هیچ اپراتوری آنلاین نیست. در حال حاضر با استفاده از صفحه تماس با ما می توانید سوالات خود را مطرح کنید.
    سبد خرید خالی است.
    فایل های آموزشی رایگان
    از وقتی همسرم وضع مالیش تغییر کرد رابطه ما هم سرد شد

    از وقتی همسرم وضع مالیش تغییر کرد رابطه ما هم سرد شد

    این صفحه را به دوستانتان بفرستید×
    ایمیل شما:*
    ایمیل گیرنده:*
    نام شما:
    پيام شما:
    کد امنیتی*
    captcha

    از وقتی همسرم وضع مالیش تغییر کرد رابطه ما هم سرد شد 

    چه کنم تا روابط خوبم را از دست ندهم

    پاسخ به سوال اینستاگرامی شما




    اطلاعات بیشتر

    مدرس: سوده هروی 

    تهیه شده در موسسه زندگی سالم 

    مشخصات فنی
    دانلود
    از وقتی همسرم وضع مالیش تغییر کرد رابطه ما هم سرد شد
    نوع فایلنام فایل

    اندازه
    icon ظرفیت.mp3 دانلود فایل    پخش آنلاین 3.52 MB
    ارسال نظر
    captcha
    اخرین نظرات
    Elham 18 مهر 99
    فوق العاده قدرتمندبود، هر روز كه فايلهاي رايگان رو گوش ميكنم به تقويت قدرت فكري و روحي و انرژي روانيم افزوده ميشه، خانم هروي سپاسگزارم بخاطر تلاشي كه سالها براي خودشناسي سرمايه گذاري كرده ايد، اين فايلها در بهترين زمان اكنون به عمق جان مينشيند. الهام علمدار
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Elham 18 مهر 99
    فوق العاده قدرتمندبود، هر روز كه فايلهاي رايگان رو گوش ميكنم به تقويت قدرت فكري و روحي و انرژي روانيم افزوده ميشه، خانم هروي سپاسگزارم بخاطر تلاشي كه سالها براي خودشناسي سرمايه گذاري كرده ايد، اين فايلها در بهترين زمان اكنون به عمق جان مينشيند. الهام علمدار
    پاسخ
    -0
    انصراف

    27 مرداد 99
    سلام سوده جان. من 39ساله هستم و از کودکی همیشه طردشدم، اذیت شدم، کتک های وحشتناکی خوردم، از روابط زیادی طرد شدم و تنها موندم، بارها گدایی محبت میکردم ولی دریافتی نداشتم، همیشه خونواده بهم میگفتند تو زشتی و من هیچوقت به حساب نمیومدم، بیرون از خونه محبت گدایی میکردم، مادرم سنگدل بود و رفتار خوبی با من نداشت، بار ها از خونه فرار کردم، 2بار کارم به طلاق کشیده شد و با یک بچه 11سال پیش جدا شدم با یک خیانت خونواده قبولم نکرد، سالها با بچه کوچک تنها زندگی کردم، درس خوندم، مدرک گرفتم، همیشه دنبال دریافت محبت بودم و خسته شدم و مهاجرت کردم به ترکیه با آقایی آشنا شدم که ادعا داشت عاشق من هست ولی بعد از 2ماه این آقا شروع کرد به کتک زدن من و هر بار بدتر کتکم میزد و انگار دوران کودکیم تکرار میشد، این اقا توهین های خیلی زشتی به من و خانواده م میکرد ولی با اینحال با تمام اذیت ها با این اقا ازدواج کردم که به خانواده خودم اثبات کنم منم میتونم سروسامون بگیرم بعد از ازدواج مجدد تمام فحاشی ها و کتک کاری ها بیشتر شد، خیلی اذیت شدم و بعد از 5ماه تصمیم به جدایی گرفتم، به ایران برگشتم و قرار شد اون اقا هم بیاد اما وقتی من برگشتم بهم گفت نمیام و دیگه نمیخوام باهات زندگی کنم و زندگی روی سر من آوار شد با کانال آشنا شدم، دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم، حال روحی وحشتناکی داشتم و به شدت آروم شدم انگار روی ابر ها بودم، طلسم ها و سایه هام رو دیدم رابطه من با مادرم فوق العاده شد، الان حرفهایی از مادرم میشنوم و محبت هایی از مادرم میبینم که اصلا باورم نمیشه تن صدای من آروم و نرم شده، همه بهم میگن چهره ت جذاب شده، میگن دوست داریم نزدیک تو باشیم من مسیحی هستم و اولش فکر میکردم شاید این دوره ها برای من جواب نده اما جواب داد دوره از جدایی تا تعالی رو گرفتم و انگار دقیقا زندگی من بود، تمام مطالب انگار از وجود من خارج شده بود و من تمام اون هارو داشتم، من تا مدتها نمیتونستم بخوابم، غذا بخورم، دلشوره های وحشتناک داشتم، مدام میخوابیدم و دچار افسردگی شده بودم ولی با دوره جدایی خیلی اروم شدم و با درونم آشتی کردم همسرم به من پیام داد، خواهش کرد ببخشمش ، اقرار کرد اشتباه کرده، من نپذیرفتم اما اون اقا ازم فرصت خواست و راهنمایی خواست که خودش رو اصلاح کنه و من دوره ها رو بهش معرفی کردم تا گوش کنه و خودشو تغییر بده و بعد به زندگیمون برگردیم پیشنهادات کاری زیادی بهم میشه و دیگه احساس لیاقت برای داشتن یک کار خوب با درامد بالا دارم.ممنونم سوده جان
    پاسخ
    -0
    انصراف

    27 مرداد 99
    سلام سوده جان. من 39ساله هستم و از کودکی همیشه طردشدم، اذیت شدم، کتک های وحشتناکی خوردم، از روابط زیادی طرد شدم و تنها موندم، بارها گدایی محبت میکردم ولی دریافتی نداشتم، همیشه خونواده بهم میگفتند تو زشتی و من هیچوقت به حساب نمیومدم، بیرون از خونه محبت گدایی میکردم، مادرم سنگدل بود و رفتار خوبی با من نداشت، بار ها از خونه فرار کردم، 2بار کارم به طلاق کشیده شد و با یک بچه 11سال پیش جدا شدم با یک خیانت خونواده قبولم نکرد، سالها با بچه کوچک تنها زندگی کردم، درس خوندم، مدرک گرفتم، همیشه دنبال دریافت محبت بودم و خسته شدم و مهاجرت کردم به ترکیه با آقایی آشنا شدم که ادعا داشت عاشق من هست ولی بعد از 2ماه این آقا شروع کرد به کتک زدن من و هر بار بدتر کتکم میزد و انگار دوران کودکیم تکرار میشد، این اقا توهین های خیلی زشتی به من و خانواده م میکرد ولی با اینحال با تمام اذیت ها با این اقا ازدواج کردم که به خانواده خودم اثبات کنم منم میتونم سروسامون بگیرم بعد از ازدواج مجدد تمام فحاشی ها و کتک کاری ها بیشتر شد، خیلی اذیت شدم و بعد از 5ماه تصمیم به جدایی گرفتم، به ایران برگشتم و قرار شد اون اقا هم بیاد اما وقتی من برگشتم بهم گفت نمیام و دیگه نمیخوام باهات زندگی کنم و زندگی روی سر من آوار شد با کانال آشنا شدم، دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم، حال روحی وحشتناکی داشتم و به شدت آروم شدم انگار روی ابر ها بودم، طلسم ها و سایه هام رو دیدم رابطه من با مادرم فوق العاده شد، الان حرفهایی از مادرم میشنوم و محبت هایی از مادرم میبینم که اصلا باورم نمیشه تن صدای من آروم و نرم شده، همه بهم میگن چهره ت جذاب شده، میگن دوست داریم نزدیک تو باشیم من مسیحی هستم و اولش فکر میکردم شاید این دوره ها برای من جواب نده اما جواب داد دوره از جدایی تا تعالی رو گرفتم و انگار دقیقا زندگی من بود، تمام مطالب انگار از وجود من خارج شده بود و من تمام اون هارو داشتم، من تا مدتها نمیتونستم بخوابم، غذا بخورم، دلشوره های وحشتناک داشتم، مدام میخوابیدم و دچار افسردگی شده بودم ولی با دوره جدایی خیلی اروم شدم و با درونم آشتی کردم همسرم به من پیام داد، خواهش کرد ببخشمش ، اقرار کرد اشتباه کرده، من نپذیرفتم اما اون اقا ازم فرصت خواست و راهنمایی خواست که خودش رو اصلاح کنه و من دوره ها رو بهش معرفی کردم تا گوش کنه و خودشو تغییر بده و بعد به زندگیمون برگردیم پیشنهادات کاری زیادی بهم میشه و دیگه احساس لیاقت برای داشتن یک کار خوب با درامد بالا دارم.ممنونم سوده جان
    پاسخ
    -0
    انصراف

    captcha
    پشتیبانی