم بچه هایی که دستاورد میفرستند اغراق میکنند ولی الان‌میبینم داره برام اتفاق می افته
پاسخ
-0
انصراف

😍😍 28 مهر 98
✅چراغ سبزهایی که در زندگی من روشن شدند .از چالش 4ماهه فوق العاده نتایج عالی گرفتم رفتار خانواده و حتی غریبه ها با من تغییر کرده و من اینو به وضوح میبینم .با دوره عزت نفس رابطم با خانوادم واقعا زیر و رو شد نکات خیلی کلیدی و از خودم پیدا کردم که فکر نمیکردم اینا به عزت نفس برگرده واقعا کاربردی بود .دستاورد من از دوره جذابیت درونی این بود من دانشجوی پزشکی هستم یکی از اقوام خیلی دور ما که ساکن آلمان هست شرایطی فراهم کرد که یک ماه در بیمارستانی در آلمان دوره ببینیم و چندین کشور دیگه رو هم ببینم با وضعیت موجود که خیلی سخت ویزا داده میشه با هزینه ی خیلی کم همه اینها انجام شد؛ این موضوع برای من کم از معجزه نبود .بعد از برگشتنم تونستم کار پیدا بکنم به دانشجویی با شرایط من به سختی ممکن بود کار با حقوق خوب داده بشه، ولی من کاری پیدا کردم که هم دوستش دارم هم حقوق خوبی داره (جزیره گنج)به آرزویی ک از بچگی داشتم رسیدم و عضو تنها گروه دوبلاژ مشهد شدم و بلافاصله پذیرفته شدم و نقشی عالی بهم داده شد در حالیکه سالها بود دنبال چنین گروهی بودم و برای من نشده بود و من فکر میکنم اینم از اون چراغ های سبزی بود که دوره جذابیت درونی برای من روشن کرد
پاسخ
-0
انصراف

Siminkia 27 مهر 98
عالي
پاسخ
-0
انصراف

Siminkia 27 مهر 98
عالي
پاسخ
-0
انصراف

Maryam 10 مهر 98
پاسخ
-1
انصراف

Sama 10 مهر 98
عالي
پاسخ
-0
انصراف

اذر 1 مهر 98
سلام خانم هروی عزیز من دوره جذابیت درونی ۱ رو تهیه کردم و بعدش جزیره گنج. ولی توی جزیره گنج گیر کردم، راستش عقده ها و طلسم هامو نمیتونم پیدا کنم، با وجود ظاهر خوب رها میشم، بهترین موقعیت ها میاد ولی میره به نظرتون عزت نفس رو اول تهیه کنم؟
پاسخ
-3
انصراف

زهرا 28 شهريور 98
خانم هروی عزیزم، الان داشتم اون فایل اخرتون رو که چرا انرژی مثبت میدم اما ...گوش میدادم و دقیقا تو همون احوالاتی بودم که شما داشتید تعریف می کردید، هنوزم به قول شما اون پایینم، و حال و احوالاتم واقعا سینوسیه، ولی الان حس سنگین عدم عزت نفس حقیقی بهم فشار میاره، اولین باره دارم براتون پیام میفرستم، این مدت تغیراتی تو زندگیم اتفاق افتاده، ولی اون حال خوب حقیقی که همیشه با من باشه هنوز بهش نرسیدم، شاید به قول شما هنوز اماده ی دریافت خواسته هام نیستم ، من ده ساله که از خدا یه چیز و میخوام هنوز بهش نرسیدم، امیدوارم هر بار که میرم ته روانم بتونم دست پر برای ادامه راه بیرون بیام
پاسخ
-0
انصراف

بهار 16 شهريور 98
سلام من خیلی دوست دارم فایلاتونو تهیه کنم اما از نظر مالی واقعا در شرایط خوبی نیستم
پاسخ
-0
انصراف

زهرا 29 مرداد 98
کاش منم میتونستم تهیشون کنم خیلی لازم دارم ولی متاسفانه هزینشو ندارم 😭😭😭
پاسخ
-0
انصراف

lina 26 مرداد 98
براى هديه ميخوام
پاسخ
-0
انصراف

Venus 25 مرداد 98
سلام خدمت سوده جان هروی‌ .بسیار بسیار ازتون ممنونم بابت تهیه ی این دوره ها.با اینکه وضع مالی ضعیفی دارم ولی از خریدهای ضروریم زدم و این فایل ها رو خریدم و بنظرم ارزششو داشت. سوال من از شما اینکه بعد اینکه عقده ها وطلسمهامونو پیدا کردیم چجوری اصلاحشون کنیم؟ کاش دوره ای هم در مورد نحوه ی حل کردن طلسم ها بگین. واقعا طلسم هاس زیادی پیدا کردم از خودم ولی نحوه ی برخورد صحیح با اونها رو نمیدونم؟!
پاسخ
-0
انصراف

زهرااميدوار 6 تير 98
سلام من دوره عزت نفس رو ميخواستم كه رو گوشي بياد و دانلود كنم
پاسخ
-0
انصراف

سمیه 5 تير 98
سلام خانوم هروی عزیزم , من الان تقریبا یکساله تو کانالتون عضوم , واقعاااا عالیه , اصلا صداتون یه آرامش خاصی به آدم میده , ممنون که وارد زندگیم شدین , یکیم یه سوال داشتم وقتی ما دوره ها رو خریداری میکنیم مجددا باید از طریق اینترنت دانلودشون بکنیم یا دیگه نیاز به نت نیست , ممنون
پاسخ
-1
انصراف

شهرزاد خسروی 29 خرداد 98
من دوره ی جذابیت رو با معجزه های فراوان جسمی و روحی گذروندم, میرم واسه دوره ی بعدی, با یه دنیا دستاورد برمیگردم
پاسخ
-0
انصراف

شهرزاد خسروی 29 خرداد 98
فقط خیلی خیلی ممنونم, شما بینظیرین
پاسخ
-0
انصراف

مرجان 23 خرداد 98
من دوره جذابيت دروني عزت نفس تا اعتماد بنفس و جزيره گنج رو تهيه كردم خانم هروي اول عذرخواهي ميكنم به دليل مشغله كاري من كه اتفاقا يكي از دستاوردهاي من از دوره هاست امكان فعاليت در پيج و ندارم متاسفانه دير به دير ميتونم فعال باشم ولي هر روز توي ماشين ويس هاي چنل و گوش ميدم و روزي يك ساعت گوشي و خاموش ميكنم توي دفتر كارم درو قفل ميكنم و روي دوره ها كار ميكنم اين زمانيه كه به خودم اختصاصش دادم با وجود اين كه خيلي كارم زياد شده و حالا از دستاوردم بگم كه من رابطه اي داشتم كه هميشه دعوا بود نامزد بوديم ولي دعوا ها تمومي نداشت هر روز هر دو به جدايي فكر ميكرديم عصبي شده بودم و سر همه فرياد ميزدم دليل اينكه حداقل يك ساعت همه دنيا رو اف ميكنم و شما رو روشن ميكنم تو زندكيم اينه كه بعد يك هفته از كار كردن من ديدم نامزدم عجيب غريب شده كادو ميگرفت سركار ميامد دنبالم يه روز از اين حجم تغييرات ترسيدم گفتم نكنه اينو از دستش بدم همون موقع ها بود يه ويس توي كانال گذاشته بودين مشابه اين كه تغييرات تو باعث تغيير در ديگران ميشه رفتم خونه به خودم گفتم اگه اين تغييرات وابسته به منه خب احمق كنترل دسته تو بعد توي اون ويس گفتيد ببين رابطه براي تو چقدر مهمه اگه مهمه پس روي خودت كار كن ميدونم الان دعوام ميكنيد ولي من اون روز قسم خوردم كه تمرين هاي دوره ها رو هر روز انجام بدم و روزي يكساعت همه دنيا رو اف كنم فقط روي تمرين هاي مكتوب دوره عزت نفس و جزيره گنج كار كنم بينهايت خوب بود بخش طلسم هاي رواني اون قفل هايي كه توي جزيره گنج گفتيد چه سوالايي و كه جواب نداديد توي اون يك ساعت تمرين هاي جزيره رو اخرش انجام ميدم چون به شدت منو شارژ ميكنه برايشروع كارم من به زودي يه ويس ميفرستم چون ميخوام از موفقيت هاي كاريم بگم دوست دارم به اين شاگردتون افتخار كنيد چون دارم تلاش ميكنم و به همه بچه ها ميگم فقط انجام بديد نه يه روز هر روز نتايجش فوق العاده است
پاسخ
-0
انصراف

23 خرداد 98
من دوره جذابيت دروني عزت نفس تا اعتماد بنفس و جزيره گنج رو تهيه كردم خانم هروي اول عذرخواهي ميكنم به دليل مشغله كاري من كه اتفاقا يكي از دستاوردهاي من از دوره هاست امكان فعاليت در پيج و ندارم متاسفانه دير به دير ميتونم فعال باشم ولي هر روز توي ماشين ويس هاي چنل و گوش ميدم و روزي يك ساعت گوشي و خاموش ميكنم توي دفتر كارم درو قفل ميكنم و روي دوره ها كار ميكنم اين زمانيه كه به خودم اختصاصش دادم با وجود اين كه خيلي كارم زياد شده و حالا از دستاوردم بگم كه من رابطه اي داشتم كه هميشه دعوا بود نامزد بوديم ولي دعوا ها تمومي نداشت هر روز هر دو به جدايي فكر ميكرديم عصبي شده بودم و سر همه فرياد ميزدم دليل اينكه حداقل يك ساعت همه دنيا رو اف ميكنم و شما رو روشن ميكنم تو زندكيم اينه كه بعد يك هفته از كار كردن من ديدم نامزدم عجيب غريب شده كادو ميگرفت سركار ميامد دنبالم يه روز از اين حجم تغييرات ترسيدم گفتم نكنه اينو از دستش بدم همون موقع ها بود يه ويس توي كانال گذاشته بودين مشابه اين كه تغييرات تو باعث تغيير در ديگران ميشه رفتم خونه به خودم گفتم اگه اين تغييرات وابسته به منه خب احمق كنترل دسته تو بعد توي اون ويس گفتيد ببين رابطه براي تو چقدر مهمه اگه مهمه پس روي خودت كار كن ميدونم الان دعوام ميكنيد ولي من اون روز قسم خوردم كه تمرين هاي دوره ها رو هر روز انجام بدم و روزي يكساعت همه دنيا رو اف كنم فقط روي تمرين هاي مكتوب دوره عزت نفس و جزيره گنج كار كنم بينهايت خوب بود بخش طلسم هاي رواني اون قفل هايي كه توي جزيره گنج گفتيد چه سوالايي و كه جواب نداديد توي اون يك ساعت تمرين هاي جزيره رو اخرش انجام ميدم چون به شدت منو شارژ ميكنه برايشروع كارم من به زودي يه ويس ميفرستم چون ميخوام از موفقيت هاي كاريم بگم دوست دارم به اين شاگردتون افتخار كنيد چون دارم تلاش ميكنم و به همه بچه ها ميگم فقط انجام بديد نه يه روز هر روز نتايجش فوق العاده است
پاسخ
-0
انصراف

زهرا محمدی 13 خرداد 98
بهترین دوره ای که می خوام شرکت کنم ممنونم
پاسخ
-0
انصراف

علی 28 ارديبهشت 98
درود و عرض ادب خدمت استاد گرامی خانم هروی من پکیج عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه و بی وقفه طی یک روز نیم آن رو گوش کردم و لذت بردم از این همه مهارت و نفوذ در عمق روان مخاطب عموماً رنجور و با روح و روان زخمی و بسیار آسیب پذیز. که به نظر من ورود به این حوزه محتاج استاد تمامی در تعدادی زیادی از استعداد ها ومهارت ها و بصورت همزمان در برقراری ارتباط موثر می باشد که برخورداری هرکدام از آنها موجب تحولی عظیم در زندگی فرد و گروهی خواهد شد. برای بیان میزان درک و برداشتی که از پکیج مذکور داشتم دو بیت از اشعار شیخ عجل به ذهنم رسید که دوست داشتم به نظر شما رسیده و بسیار خرسند خواهم شد نسبت به آن ابراز نظر بفرمایید. تا مدرسه مناره ویران نشود اسباب قلندری بسامان نشود تا ایمان کَفر و کُفر ایمان نشود یک بنده حقّ به حق مسلمان نشود (سعدی)
پاسخ
-0
انصراف

ارزو حسینی 2 ارديبهشت 98
دوره جذابیت عالی بود,من هنوز نتونستم بخاطر مسائل مالی این دوررو تهیه کنم,ایشالا که زودتر از این دوره هم استفاده کنم, کارتون حرف نداره
پاسخ
-7
انصراف

mana 24 فروردين 98
اولین دوره رو تهیه کردم خیلی خوب بود، مرسی که انقدر خوبین خانم هروی عزیز. وقتی اومدم این دوره رو بخرم تخفیف تموم شده بود. لطفا اگر ممکنه تخفیف رو تمدید کنید
پاسخ
-4
انصراف

Mahsa 5 فروردين 98
عالیه صدبار گوش بدیم بازم کمه سپاس از شما خانم هروی 🙏🏽🌸
پاسخ
-6
انصراف

ایدا 27 اسفند 97
با سلام.خانم هروی من سوالی دارم..هر دو دوره عزت نفس و جذابیت رو خریداری کردم .سوالم این هست که الان خیلی از ادما از شغلشون ناراضی هستن و اونودوس ندارن اگر قرار باشه همه ادما بتونن به شغل الهی خودشون برسن البته در صورتی که بخوان..اونوقع آیا کسی میمونه که بخواد برای کس دیگه کار کنه؟ یا مثلا شغلای سخای مثل کارگر معدن بودن رو انتخاب کنه؟
پاسخ
-10
انصراف
سارا 11 مهر 98
سلام آیدا جون به نظرم تعداد کمی از آدما هستن که بخوان درد تغییر و سختی این مسیر رو تحمل کنن اغلب ما ترجیح میدیم سخت تر کار کنیم و قربانی باشیم تا برای تغییر قدم برداریم
-0
21 تير 98
آره اونم کسانی هستن که حاضر نیستن روی خودشون کارکنن و معتقدن به جبرگرایی وهنوز قدرت خودشون و این جهان رو باور ندارن 😔
-0

ساناز 24 اسفند 97
سلام.خانم هروی من یکسال از فایل رایگان شما در تلگرام استفاده کردم و الان با توجه به اضطراب شدید که تو هر مرحله از کارهای مهم زندگیم دارم این فایل رو خریدم و میخام رو خودم کار کنم تا بتونم قدرتمند به اون چیزی که میخام برسم.ممنونم
پاسخ
-3
انصراف

anahitaaa 4 اسفند 97
خانم هروی من براتون ویس دادم ولی مثل اینکه هنوز گوش نکردید وظیفه خودم می دونم که تشکر کنم و بگم نمی دونید دوره هاتون چقدر برای من مفید بود رابطه من با همسرم کلا تخریب شده بود یه جورایی طلاق عاطفی گرفته بودیم حالم خیلی بد بود افسردگی شدید داروی اعصاب وضعیتم هر روز بد تر میشد هر روز سردرد میگرنی دعوا شغلم و از دست دادم یعنی رفته بودم توی جایی که مثل باتلاق بود هر روز میرفتم پایین تا اینکه یه روز توی کانال یه ویس گوش دادم و تصمیم گرفتم منم زندگیم و تعییر بدم و الان سه ماهه دارو هام و قطع کردم دیگه سردرد ندارم و رابطه ام با همسرم عااالی شده دارم سعی م یکنم با همسرم برای خودم یه دفتر بزنم می خوام کسب و کار خودم رو راه بندازم خیلی دوست دارم که از اون دفتر برای همه زندگی سالمی ها عکس بفرستم و بگم به خودتون فرصت بدید
پاسخ
-3
انصراف

Bahare 30 بهمن 97
سلام من پکیج عزنفس رو کامل از سایت تهیه و دانلود کردم منتها گوشیم ویروسی شد و همش پاک شده الان هم هرچی فکر میکنم رمز عبودم یادم نمیاد خواهش میکنم کمکم کنید. بتزبابی رمز عبور هم هر چی میزنم میگه با مشکل مواج شده با مسوول سایت تماس بگیرین. توی تلگرام پیام دادم . من خیلی نگرانم
پاسخ
-3
انصراف
مدیر سایت 2 اسفند 97
با سلام جای نگرانی نیست لطفا از قسمت تماس با ما یا همینجا، اسم کاربری، آدرس ایمیل یا شماره تماسی که با آن ثبت نام کردید رو برای ما بفرستید تا بررسی شود. با همین اسمی که الان دارید دوره‌ای ثبت نشده است. ممنون
-2

سیما کریمی 6 بهمن 97
بسیار عالی
پاسخ
-0
انصراف

مریم 4 بهمن 97
سلام من هزینه دوره عزت نفس رو پرداخت کردم اینجا، ولی نمی دونن چجوری باید فایلاشو دریافت کنم
پاسخ
-3
انصراف
مدیر سایت 29 بهمن 97
با سلام وقتی وارد حساب کاربری خودتون می‌شین در قسمت پروفایل، می‌تونید دوره ها رو دانلود کنید. یا از همین قسمت روی مشترک شوید کلیک کنید و دوره ها رو دانلود کنید. ممنون
-1

الهام میرزایی 1 بهمن 97
بسیار عالی هست
پاسخ
-0
انصراف

Minarafiee 1 بهمن 97
باسلام و سپاس فراوان از زحمات بی دریغ شما و کار و فعالیت عالیتون.ببخشید من قبلن دوره جذابیتو تهیه کردم.الان برای تهیه عزت نفس تا اعتماد به نفس تخفیف خاصی دارم؟
پاسخ
-2
انصراف
مدیر سایت 29 بهمن 97
همین قیمتی که روی پکیج اعتماد به نفس هست با تخفیف هست. می‌تونید با همین قیمت سفارش بدین
-6

نازنين 30 دی 97
ممنونم خانم هروى
پاسخ
-0
انصراف

نازنين 30 دی 97
ممنونم خانم هروى
پاسخ
-1
انصراف

اپراتور ۲ 30 دی 97
دوست عزیز اگه می خواین به کسی هدیه بدین، می‌تونید به عنوان یک کاربر جدید توی سایت ثبت نام کنید و اون دوره‌ها رو خرید کنید، بعد اطلاعات ثبت نام رو به فردی بدین که قصد دارین بهش هدیه بدین. اون فردی با یوزرنیم و پسوردی که براش درست کردین توی سایت وارد می شه و به فایل‌ها می تونه دسترسی داشته باشه. موفق باشید
پاسخ
-1
انصراف

elaheee 30 دی 97
خانم هروی بابت این دوره هرچی بگم کم گفتم چون واقعا منو با من روبه رو کرد و دستاورد من از این دوره بینهایت عالی بود مبحث طلسم های روانی منو نجات داد خانم هروی فکنم فقط یه کسی که تونسته باشه این طلسم ها رو باز کنه میفهمه چی میگم چون واقعا فهمیدم چرا تاحالا خواستگار نداشتم همش میگفتم چرا مردم میلیارد میلیار در میارن ولی من سگ دو میزنم ماهی ۲تومن به زور درمیارم با کلی منت از طرف خواهرم خانوادم اصلا نمیدونم چطور بگم کامنت گداشتم بگم مرسی که ما رو ول نمیکنین من ثبت نام کردم که حتما فایل هایی که اینجا برامون میزارید و دریافت کنم
پاسخ
-1
انصراف

Asghari 30 دی 97
خانم هروی این پکیج زندگی من و تغییر داده و من تا الان به ۵ نفر این پکیج و هدیه دادم آیا اینجا میتونم خرید کنم چون میخوام دوباره هدیه بدم به دو نفر و از اینجا ارسال کنم لطفا راهنمایی کنید
پاسخ
-3
انصراف
مدیر سایت 29 بهمن 97
با سلام و درود بله می‌تونید. به هر کسی که می‌خواین هدیه بدین، براشون یه حساب دیگه ایجاد کنید. خرید رو با حساب کاربری جدید انجام بدین. بعد اطلاعات کاربری یعنی یوزرنیم و پسوورد رو به اون فرد بدین تا امکان دسترسی به فایل‌های دوره رو داشته باشه.
-3

captcha